سهیلا نقیپور – کارشناس بازار سرمایه: تغییر نرخ بهره بانکی یکی از ابزارهای اجتنابناپذیر مدیریت اقتصاد کلان است، اما با شفافیت در سیاستگذاری، کنترل تورم و ارتقای کارایی بازار سرمایه میتوان آثار منفی کوتاهمدت آن را بر بورس کاهش داد.
سیاستگذاری پولی بهویژه تعیین نرخ بهره از مهمترین ابزارهای تنظیم متغیرهای کلان اقتصادی مانند تورم و نقدینگی به شمار میرود، اما از آنجاکه نرخ بهره با هزینه فرصت سرمایهگذاری ارتباط مستقیم دارد، تغییرات آن آثار قابل توجهی بر بازار سرمایه بر جای میگذارد.
تجربه نشان داده که افزایش نرخ بهره، جذابیت سرمایهگذاری در بازارهای کمریسک مانند سپردههای بانکی و اوراق بدهی را افزایش میدهد و میتواند به خروج نقدینگی از بازار سهام و افت شاخصها منجر شود. از اینرو، همزمان با تغییرات اخیر نرخ بهره از سوی بانک مرکزی و وزارت امور اقتصادی و دارایی، لازم است سیاستهای مکملی برای کاهش آثار منفی این تصمیم بر بازار سرمایه اتخاذ شود.
یکی از مهمترین اقدامات برای کاهش التهاب و نااطمینانی در بازار، شفافسازی درباره اهداف تغییر نرخ بهره و آثار آن بر متغیرهای کلان اقتصادی است. بخشی از نوسانات بازار ناشی از برداشتهای متفاوت فعالان از سیاستهای اقتصادی است و اطلاعرسانی دقیق میتواند به تصمیمگیری منطقیتر سرمایهگذاران کمک کند.
بهبود کانالهای ارتباطی میان بانک مرکزی، وزارت اقتصاد و فعالان بازار سرمایه از طریق برگزاری نشستهای تخصصی و انتشار گزارشهای تحلیلی، نقش مؤثری در تعدیل انتظارات و کاهش رفتارهای هیجانی خواهد داشت.
برای ایجاد محیطی باثباتتر در بازار سرمایه، باید سیاستهایی در راستای کاهش ریسکهای سیستماتیک اتخاذ شود و کنترل تورم بهعنوان هدف اصلی سیاست پولی در اولویت قرار گیرد، زیرا کاهش تورم در نهایت به کاهش نرخ بهره واقعی کمک خواهد کرد.
نرخ بهره واقعی منفی، انگیزه سرمایهگذاری در داراییهای فیزیکی و غیرمولد را افزایش میدهد و فشار مضاعفی بر بازار سرمایه وارد میکند. از این منظر، هرچند افزایش نرخ بهره ممکن است در کوتاهمدت بر بورس اثر منفی داشته باشد، اما کنترل تورم در بلندمدت به سود بازار سرمایه خواهد بود.
بازاری که اطلاعات در آن با سرعت بیشتری در قیمتها منعکس شود، توانایی بیشتری در مدیریت شوکهای سیاستی خواهد داشت. در همین راستا، تقویت نقش شرکتهای تحلیلگری مستقل و کاهش وابستگی به پیشبینیهای دولتی، میتواند شفافیت و کارایی بازار را افزایش دهد.
تسهیل فرآیند تعدیل پیشبینی سود شرکتها و انتشار بهموقع اطلاعات، این امکان را برای سرمایهگذاران فراهم میکند تا بر پایه اطلاعات بهروز و دقیق تصمیمگیری کنند.
سیاستگذاران باید بیش از نرخ بهره اسمی بر نرخ بهره واقعی تمرکز کنند در شرایط تورمی، نرخ بهره اسمی بالا لزوماً به معنای نرخ بهره واقعی مثبت نیست و در صورت منفی بودن نرخ واقعی، سرمایهها از بخشهای مولد خارج شده و به سمت بازارهایی مانند طلا و ارز حرکت میکنند.
دستیابی به نرخ بهره واقعی مثبت و پایدار، در بلندمدت میتواند جذابیت سرمایهگذاری در بازار سرمایه را افزایش داده و زمینه رشد این بازار را فراهم کند.
تغییر نرخ بهره بخشی اجتنابناپذیر از سیاستگذاری اقتصادی است، اما میتوان با اتخاذ سیاستهای مکمل، آثار منفی کوتاهمدت آن بر بورس را کاهش داد. ایجاد شفافیت، کنترل تورم و ارتقای کارایی بازار سرمایه، مهمترین محورهایی است که میتواند به سازگاری بهتر بازار سرمایه با سیاستهای پولی و بهبود عملکرد آن منجر شود.




