نسیم ستوده-روزنامه نگار: فروکش کردن تنشهای نظامی، افزایش امید به تداوم مذاکرات میان ایران و آمریکا، کاهش نگرانیها درباره امنیت مسیرهای صادرات نفت در خلیج فارس و احتمال افزایش عرضه نفت ایران ازمهم ترین عوامل برای تغییر قیمت محصولی بشمار میآیند که اینروزها در مسیر نزولی قرار گرفته است. شرایطی که بازار نفت را بار دیگر در آستانه یک تغییر مهم قرار داده وموجب افزایش احتمال بازگشت نفت ایران به بازارهای جهانی و تعدیل محدودیتهای صادراتی شده است.
حال آنکه در نگاه نخست، افت قیمت نفت برای کشوری که بخش مهمی از درآمدهای ارزی خود را از صادرات نفت تأمین میکند، خبر چندان خوشایندی نیست؛ اما واقعیت اقتصاد ایران، نشان میدهد که کاهش قیمت نفت، اگر با افزایش حجم صادرات، تسهیل مبادلات بانکی و مدیریت صحیح منابع ارزی همراه شود، میتواند پیامدهایی متفاوتی را نسبت به گذشته به همراه داشته باشد.
نفت؛ همچنان ستون اصلی اقتصاد ایران
به گزارش «نقش اقتصاد»، اگرچه طی سالهای اخیر، بارها بر ضرورت کاهش وابستگی اقتصاد ایران به درآمدهای نفتی تأکید شده، اما واقعیتهای آماری نشان میدهد که نفت همچنان به عنوان یکی از مهمترین منابع تأمین ارز، بودجه عمومی و سرمایهگذاری کشور، مطرح است. بخش مهمی از منابع ارزی مورد نیاز، برای واردات کالاهای اساسی، مواد اولیه صنایع، تجهیزات تولیدی و اجرای پروژههای عمرانی از محل صادرات نفت و فرآوردههای نفتی تأمین میشود.
به همین دلیل هرگونه نوسان در بازار جهانی نفت به سرعت بر شاخصهای کلان اقتصادی ایران اثر میگذارد. نرخ ارز، تورم، حجم نقدینگی، بودجه دولت، بازار سرمایه و حتی فضای روانی فعالان اقتصادی، همگی به نوعی از تحولات بازار نفت، تأثیر میپذیرند.
این وابستگی باعث شده است که هر بار، کاهش یا افزایش قیمت نفت، به موضوعی تبدیل شود؛ که میتواند مسیر تصمیمگیری اقتصادی دولت و فعالان بخش خصوصی را نیز تغییر دهد.
کاهش قیمت؛ اما افزایش صادرات
به گزارش «نقش اقتصاد»، در نگاه سنتی، پایین آمدن قیمت نفت به معنای کاهش درآمد کشورهای صادرکننده است؛ این چنین که سقوط نرخ این محصول، پیش از هر بخش دیگری، منابع مالی دولت را تحت تأثیر قرار میدهد. در اقتصاد ایران، با وجود آنکه سهم درآمدهای مالیاتی طی سالهای اخیر افزایش یافته، اما همچنان بخش قابل توجهی از بودجه عمومی به درآمدهای نفتی وابسته است. به همین دلیل هر کاهش محسوس در قیمت نفت میتواند تراز مالی دولت را با چالش مواجه کند.
هنگامی که ارزش هر بشکه نفت کاهش مییابد، درآمد حاصل از صادرات نیز افت میکند و این اتفاق بهویژه زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که دولت بودجه سالانه خود را بر پایه قیمتهای بالاتر تنظیم کرده باشد. در چنین شرایطی دولت، ناچار است یا از هزینههای عمرانی و توسعهای بکاهد، یا از محل استقراض و انتشار اوراق مالی منابع مورد نیاز خود را تأمین کند؛ راهکارهایی که هر یک در بلندمدت پیامدهای خاص خود را بر اقتصاد کشور برجای میگذارند.
با این حال وضعیت کنونی تفاوت مهمی با سالهای گذشته دارد. به گونهای که کاهش قیمت نفت همزمان با افزایش احتمال بازگشت رسمی نفت ایران به بازارهای جهانی رخ داده و اگر کاهش قیمت با افزایش حجم صادرات همراه باشد، بخشی از افت درآمد، جبران خواهد شد. در واقع افزایش تعداد بشکههای صادر شده میتواند تا حد زیادی کاهش ارزش هر بشکه را خنثی کند. از این منظر، آنچه بیش از قیمت نفت اهمیت دارد، میزان دسترسی ایران به بازارهای جهانی و امکان انتقال آزادانه درآمدهای ارزی است.
درهمین راستا خاویر بلاس، تحلیلگر انرژی بلومبرگ، برآورد کرده است که ایران در صورت بازگشت کامل به بازار و امکان انتقال درآمدهای نفتی، میتواند سالانه بین 60 تا 70 میلیارد دلار درآمد نفتی را کسب کند.
