علیرضا خانمحمدی: شرایط سیاسی و اقتصادی این روزهای کشور حاکی از آنست که رویکرد سازمان بورس در زمان وقوع جنگ میتواند جو را آرام کند یا به آن ضربه بزند. چرا که با وجود انتشار اخبار مثبت از سوی طرفین ایرانی و آمریکایی، اخبار منفی پیرامون موضوع مذاکرات و تحولات نظامی نیز بسیار زیاد است. حافظه تاریخی معاملهگران و ترس از تغییر رویکرد در مذاکرات، در کنار لحن تهدیدآمیز طرفین و اخبار پراکنده مبنی بر عدم توافق بر سر جزئیات، باعث شده بازار نسبت به این موضوع بدبین شده و فشار عرضه بسیار بالا برود. البته در صورت حصول توافق، کل بازار از این موضوع بهرهمند خواهد شد. در بازار سرمایه هیچ شرکتی وجود ندارد که از توافق سود نبرد؛ چرا که حتی شرکتهای غیرصادراتی که در بخش واردات فعال هستند، از تغییرات نرخ دلار، ورود تجهیزات و دستیابی به بازارهای جدید صادراتی منتفع میشوند. در این میان در صورت توافق، شرکتهای صادراتمحور بیشترین نفع را از رفع تحریمها خواهند برد. همچنین شرکتهای دارویی بیشترین نفع خود را از بحث افزایش نرخ ارز دریافت میکنند. حتی حذف ارز ترجیحی و تغییرات نرخ دلار، اگرچه در کوتاهمدت اثر منفی بر این شرکتها دارد اما در بلندمدت تاثیرات مثبتی بر صنعت دارو خواهد داشت. از سوی دیگر در زمان جنگ و بحران، بازار قطعاً باید تعطیل باشد. کسی را نمیشناسم در زمان جنگ و بحران باز بودن بازار را مطرح کند، اما مسئله اصلی در این میان، مدت زمان بسته بودن و استراتژی بازگشایی بازار است. باید به سرمایهگذاران دید روشنی داده شود که بازار چه مدت بسته میماند و مکانیزم بازگشایی آن چگونه خواهد بود. در زمان جنگ، اکثر افرادی که خواهان بازگشایی بازار هستند، قصد دارند دارایی خود را خارج کرده و به بازار طلا منتقل کنند. اما باید سازوکاری ایجاد شود که دسترسی مردم به ویژه کسانی که در صندوقهای درآمد ثابت و طلا سرمایهگذاری کردهاند، به صورت مدیریت شده فراهم شود. نباید اجازه داد خروج سنگین پول از صندوقها اتفاق بیفتد، چرا که این موضوع میتواند کل سیستم مالی را تحت تأثیر قرار دهد. پس از مدیریت صندوقهای درآمد ثابت و طلا، میتوان مکانیزمهای بعدی را برای دسترسی به داراییها در بخش سهام و اوراق دولتی ایجاد کرد.

