نسیم ستوده- روزنامه نگار:
در سالهایی که فاصله میان تولید و مصرف برق هر تابستان بیشتر از گذشته خود را نشان میدهد، سیاستگذاری در حوزه انرژی از مسیر افزایش ظرفیت نیروگاهی به سمت مدیریت تقاضا تغییر جهت داده است. محدودیت منابع مالی، زمانبر بودن احداث نیروگاههای جدید، رشد مصرف ناشی از توسعه تجهیزات سرمایشی و افزایش دمای هوا، مسئولان صنعت برق را به این جمعبندی رسانده که کنترل سمت تقاضا، دستکم در کوتاهمدت، کمهزینهترین و سریعترین راه عبور از بحران ناترازی برق است. در همین چارچوب، شرکت توانیر، امسال بستهای تشویقی را به اجرا گذاشته که بر اساس آن، مشترکان خانگی در صورت قرار گرفتن در محدوده الگوی مصرف و کاهش حداقل 10 درصدی مصرف نسبت به دوره مشابه سال قبل، از تخفیف 30 درصدی در بهای برق برخوردار میشوند؛ امتیازی که بنا براعلام مسئولان توانیر، در صورت استفاده از سامانههای خورشیدی خانگی، میتواند تا 60 درصد نیز افزایش یابد.
تغییر رویکرد از اجبار به تشویق
به گزارش «نقش اقتصاد»، بررسی سیاستهای صنعت برق طی یک دهه گذشته نشان میدهد که ابزارهای مدیریت مصرف، عمدتاً بر محدودیت، خاموشی برنامهریزیشده و توصیههای عمومی استوار بودهاند. هرچند این اقدامات در مقاطعی توانستهاند فشار بر شبکه را کاهش دهند، اما تجربه نشان داده است که سیاستهای مبتنی بر اجبار، در بلندمدت با کاهش همراهی عمومی مواجه میشوند.
از همین رو، حرکت به سمت مشوقهای مالی را میتوان تغییری قابل توجه در شیوه مدیریت مصرف دانست. در واقع، توانیر تلاش کرده است این پیام را به مشترکان منتقل کند که صرفهجویی نه تنها یک مسئولیت اجتماعی، بلکه اقدامی دارای منفعت اقتصادی برای خانوارها نیز هست. اما تفاوت طرح امسال با سالهای گذشته ،در تعیین شاخصهای مشخص برای دریافت تخفیف و همچنین پیوند دادن آن با توسعه انرژیهای تجدیدپذیر است. در سالهای گذشته، عمده مشوقها به صورت پاداش نقدی یا کاهش محدود مبلغ قبض برای گروهی از مشترکان اعمال میشد؛ طرحهایی که به دلیل اطلاعرسانی محدود، پیچیدگی نحوه محاسبه و پایین بودن ارزش مشوق، نتوانستند به یک جریان فراگیر تبدیل شوند. اکنون توانیر تلاش کرده است با اعلام تخفیف 30 درصدی و امکان افزایش آن تا 60 درصد، جذابیت بیشتری برای مشارکت مردم ایجاد کند.
آیا تخفیف 30 درصدی انگیزه کافی ایجاد میکند؟
حالا بحث اصلی چیست ؟آیا طرح امسال توانیر ، قادر است الگوی مصرف میلیونها مشترک را تغییر دهد یا آنکه این سیاست نیز مانند برخی برنامههای سالهای گذشته، تنها اثری کوتاه مدت بر کاهش مصرف خواهد گذاشت؟
رضا کفیلی، مدیرکل دفتر مهندسی و راهبری شبکه توزیع توانیر با اشاره به افزایش 5 درصدی تولید و همزمان کاهش 3 درصدی مصرف برق نسبت به سال گذشته گفت: نصاب اوج بار امسال با مدیریت صورتگرفته به 75 هزار و 400 مگاوات رسید که نسبت به سال گذشته کاهش مطلوبی نشان میدهد.
به گزارش «نقش اقتصاد»، دراین حال کارنامه سیاستهای تشویقی برق در ایران، تصویری دوگانه ارائه میدهد. در برخی سالها، اعلام پاداش صرفهجویی موجب کاهش نسبی مصرف در دوره اوج بار شد، اما این کاهش عمدتاً محدود به ماههای اجرای طرح باقی ماند و پس از پایان دوره تشویقی، الگوی مصرف دوباره به وضعیت پیشین بازگشت.
بنظرمی رسد موفقیت هر سیاست تشویقی، بیش از هر چیز به میزان جذابیت آن برای مخاطبان بستگی دارد. در مورد برق، باید توجه داشت که سهم این هزینه در سبد خانوار ایرانی، در مقایسه با بسیاری از کالاها و خدمات، همچنان نسبتاً پایین است. به همین دلیل، برخی کارشناسان معتقدند؛ صرف اعلام تخفیف، به تغییر رفتار مصرفکنندگان منجر نخواهد شد.
برای خانواری که قبض برق ماهانه آن رقم بالایی نیست، کاهش 30 درصدی ممکن است آنقدر محسوس نباشد که باعث تغییر جدی در شیوه استفاده از وسایل سرمایشی یا سایر تجهیزات برقی شود. در مقابل، برای خانوارهای پرمصرف که معمولاً قبوض سنگینتری پرداخت میکنند، رسیدن به شرط کاهش مصرف دشوارتر است و ممکن است اساساً امکان بهرهمندی از این مشوق را نداشته باشند.