به گزارش «نقش اقتصاد»، از سوی دیگر، مدیریت صحیح منابع نفتی نیز نقش تعیینکنندهای دارد. تجربه اقتصاد ایران نشان داده است که حتی در دورههای وفور درآمدهای نفتی نیز نبود برنامهریزی بلندمدت باعث شده فرصتهای ارزشمند برای توسعه زیرساختها از دست برود. بنابراین، حتی با افزایش درآمدهای نفتی، هدایت این منابع به سمت سرمایهگذاری مولد، توسعه حملونقل، انرژی، فناوری و حمایت از تولید داخلی، اهمیت بیشتری از افزایش صرف درآمدها خواهد داشت.
علاوه بر این، کاهش هزینههای حملونقل، بیمه، واسطهگری و نقلوانتقال مالی نیز میتواند بخشی از کاهش قیمت نفت را جبران کند. در گذشته بخش قابل توجهی از درآمد نفتی ایران صرف دور زدن تحریمها و استفاده از مسیرهای پرهزینه انتقال پول میشد، اما کاهش این هزینهها عملاً به افزایش ارزش واقعی درآمدهای نفتی خواهد انجامید. ضمن آنکه دسترسی آسانتر به منابع ارزی میتواند فشار بر بازار ارز داخلی را کاهش دهد و زمینه را برای ثبات بیشتر اقتصاد فراهم سازد.
تورم؛ آیا نفت ارزان به کاهش قیمتها منجر میشود؟
حالا در برههای که روند کاهشی نرخ نفت آغاز گشته است؛ ازعمده پرسشهای رایج در میان افکار عمومی آن است که آیا کاهش قیمت جهانی نفت میتواند به کاهش تورم در ایران منجر شود؟ ازنقطه نظر تحلیلگران، پاسخ به این پرسش چندان ساده نیست، زیرا رابطه میان قیمت نفت و تورم در اقتصاد ایران، غیرمستقیم و تحت تأثیر عوامل متعددی است.
در سطح جهانی، کاهش قیمت نفت معمولاً هزینه تولید، حملونقل و انرژی را کاهش میدهد و در نتیجه از فشارهای تورمی میکاهد. اما در ایران، اثرگذاری نفت بر تورم، بیشتر از طریق نرخ ارز و درآمدهای ارزی دولت صورت میگیرد.
درصورتی که اکاهش قیمت نفت باعث افت درآمدهای ارزی شود، عرضه ارز در بازار محدودتر شده و فشار بر نرخ ارز افزایش مییابد. در چنین شرایطی، رشد قیمت ارز میتواند هزینه واردات کالاهای اساسی، مواد اولیه و تجهیزات صنعتی را افزایش دهد و این موضوع در نهایت به رشد سطح عمومی قیمتها منجر شود.
اما اگر همزمان با کاهش قیمت نفت، صادرات ایران افزایش یافته و دسترسی به منابع ارزی تسهیل شود، بازار ارز به ثبات بیشتری خواهد رسید. در این حالت، هزینه واردات کاهش یافته و زمینه برای کنترل تورم فراهم میشود.واضح آنکه اثر نفت ارزان، بر تورم ایران بیش از آنکه به قیمت جهانی نفت وابسته باشد، به نحوه مدیریت درآمدهای ارزی و سیاستهای پولی و مالی دولت بستگی دارد.
تولید داخلی؛ نفت ارزان چگونه به صنعت کمک میکند؟
شایان ذکر است یکی از آثار کمتر مورد توجه کاهش قیمت نفت، تأثیر آن بر هزینه تولید در صنایع مختلف است. کاهش هزینه انرژی در سطح جهانی، معمولاً موجب ارزانتر شدن حملونقل دریایی، مواد اولیه و بسیاری از کالاهای واسطهای میشود.
حال چنانچه ایران بتواند از این فرصت برای واردات ماشینآلات، تجهیزات صنعتی و فناوریهای جدید استفاده کند، بسیاری از واحدهای تولیدی با هزینه کمتری فعالیت خواهند کرد. این مسئله علاوه بر افزایش رقابتپذیری صنایع داخلی، زمینه رشد صادرات غیرنفتی را نیز فراهم میکند.در کنار این موضوع، ثبات نرخ ارز و کاهش نااطمینانیهای اقتصادی میتواند سرمایهگذاران داخلی را نیز به اجرای طرحهای جدید تولیدی ترغیب کند.تأکید برآن است: سرمایه بیش از هر چیز به دنبال ثبات و قابلیت پیشبینی است و هر عاملی که این ویژگی را تقویت کند، به افزایش سرمایهگذاری و اشتغال، خواهد انجامید.والبته تحقق چنین شرایطی، مستلزم اصلاح محیط کسبوکار، کاهش بروکراسی، تسهیل دسترسی به منابع مالی و حمایت هدفمند از تولیدکنندگان است؛ در غیر این صورت، حتی کاهش هزینههای جهانی هم نمیتواند به تنهایی موتور رشد اقتصادی ایران را به حرکت درآورد.
