رضا حاجی کریم –رئیس فدراسیون صنعت آب ایران
مسئله انتقال آب به منظور تأمین نیاز صنایع، دارای دو بعد اصلی و مهم است که یک بعد آن محیطزیستی و بعد دیگر اقتصادی است. از منظر اقتصادی، هر صنعت موظف است این موضوع را در قالب مدلهای هزینه و فایده بررسی کند تا مشخص شود که آیا انتقال آب برای آن صرفه اقتصادی دارد یا در بلند مدت نتیجه عکس به همراه خواهد داشت. در شرایط فعلی، با وجود اجرای خطوط انتقال آب به استانهایی مانند کرمان و یزد، این موضوع برای همه صنایع توجیهپذیر نیست. به عنوان مثال، برای صنایع مس این اقدام میتواند اقتصادی باشد چراکه حاشیه سود این صنعت بالا است، اما برای برخی صنایع فولادی ممکن است فاقد توجیه اقتصادی باشد. از سوی دیگر، در بعد محیطزیستی لازم است هم مبدأ و هم مقصد انتقال آب به دقت مورد توجه قرار بگیرند؛ چراکه پیامدهای زیستمحیطی مبدأ و الزامات و اقتضائات مقصد در این میان از موضوعاتی هستند که در چارچوب مباحث پایداری سرزمین قرار میگیرند و نمیتوان آنها را با هیچ معیار یا محاسبهای نادیده گرفت و بیتوجهی به این مسائل در آینده تبعات سنگینی از جمله تشدید مهاجرت به دنبال خواهد داشت. نکته مهم دیگر، خطر ایجاد امید واهی در میان افکار عمومی است. بسیاری از مردم تصور میکنند که اجرای پروژههای انتقال آب میتواند مشکل کمآبی را به طور کلی حل کند، در حالی که چنین برداشتی کاملاً نادرست است. آبی که با هزینههای بالا یعنی حدود دو تا پنج یورو، تأمین میشود، تنها برای مصارف صنعتی با حاشیه سود بالا توجیه اقتصادی دارد و هم برای مصارف خانگی و هم چنین مصارف کشاورزی اصلاً مناسب نیست. افزون بر این، انتقال آب لزوماً منجر به کاهش برداشت از منابع آب منطقهای، بهویژه آبهای زیرزمینی که پیشتر توسط صنایع مورد استفاده قرار میگرفتند، نخواهد شد و الزاماً دسترسی مردم مناطق مقصد را نیز به شکل معناداری بهبود نمیبخشد. مصرف آب صنایع، در مقایسه با سایر بخشها، بالا نیست. آنچه مصرف بسیار بالایی دارد و فشار اصلی را بر منابع آبی کشور وارد میکند، بخش کشاورزی است و تا زمانی که این کاهش مصرف، رخ ندهد، حتی انتقال آب از خلیج فارس نیز مشکل کمآبی اصفهان را حل نخواهد کرد.




