نماد سایت نقش اقتصاد آنلاین

شوک درمانی با گرانی بنزین

عطا بهرامی- کارشناس اقتصادی: اصلاح قیمت بنزین، اگر بدون برنامه جامع و اطلاع‌رسانی شفاف انجام شود، می‌تواند تبعاتی فراتر از یک تصمیم اقتصادی داشته باشد.

مشکل اصلی زمانی آغاز می‌شود که اصلاحات به‌صورت ناقص و مقطعی پیش می‌روند. وقتی می‌خواهید یک سیاست درست اقتصادی را اجرا کنید، باید تمام ابعاد و زنجیره آن را با هم انجام دهید؛ نصفه‌نیمه رها کردن یک طرح، فقط به تثبیت فساد قبلی منجر می‌شود.

تجربه‌هایی مانند ارز ترجیحی نشان داده که اگر دولت‌ها به‌جای اصلاح ساختاری، فقط به حفظ وضعیت موجود در سطحی حداقلی فکر کنند، نتیجه‌ای جز تداوم رانت و ناکارآمدی به‌دست نخواهد آمد. بهرامی معتقد است در چنین شرایطی، سیاست‌گذار به‌جای حل مسئله، فقط شکل آن را عوض می‌کند و در نهایت هم هزینه اجتماعی تصمیم‌ها بر دوش مردم می‌افتد.

تصمیم اقتصادی زمانی قابل دفاع است که از مرحله طراحی تا اجرا، زنجیره‌ای روشن و قابل توضیح داشته باشد؛ در غیر این صورت، حتی اگر نیت اصلاحی پشت آن باشد، نتیجه‌ای جز بی‌اعتمادی عمومی و بازتولید نارضایتی نخواهد داشت.

اصلاحات باید از بخش‌هایی آغاز شود که ظرفیت بیشتری برای مهار رانت و قاچاق دارند.  اگر واقعا قصد اصلاحات وجود دارد، چرا از گازوئیل شروع نمی‌کنند؟ چرا یک‌دفعه می‌آیند سراغ بنزین و در کشور غائله درست می‌کنند؟

در صورت وجود اراده واقعی برای اصلاح، دولت باید ابتدا به سراغ نوسازی ناوگان حمل‌ونقل، کاهش هدررفت و مهار قاچاق برود تا منابع آزادشده بتواند در مسیرهای حمایتی و توسعه‌ای هزینه شود. تمرکز بر بنزین در حالی که بخش‌هایی مانند گازوئیل با نشت بالا، مصرف غیرمولد و زمینه‌های جدی قاچاق روبه‌رو هستند، نشانه‌ای از نبود اولویت‌بندی درست در سیاست‌گذاری است.

اصلاح واقعی انرژی نباید از نقطه‌ای آغاز شود که بیشترین حساسیت اجتماعی را دارد، بلکه باید از جایی شروع شود که هم امکان مدیریت فنی بیشتری وجود دارد و هم اثرات آن بر جامعه با برنامه جبرانی قابل کنترل است.

افزایش قیمت، اگر بدون اقناع عمومی و سازوکار جبرانی اجرا شود، می‌تواند به بحران اجتماعی منجر شود. من با این مدل تصمیم‌گیری که معلوم نیست چه اتفاقی دارد می‌افتد و فقط جنجال‌آفرینی می‌کند، کاملا مخالفم.

حتی اگر نرخ آزاد بنزین به ۱۰ هزار تومان برسد، مسئله اصلی رقم جدید نیست، بلکه شیوه اجرا، نحوه اطلاع‌رسانی و آمادگی دولت برای مدیریت تبعات آن است. او تأکید می‌کند که جامعه زمانی می‌تواند با اصلاحات اقتصادی همراه شود که بداند این اصلاحات به کجا می‌رود، منابع حاصل از آن چگونه خرج می‌شود و چه سازوکاری برای جبران فشار بر اقشار مختلف در نظر گرفته شده است.

اگر دولت تنها به افزایش قیمت تکیه کند و برای توضیح چرایی این تصمیم، زمان‌بندی آن و نحوه بازتوزیع منابع برنامه روشنی نداشته باشد، حتی تصمیمی که از نظر اقتصادی قابل بحث است نیز به‌سرعت به یک بحران سیاسی و اجتماعی تبدیل خواهد شد.

به هر روی اصلاح قیمت انرژی فقط زمانی قابل دفاع است که در کنار آن، برنامه‌ای شفاف برای بازتوزیع منابع، جبران آثار معیشتی و حمایت از اقشار آسیب‌پذیر وجود داشته باشد؛ در غیر این صورت، افزایش قیمت بنزین نه به حل ناترازی کمک می‌کند و نه اعتماد عمومی را تقویت خواهد کرد.  دولت اگر واقعا به دنبال اصلاح است، باید همزمان با هر تغییر قیمتی، از نوسازی زیرساخت‌ها، کاهش مصرف غیرمولد و حمایت از بخش حمل‌ونقل هم برنامه مشخصی ارائه دهد.

اصلاح واقعی زمانی معنا دارد که مردم احساس کنند قرار نیست فقط هزینه بیشتری بپردازند، بلکه قرار است بخشی از مشکل ساختاری هم برطرف شودهر نوع تصمیم درباره بنزین بدون یک نقشه کامل، بیشتر شبیه شوک‌درمانی است تا اصلاح اقتصادی.

خروج از نسخه موبایل