همراه با فرصتهای موجود ناشی از رشد صادرات وکاهش قیمت آن اما چالشهای پیش روی دولت، هم فراوان است. ازچگونگی دستیابی به پول حاصل از فروش نفت تا نحوه هزینهکرد درآمدهای نفتی و مدیریت انتظارات جامعه از موضوعاتی است که توجه کافی را میطلبد. کاهش نرخ ارز یا افزایش درآمدهای نفتی ممکن است انتظار کاهش سریع قیمت کالاها را در میان مردم ایجاد کند، در حالی که ساختار تورمی اقتصاد ایران تنها با افزایش درآمدهای نفتی اصلاح نخواهد شد. کنترل تورم نیازمند انضباط مالی، اصلاح نظام بانکی، افزایش بهرهوری، بهبود فضای کسبوکار و تقویت تولید داخلی است.
از طرفی، وابستگی مجدد بودجه به درآمدهای نفتی میتواند کشور را در برابر نوسانات آینده بازار جهانی آسیبپذیر کند. از این روست که گفته میشود؛ بخشی از درآمدهای نفتی باید در صندوقهای توسعهای و سرمایهگذاریهای بلندمدت ذخیره شود تا در دورههای کاهش قیمت نفت، اقتصاد با شوکهای شدید مواجه نشود.
نفت ارزان؛ فرصتی برای اصلاح ساختار اقتصاد
پیشتر، اشاره شد که کاهش قیمت جهانی نفت در نگاه نخست به معنای کاهش درآمد کشورهای صادرکننده نفت و ایجاد فشار بر بودجه آنها تلقی میشود، اما دیدگاه دیگر هم آن است این شرایط میتواند فرصتی ارزشمند برای اصلاح ساختارهای اقتصادی و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی باشد. تجربه کشورهای نفتخیز نشان داده است که اتکای بیش از حد به درآمدهای حاصل از فروش نفت، اقتصاد را در برابر نوسانات بازار جهانی آسیبپذیر میکند و زمینه شکلگیری سیاستهای کوتاهمدت و مصرفمحور را فراهم میآورد.
اقتصاد ایران نیز طی دهههای گذشته بارها آثار این وابستگی را پشت سر گذاشته است. در سالهایی که قیمت نفت افزایش یافته، منابع مالی قابل توجهی در اختیار دولت قرار گرفته، اما بخش عمدهای از این درآمدها صرف هزینههای جاری شده و سهم سرمایهگذاری در زیرساختها، تولید و توسعه صنایع مولد کمتر از حد انتظار بوده است. نتیجه این روند، افزایش وابستگی بودجه به درآمدهای نفتی و کاهش تابآوری اقتصاد در برابر افت قیمت نفت یا محدودیتهای صادراتی بوده است.
اما اکنون که احتمال کاهش قیمت نفت، همزمان با افزایش ظرفیت صادرات ایران مطرح است، شرایطی نوین، در برابراقتصاد کشور قرار گرفته است. در چنین فضایی، آنچه اهمیت دارد نه فقطً قیمت هر بشکه نفت، بلکه میزان صادرات، دسترسی به درآمدهای ارزی و نحوه مدیریت این منابع است. اگر درآمدهای نفتی به جای تأمین هزینههای روزمره، به توسعه صنایع دانشبنیان، تکمیل زنجیره ارزش نفت و گاز، تقویت زیرساختهای حملونقل، گسترش انرژیهای تجدیدپذیر و حمایت از بخش تولید اختصاص یابد، میتوان از این مقطع به عنوان فرصتی برای اصلاح ساختار اقتصادی و کاهش وابستگی تاریخی به نفت بهره برد.در مقابل، با صرف درآمدهای نفتی برای هزینههای جاری و سیاستهای کوتاهمدت، این فرصت نیز مانند بسیاری از فرصتهای گذشته از دست خواهد رفت و اقتصاد همچنان در برابر نوسانات بازار جهانی آسیبپذیر باقی خواهد ماند.
بررسی روند دهههای اخیرهم حکایت ازآن دارد توسعه پایدار نه از افزایش قیمت نفت، بلکه از مدیریت کارآمد درآمدهای نفتی، تقویت تولید، گسترش صادرات غیرنفتی و اجرای اصلاحات ساختاری حاصل میشود. با این رویکرد، نفت ارزان، میتواند بیش از آنکه تهدید باشد، هشداری برای تغییر مسیر اقتصاد ایران و حرکت به سوی اقتصادی متنوع، رقابتپذیر و تابآور باشد؛ مسیری که در صورت اتخاذ تصمیمهای سنجیده و آیندهنگر، میتواند نقطه آغاز تحولاتی ماندگار در اقتصاد کشور باشد.

