نسیم ستوده-روزنامه نگار: تیرماه 1405 برای بازارهای مالی ایران، برهه ای بود که در آن رفتار سرمایهگذاران بیش از آنکه تحت تأثیر محاسبات کلاسیک بازدهی قرار داشته باشد، از سایه سنگین نااطمینانیهای سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی تأثیر گرفت. در چنین فضایی، بخشی از سرمایههایی که پیشتر در بازار سهام، طلا و ارز گردش داشتند، مسیر خود را تغییر دادند و به سمت ابزارهایی حرکت کردند که مهمترین ویژگی آنها، کاهش ریسک و فراهم کردن امکان حفظ نقدینگی بود.
به گزارش «نقش اقتصاد»، یک تغییر رفتارآشنا که میتوان آن را از مهمترین نشانههای وضعیت اقتصادی تیرماه دانست؛ وقتی که سرمایهگذار دیگر به دنبال بیشترین سود ممکن نیست، و ابتدا میپرسد چگونه اصل سرمایه خود را حفظ کنم؟ و پس از آن به بازدهی فکر میکند. به همین دلیل، صندوقهای درآمد ثابت در این ماه برای گروهی از صاحبان سرمایه جذابتر شدند؛ ابزاری که در مقایسه با سهام نوسان بسیار کمتری دارد و در شرایطی که چشمانداز بازارها مبهم است، امکان مدیریت محافظهکارانهتر منابع مالی را فراهم میکند.
ریسک سیاسی بر بازدهی اقتصادی غلبه کرد
از مهمترین عوامل اثرگذار بر رفتار سرمایهگذاران در تیرماه، افزایش نااطمینانیهای سیاسی و ژئوپلیتیکی بود. هنگامی که چشمانداز تحولات سیاسی روشن نیست و احتمال وقوع رخدادهای غیرمنتظره افزایش مییابد، سرمایهگذاران معمولاً از داراییهای پرنوسان فاصله میگیرند. در چنین شرایطی، حتی اگر یک بازار در بلندمدت ظرفیت رشد بالایی داشته باشد، ممکن است در کوتاهمدت جذابیت خود را از دست بدهد.
بازار سهام نمونه روشنی از این وضعیت بود. بر اساس دادهها، بورس در تیرماه با افت 4.7 درصدی مواجه شد، در حالی که دلار و طلا به ترتیب رشد 19.4 و 17.6 درصدی را ثبت کردند. این ارقام نشان میدهد که در مقطع مورد بررسی، بخشی از سرمایهگذاران ترجیح دادهاند به جای پذیرش نوسانهای بازار سهام، داراییهایی را انتخاب کنند که در ذهن آنها پوشش بیشتری در برابر ریسکهای سیاسی و تورمی ایجاد میکند.
اما چرا در میان گزینههای مختلف، صندوقهای درآمد ثابت توانستند بخشی از منابع مالی را به خود جذب کنند؟
پاسخ را باید در ترکیب سه ویژگی جستوجو کرد: ریسک پایینتر، نقدشوندگی مناسب و بازدهی قابل پیشبینیتر.
به گزارش «نقش اقتصاد»، در شرایطی که بازاری مانند سهام با صفهای فروش و نوسانهای شدید مواجه است و بازار طلا نیز به عنوان گزینه مورد علاقه مردم ،تحت تأثیر نرخ ارز و قیمت جهانی اونس قرار دارد، صندوق درآمد ثابت برای سرمایهگذاری که نمیخواهد در معرض نوسانهای روزانه قرار بگیرد، انتخاب آرامتر محسوب میشود. این ویژگی بهخصوص برای سرمایهگذارانی اهمیت دارد که در ماههای گذشته از رشد برخی بازارها سود گرفتهاند و اکنون ترجیح میدهند بخشی از سود خود را از معرض ریسک خارج کنند.
در واقع، رفتار سرمایهگذاران در تیرماه را میتوان نوعی تغییر از سودجویی به حفظ سرمایه، توصیف کرد. در شرایط عادی، سرمایهگذار ممکن است برای کسب بازدهی بالاتر، ریسک بیشتری بپذیرد؛ اما زمانی که آینده مبهم میشود، اولویتها تغییر میکند. حفظ اصل سرمایه، امکان دسترسی سریع به پول و کاهش احتمال زیان سنگین، جای خود را به رقابت برای کسب بیشترین بازدهی میدهد. در همین راستا، برخی کارشناسان نیز تغییر مسیر نقدینگی را نشانه کاهش ریسکپذیری دانستهاند و معتقدند بخشی از فعالان بازار ،ترجیح دادهاند منابع خود را از معاملات پرنوسان خارج کرده و تا روشنتر شدن چشمانداز سیاسی در ابزارهای کمریسکتر نگهداری کنند.
چرا طلا هم نتوانست تمام سرمایهها را جذب کند؟
در نگاه نخست، ممکن است تصور شود افزایش نااطمینانی سیاسی باید تمام سرمایههای خارجشده از بورس را به سمت طلا هدایت کند؛ اما رفتار بازار در تیرماه نشان داد که این معادله همیشه به همین سادگی نیست.
به گزارش «نقش اقتصاد»، طلا در اقتصاد ایران به طور همزمان از دو متغیر مهم تأثیر میپذیرد: قیمت جهانی اونس و نرخ ارز داخلی. اگرچه افزایش ریسکهای سیاسی میتواند تقاضا برای طلا را افزایش دهد، اما زمانی که قیمت جهانی طلا ثبات نسبی داشته باشد یا نرخ ارز در مقاطعی با محدودیت رشد مواجه شود، جذابیت بازدهی این بازار برای سرمایهگذار کوتاهمدت کاهش مییابد.
