نعیم نوربخش-روزنامه نگار: افزایش قیمت بنزین جایگاهها به 5 هزار تومان، تازهترین تصمیم دولت در مسیر اصلاح قیمت حاملهای انرژی است؛ تصمیمی که با هدف کاهش قاچاق سوخت، مدیریت مصرف و کاهش رانت اعلام شد اما همزمان موجی از نگرانیها درباره پیامدهای اقتصادی و اجتماعی آن ایجاد کرد. دولت تأکید دارد که سهمیه 60 لیتری هزار و 500 تومانی و سهمیه 100 لیتری سههزار تومانی تغییری نکرده و تنها «بنزین کارت جایگاهها» اصلاح شده است اما کارشناسان میگویند این سیاست نه میتواند قاچاق را کاهش دهد و نه مصرف را مهار کند. «نقش اقتصاد» در گفتگو با سه کارشناس برجسته حوزه انرژی و اقتصاد از سه زاویه کاملاً متفاوت به بررسی تبعات افزایش قیمت بنزین، آثار تورمی، عدالت اجتماعی و الزامات اصلاحات ساختاری پرداخته است که در ادامه میخوانید.
هاشم اورعی: سرطان را با آسپرین درمان نمیکنند
هاشم اورعی، استاد دانشگاه صنعتی شریف و کارشناس انرژی، سیاست سهنرخی شدن بنزین را ناکارآمد و فاقد اثر مهارکننده بر قاچاق میداند. او صریح میگوید: «مگر میشود بیماری سرطان را با قرص آسپرین درمان کرد؟ اختلاف قیمت داخلی و خارجی سوخت آنقدر زیاد است که این تغییر جزئی، کوچکترین تأثیری بر قاچاقچیان حرفهای ندارد.» اورعی با اشاره به سهم بالای دهکهای کمدرآمد در بازار تاکسیهای اینترنتی، هشدار میدهد که «این دهکها بیشترین فشار را از اصلاح قیمت بنزین تحمل میکنند». او میگوید: «دهکهای ثروتمند چند خودرو و سهمیه متعدد دارند، آن هم خودروهای کممصرف. دهکهای پایین معمولاً یک خودرو دارند و سهمیهشان محدود است. در چنین ساختاری، افزایش قیمت بنزین نه تنها عدالت ایجاد نمیکند، بلکه به زیان گروههای کمدرآمد نیز تمام میشود.» او راهحل را آزادسازی قیمت و پرداخت نقدی یارانه به دهکهای پایین میداند. به گفته اورعی: «90 درصد قاچاق سوخت مربوط به گازوییل است؛ قیمتی که در ایران تنها 300 تومان است.» بنابراین تا زمانی که قیمت گازوییل و بنزین با قیمت جهانی فاصله نجومی دارد، «قیمت 5 هزار تومانی هیچ دردی را دوا نمیکند.» اورعی بر این باور است که «مشکل اصلی در عرضه و تقاضای انرژی، کیفیت خودروهای داخلی و نبود حملونقل عمومی کارآمد است. با قیمتگذاری سوخت، مصرف کم نمیشود؛ وقتی 22 میلیون خودروی فرسوده در کشور داریم. از سوی دیگر مصرف انرژی ما دو برابر متوسط جهانی است؛ چون مردم چارهای ندارند جز استفاده از خودروهای پرمصرف.» او تأکید میکند که دولت باید «درآمد حاصل از اصلاح قیمت را شفاف اعلام کند و آن را صرف توسعه حملونقل عمومی کند، نه جبران کسری بودجه».
