شهلا جزایی: بازار خودرو ایران در ماههای اخیر وارد مرحلهای تازه از التهاب شده است؛ مرحلهای که دیگر فقط به افزایش قیمت کارخانه یا بازار آزاد محدود نمیشود، بلکه زنجیرهای از مشکلات بههمپیوسته را دربر میگیرد؛ از جهش قیمت خودرو و رسیدن کف بازار به 700 میلیون تومان گرفته تا انفجار قیمت قطعات یدکی، خواب طولانی خودروها در تعمیرگاهها و تداوم زیان انباشته خودروسازان بزرگ. کارشناسان معتقدند آنچه امروز در بازار دیده میشود، نه یک شوک مقطعی بلکه نتیجه سالها انباشت تورم، سیاستگذاری دستوری و حکمرانی ناکارآمد در صنعت خودرو است. «نقش اقتصاد» برای تحلیل بهتر این موضوع با سه کارشناس به گفتگو نشسته که در ادامه میخوانید.
انتقال تورم 60 درصدی به بازار خودرو منطقی بود
مسیح فرزانه، کارشناس صنعت خودرو، با اشاره به شرایط اقتصاد کلان میگوید بازار خودرو از ابتدای پاییز وارد مسیری شد که ادامه آن قابل پیشبینی بود. به گفته او وقتی تورم اقلام روزانه به محدوده 60 درصد میرسد، انتظار اینکه خودرو از این موج در امان بماند، غیرواقعبینانه است. فرزانه تاکید میکند که افزایش قیمت خودرو همزمان با افت شدید قدرت خرید رخ داده و این شکاف، مصرفکننده واقعی را بیش از گذشته از بازار خارج کرده است. او معتقد است تحلیل بازار خودرو صرفاً با ابزار عرضه و تقاضا ممکن نیست؛ چرا که هر دو متغیر بهشدت دچار اختلال شدهاند. آنچه کمتر به آن توجه شده، عقبماندگی تاریخی قیمت خودرو نسبت به نرخ ارز است؛ شکافی که طی دو سال گذشته بهطور میانگین به 30 تا 35 درصد رسیده و هنوز هم بهطور کامل جبران نشده است.
فنر قیمتها بهدلیل سرکوب دستوری ناگهان رها شد
به گزارش «نقش اقتصاد»، فرزانه جهش قیمتی اخیر را نتیجه مستقیم سیاستهای دستوری میداند. به گفته او، زمانی که قیمتها بهصورت مصنوعی فریز میشوند، فشار انباشتهشده در نهایت به شکل جهشهای ناگهانی و شوکآور بروز میکند. اگر آزادسازی قیمتها بهصورت تدریجی و شفاف انجام میشد، افزایشها خزندهتر و قابلتحملتر بود. این کارشناس بازار خودرو هشدار میدهد که با نزدیک شدن به بازه شب عید، رفتارهای هیجانی بازار تشدید خواهد شد. به گفته او، امروز قیمت پژو 207 اتوماتیک پانوراما به مرز یکمیلیارد و 500 میلیون تومان رسیده و کف قیمت خودرو در بازار آزاد نیز حدود 700 میلیون تومان برآورد میشود؛ اعدادی که تا چند سال پیش غیرقابل تصور بودند. با وجود ریسکهای موجود، آمار ثبتنام خودرو همچنان بالاست. فرزانه این موضوع را نشانهای از تداوم ماهیت سرمایهای خودرو در اقتصاد ایران میداند. او میگوید هرچند بازدهی خودرو نسبت به بازارهایی مانند ارز و طلا کمتر است، اما برای بخش بزرگی از جامعه همچنان یکی از معدود ابزارهای حفظ ارزش دارایی محسوب میشود. همین نگاه سرمایهای باعث شده حتی در شرایط نااطمینانی، تقاضا بهطور کامل فروکش نکند.
بازار قطعات یدکی عملاً از کنترل خارج شده است
اما بحران بازار خودرو فقط به قیمت خرید ختم نمیشود. رضا برنابادی، کارشناس صنعت خودرو، معتقد است هزینه نگهداری خودرو به مرحله نگرانکنندهای رسیده است. به گفته او، حتی در شرایط ثبات ارز هم بازار قطعات یدکی رشد سالانه قیمت دارد، اما نوسان ارزی اخیر باعث شده این افزایشها با شیب تند و ناگهانی رخ دهد. برنابادی توضیح میدهد که مشکل فقط گرانی نیست؛ در بسیاری موارد قطعه عرضه نمیشود. فروشندگان و حتی برخی واردکنندگان با پیشبینی افزایش بیشتر قیمتها، ترجیح میدهند قطعات را نگه دارند. نتیجه این رفتار، کاهش عرضه و بینظمی کامل در قیمتهاست؛ بهطوری که هر رقمی میتواند مبنای معامله قرار گیرد.
خواب خودروها در تعمیرگاه رکورد زده است
به گزارش «نقش اقتصاد»، به گفته برنابادی، کمبود قطعات بهویژه در خودروهای وارداتی و چینی به مرحله بحرانی رسیده است. برخلاف تصور عمومی، حتی برندهای ژاپنی و کرهای نیز با کمبود شدید قطعه مواجهاند. در خودروهای چینی، چه مونتاژی و چه وارداتی، مشکل جدیتر است؛ چرا که قطعات یدکی متناسب با تیراژ تولید تأمین نشدهاند. او میگوید در سه تا چهار ماه اخیر، خواب خودروها در تعمیرگاهها بهشدت افزایش یافته و بسیاری از این خرابیها مربوط به قطعات مصرفی روزمره است، نه تصادفات. نمونههایی مانند سرسیلندر 120 میلیونتومانی یا گیربکسهایی با قیمت تا 250 میلیون تومان، بهخوبی نشان میدهد که هزینه نگهداری خودرو تا چه اندازه از توان مالی مصرفکننده فاصله گرفته است.
مساله صنعت خودرو، پول نیست؛ حکمرانی است
به گزارش «نقش اقتصاد»، در سطحی کلانتر، حسین مقیسه، تحلیلگر اقتصاد و صنعت خودرو، ریشه بحران را در حکمرانی میداند. او با اشاره به تجربه نجات خودروسازی آمریکا در بحران 2008 تاکید میکند که آنچه جنرالموتورز و کرایسلر را نجات داد، تزریق پول نبود بلکه اصلاح ساختار مالکیت، مدیریت و خروج تدریجی دولت بود. مقیسه معتقد است صنعت خودروی ایران نیز دچار انباشت مزمن ناکارآمدی شده است؛ زیان انباشته، پرتفوی محصول قدیمی، دخالتهای سیاسی و قیمتگذاری دستوری، همان عواملی هستند که آمریکا پیش از بحران 2008 با آن مواجه بود. با این تفاوت که در ایران، بحران بهتدریج عادیسازی شده است. به باور این تحلیلگر، نجات سایپا و ایرانخودرو بدون اصلاح حکمرانی ممکن نیست. تفکیک داراییهای زیانده، اصلاح مالکیت، شرطیسازی حمایتها و کنار گذاشتن قیمتگذاری دستوری، پیشنیاز هرگونه احیای پایدار است. او هشدار میدهد که ادامه مسیر فعلی، فقط به فرسایش بیشتر سرمایه اقتصادی و اجتماعی منجر میشود.