از سوی دیگر، قیمتهای بالای طلا و سکه نیز ممکن است بخشی از تقاضای مصرفی و سرمایهای را محدود کند. زمانی که قدرت خرید خانوارها کاهش پیدا میکند، سرمایهگذاری در داراییهای گرانقیمت برای همه اقشار امکانپذیر نیست. در چنین دورانی، صندوقهای طلا میتوانند بخشی از این نیاز را پاسخ دهند، اما اگر سرمایهگذار انتظار رشد سریع قیمت را نداشته باشد، ممکن است بازدهی مشخصتر صندوقهای درآمد ثابت را ترجیح دهد.موضوعی که گویای احتیاط شدید است. سرمایهگذاری که از آینده مطمئن نیست، ممکن است ترجیح دهد به جای خرید داراییای که احتمال رشد یا افت شدید آن وجود دارد، سرمایه خود را در محلی نگه دارد که بازدهی آن قابل پیشبینیتر باشد.
کاهش قدرت خرید؛ عامل پنهان تغییر رفتار سرمایهگذاران
در کنار تحولات سیاسی، یک عامل اقتصادی مهم نیز در پس تغییر رفتار سرمایهگذاران قرار دارد و آن کاهش قدرت خرید خانوارهاست.
وقتی تورم بالا میرود و هزینههای زندگی افزایش پیدا میکند، رفتار اقتصادی خانوارها نیز تغییر میکند. بخش قابل توجهی از مردم دیگر سرمایه مازاد قابل توجهی برای ورود به بازارهای پرریسک ندارند و کسانی که منابع مالی محدودی در اختیار دارند، بیش از گذشته نسبت به زیان حساس میشوند.
در چنین اقتصادی، حتی سرمایهگذارانی که به دنبال حفظ ارزش دارایی خود هستند، ممکن است به جای ورود مستقیم به بازارهای پرنوسان، ابزارهایی را انتخاب کنند که امکان خروج سریعتر و کنترل بهتر ریسک را فراهم میکنند.به همین دلیل، رونق صندوقهای درآمد ثابت را باید در کنار کاهش قدرت خرید و افزایش نگرانیهای اقتصادی تحلیل کرد. این رشد به معنای افزایش ثروت خانوارها نیست؛ بلکه میتواند نتیجه تصمیم صاحبان سرمایه برای کاهش ریسک در دورهای باشد که افق اقتصادی کوتاهمدت برای آنها روشن نیست.
یک پیام مهم برای سیاستگذار
تغییر مسیر نقدینگی در تیرماه ،فقط یک اتفاق بورسی یا مالی نیست. رفتاری است که ، پیامی مهم را برای سیاستگذاران اقتصادی دارد. سرمایه زمانی به سمت بازارهای مولد حرکت میکند که سرمایهگذار احساس کند آینده قابل پیشبینی است. اگر سیاستهای اقتصادی مرتب تغییر کند، ریسکهای سیاسی افزایش یابد و چشمانداز تورم و نرخ ارز مبهم باشد، سرمایهگذار طبیعی است که به سمت داراییهایی حرکت کند که بتواند در آنها ریسک خود را کنترل کند. در اینگونه شرایط، صندوقهای درآمد ثابت میتوانند به عنوان یک مقصد موقت برای نقدینگی عمل کنند. اما اگر هدف سیاستگذار هدایت منابع به سمت تولید و سرمایهگذاری بلندمدت باشد، ایجاد ابزارهای مالی جدید کافی نیست. آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، ایجاد ثبات در فضای اقتصاد کلان و کاهش نااطمینانی است. بازار سرمایه برای رشد پایدار به اعتماد نیاز دارد و اعتماد نیز بدون ثبات شکل نمیگیرد. زمانی که سرمایهگذار، اطمینان داشته باشد قواعد بازی در اقتصاد تغییرات ناگهانی نخواهد داشت، احتمال آنکه منابع خود را از حالت دفاعی خارج کرده و به سمت سرمایهگذاری مولد حرکت دهد، افزایش مییابد.
پولها در انتظارند
تجربه نشان داده است اگر فضای سیاسی آرامتر شود، چشمانداز اقتصادی شفافتر شود و اعتماد عمومی به بازارها افزایش یابد، احتمال بازگشت تدریجی بخشی از این نقدینگی به بورس و سایر بازارهای دارایی وجود دارد. در مقابل، ادامه نااطمینانی میتواند سرمایهها را همچنان در وضعیت تدافعی نگه دارد.
اکنون نیز داستان تیرماه 1405 داستان فرار سرمایه از یک بازار و ورود آن به بازاری دیگر نیست؛ ماجرای واقعی ،تغییر ذهنیت سرمایهگذار ایرانی است. سرمایهگذاری که در شرایط عادی به دنبال بیشترین بازدهی است، در روزهای پرریسک ابتدا به حفظ اصل دارایی فکر میکند. به همین دلیل، صندوقهای درآمد ثابت در این مقطع توانستند بخشی از منابع سرگردان را جذب کنند.
این جابهجایی نقدینگی، حکایت ازآن دارد که سرمایهگذار ایرانی هنوز به دنبال سود است، اما در فضای پرابهام ، امنیت سرمایه برای او از سرعت رشد دارایی مهمتر شده است. بازگشت این سرمایهها به بازارهای مولد نیز بیش از آنکه به وعده سودهای بالاتر وابسته باشد، به بازگشت اعتماد، کاهش نااطمینانی و ایجاد چشماندازی روشنتر از آینده اقتصاد ایران ،پیوند خورده است.