وحید شقاقی: افزایش قیمت بدون اصلاحات ساختاری، تورم میسازد
وحید شقاقی شهری، اقتصاددان و عضو هیأت علمی دانشگاه خوارزمی، اساساً با سیاست «افزایش قیمت بدون اصلاحات ساختاری» مخالف است. او معتقد است: «این اصلاحات تکسیاستی است و فقط فشار معیشتی را بالا میبرد. اگر ساختار اصلاح نشود، دوباره دو سال دیگر بنزین را گران میکنند.» شقاقی میگوید اصلاح قیمت بنزین باید در کنار مجموعهای از تغییرات بنیادین انجام شود: «کاهش انحصارات، رقابتیکردن اقتصاد، افزایش شفافیت، مبارزه با فساد، بهبود محیط کسبوکار و کاهش فشار مالیاتی بر تولید.» او هشدار میدهد که «اصلاحات قیمتی بدون این پیشنیازها، صرفاً به تورم دامن میزند.» شقاقی با اشاره به اینکه چند میلیون نفر از محل تاکسیهای اینترنتی زندگی میگذرانند، میگوید: «درآمد این افراد مستقیماً به قیمت بنزین وابسته است. افزایش قیمت بنزین به کاهش درآمد آنها و در نهایت افزایش فقر منجر میشود.» به گفته او: «تورم پایان سال به 45 درصد میرسد. تورم نقطهبهنقطه اسفند 1404 بین 55 تا 60 درصد خواهد بود و رکود تورمی بزرگ، فرسودگی زیرساختها و کسری بودجه شدید، خطر انفجار تورمی را بیشتر میکند.» شقاقی با لحنی تند میگوید: «یک تصمیم درست اگر در زمان اشتباه اجرا شود، تبدیل به یک سیاست اشتباه میشود.» به باور او، افزایش قیمت بنزین در میان یک تورم افسارگسیخته، تنها بیثباتی و فشار اجتماعی ایجاد میکند.»
آرش نجفی: افزایش 2 هزار تومانی اثری بر ناترازی ندارد
آرش نجفی، رییس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران، نگاه کاملاً متفاوتی دارد. او افزایش قیمت بنزین را بسیار کوچکتر از آن میداند که اثری بر تورم یا مصرف داشته باشد. به گفته نجفی: «افزایش قیمت بنزین جایگاهها مصرف را فقط 2 تا 3 درصد کاهش میدهد. زیرا نسبت قیمت بنزین با قیمت دلار، در مقایسه با گذشته ناچیز است». او یادآوری میکند: «در زمان دلار 9800 تومانی، بنزین 3 هزار تومان معادل 33 سنت بود. اما امروز با دلار 113 هزار تومانی، بنزین حتی به یک سنت هم نمیرسد.» نجفی تأکید میکند: «کشوری که هزار درصد تورم را در هفت سال تحمل کرده، با افزایش 2 تا 3 درصدی قیمت بنزین متأثر نمیشود.» تنها خطر واقعی، موجسواری سودجویان است که دولت باید کنترل کند. نجفی پیشنهاد میدهد: «یارانه انرژی باید به خانوار پرداخت شود، کارت سبز انرژی باید جایگزین کارت سوخت فعلی شود، یارانه سوخت نباید قابل نقد شدن یا خرج شدن در حوزههای غیرانرژی باشد این مدل از افزایش نقدینگی و تورم جلوگیری میکند». او میگوید: «وقتی یارانه سوخت به خودرو داده میشود، تنها صاحبان خودرو منتفع میشوند. اما یارانه باید حق خانوار باشد تا عدالت برقرار شود.»
سه نگاه، یک نتیجه
به گزارش نقش اقتصاد، هر سه کارشناس از زاویهای متفاوت، یک پیام مشترک دارند: افزایش قیمت بنزین، چه 5 هزار تومان باشد و چه بیشتر، بدون اصلاحات عمیق اقتصادی راه به جایی نمیبرد. اورعی بر ناکارآمدی سهنرخی شدن و ضرورت ارتقای کیفیت خودرو و حملونقل عمومی تأکید دارد. شقاقی معتقد است اصلاحات قیمتی بدون تغییرات ساختاری فقط تورم و فقر تولید میکند. نجفی میگوید افزایش اخیر آنقدر کوچک است که نه مصرف را کاهش میدهد و نه اثری بر بودجه دارد، اما توزیع یارانه باید اصلاح شود. در نهایت به نظر میرسد مشکل اصلی بنزین در ایران، قیمت نیست؛ ساختار است. تا زمانی که کیفیت خودرو، ناترازی انرژی، قاچاق سازمانیافته، نبود شفافیت و بحران کسری بودجه حل نشود، هر اصلاح قیمتی یا بیاثر خواهد بود یا تورمزا.

