افت تولید گاز و در پی آن کاهش تولید میعانات و تأثیر آن بر کاهش تولید بنزین موضوع مهمی است. این مسائل مستقل هم نیستند و همه زنجیروار به هم متصل هستند، زنجیر آخر کاهش تولید گاز کم شدن تولید بنزین است که خدمات شهری و حمل و نقل آسیب میبیند و در نهایت نیز روی جیدیپی تأثیر منفی دارد به عبارت دیگر انرژی یک ابزار لازم برای توسعه اقتصادی کشور است و واقعیت این است که ما به دلیل اینکه به اندازه کافی سرمایهگذاری نکردیم و نتوانستیم به فناوری روز دسترسی داشته باشیم، به چالش امروز برخوردهایم.
مسئله ما در حوزه انرژی فقط پول نیست، بلکه به دلیل شرایط صحنه بینالملل کسی حاضر نیست فناوری روز را در اختیار ما قرار دهد. در نتیجه ما نتوانستیم و نمیتوانیم تولید را در بخش گاز در حد ثابت نگه داریم؛ یعنی شیب منفی است و در بخش تقاضا در بخش خانگی 10 تا 15 رشد داشتیم بنابراین آنچه مسلم است رشد تقاضا شیب مثبت و رشد تولید شیب منفی داشته است. این بدان معناست که ناترازی داریم و دیر یا زود وارد دوران ناترازی فزاینده در بخش گاز میشویم.
علاوه بر عدم توان در پاسخگویی به نیاز داخل به لحاظ صادرات هم به مشکل برمیخوریم، سهم صادراتمان از کل تولید گاز کم و حدود کمتر از 5 درصد است و وقتی در فصل سرما برای نیاز داخل گاز کم داریم، امکان صادرات نیز نداریم نتیجه اینکه کشورهای که با ما قرارداد گاز داشتند وقتی میبینند ما تأمینکننده قابل اتکا و اطمینان نیستیم قراردادها را تمدید نمیکنند. ما اکنون با پاکستان، ترکیه و عراق این مشکلات را داریم بنابراین دیر یا زود بازار صادرات گاز را به دلیل ناترازی در تأمین دائمی گاز با طرف خارجی از دست خواهیم داد که این رویه بلافاصله در درآمد ارزی کشور نقش داشته و سیکل منفی خواهیم داشت.
همچنین وقتی در زمستان به کمبود گاز میخوریم گاز بخش صنایع و نیروگاه را قطع میکنیم تا نیاز تقاضای بخش خانگی را که کمترین تأثیر را در اقتصاد ملی و البته بیشترین تأثیر سیاسی را دارد، پاسخ دهیم، بنابراین دولت برای تأمین نیاز این بخش به هر نحو ممکن یک تصمیم سیاسی میگیرد.