ازسویی نیز اگرچه تخفیف 30 درصدی قبوض برق، محور اصلی بسته تشویقی توانیر در تابستان امسال است، اما این برنامه تنها به کاهش مصرف مشترکان خانگی محدود نمیشود. توسعه کنتورهای هوشمند، حمایت از نصب نیروگاههای خورشیدی خانگی، اجرای تعرفههای تشویقی و شناسایی مصرفهای غیرمجاز، مجموعه اقداماتی هستند که در کنار یکدیگر، سیاست جدید مدیریت مصرف برق را شکل دادهاند.
تجربه نشان میدهد که موفقیت چنین برنامههایی بیش از آنکه به تنوع مشوقها وابسته باشد، به میزان استقبال مردم، اعتماد عمومی و کیفیت اجرای طرح بستگی دارد.
پنلهای خورشیدی؛ حلقهای که هنوز کامل نشده است
از نوآوریهای بسته جدید توانیر، اختصاص تخفیفهای بیشتر به خانوارهایی است که از نیروگاههای خورشیدی کوچک یا سامانههای هیبریدی استفاده میکنند. این سیاست از آن جهت اهمیت دارد که برای نخستین بار، کاهش هزینه قبض برق با توسعه تولید برق پاک در مقیاس خانگی ،پیوند خورده است. با وجود این، فاصله میان سیاستگذاری و واقعیتهای اقتصادی خانوارها همچنان قابل توجه است. هزینه خرید تجهیزات خورشیدی، نصب، نگهداری و بازگشت سرمایه، برای بسیاری از خانوادهها سنگین است و همین موضوع باعث شده استقبال از این فناوری، متناسب با ظرفیت بالای تابش خورشید در کشور نباشد.
اگر دولت و شبکه بانکی بتوانند تسهیلات کمبهره، بازپرداخت بلندمدت و فرآیند سادهتری برای اتصال نیروگاههای خانگی به شبکه فراهم کنند، تخفیف 60 درصدی میتواند از یک امتیاز تبلیغاتی به یک مشوق واقعی برای توسعه انرژیهای تجدیدپذیر تبدیل شود.
چالشهایی که نباید نادیده گرفته شوند
هر ساعت خاموشی، علاوه بر نارضایتی عمومی، خسارتهای قابل توجهی به بخش صنعت، خدمات، کشاورزی و حتی کسبوکارهای کوچک وارد میکند. ضمن آنکه احداث نیروگاههای جدید نیازمند سرمایهگذاریهای سنگین و زمان طولانی است.در چنین شرایطی، پرداخت تخفیف به مشترکانی که مصرف خود را کاهش میدهند، از نگاه اقتصادی میتواند نوعی سرمایهگذاری برای کاهش هزینههای آینده باشد.
حال آنکه علی رغم همه مزایای طرح تخفیف، برخی ابهامات نیز وجود دارد. نخست آنکه همه مشترکان امکان کاهش 10 درصدی مصرف نسبت به سال گذشته را ندارند. خانوارهایی که در سالهای گذشته نیز مصرف خود را مدیریت کردهاند، عملاً فضای چندانی برای کاهش بیشتر ندارند و ممکن است از دریافت تخفیف محروم شوند.
دوم آنکه تفاوت شرایط اقلیمی میان استانها، اجرای یکسان این طرح را با دشواری مواجه میکند. کاهش مصرف در مناطق معتدل، بهمراتب آسانتر از استانهای گرمسیری است؛ شرایطی که استفاده از تجهیزات سرمایشی، نه یک انتخاب بلکه ضرورتی برای حفظ سلامت و ادامه زندگی روزمره به شمار میرود.
چالش دیگر، استمرار سیاستهای تشویقی است.واضح است اگر مردم تصور کنند این طرح تنها برای یک تابستان اجرا میشود، انگیزه چندانی برای سرمایهگذاری در تجهیزات کممصرف یا سامانههای خورشیدی نخواهند داشت.
بدون تردید تخفیف قبوض برق میتواند به عنوان یکی از حلقههای زنجیره ای ،برای مصرف بهینه برق ،مورد استفاده قرار گیرد اما اگر همزمان، سرمایهگذاری در تولید برق، بازسازی شبکه انتقال و توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر متناسب با رشد مصرف انجام نشود، ناترازی انرژی همچنان یکی از چالشهای اصلی اقتصاد کشور باقی خواهد ماند.
فرهنگ مصرف بهینه عادتی پایدار شود
طرح تشویقی توانیر را میتوان یکی از جدیترین تلاشهای سالهای اخیر برای عبور از مدیریت سنتی مصرف برق و حرکت به سمت مدیریت هوشمند تقاضا دانست. استفاده از مشوقهای مالی، گسترش کنتورهای هوشمند، حمایت از نیروگاههای خورشیدی خانگی و تلاش برای کاهش بار شبکه، حاکی ازآن است سیاستگذاران بیش از گذشته به نقش مردم در حفظ پایداری شبکه برق توجه کردهاند والبته میزان موفقیت این برنامه تنها با اعلام درصد تخفیف سنجیده نمیشود، بلکه معیار اصلی، میزان کاهش واقعی مصرف، استقبال گسترده مشترکان و تداوم این رفتار در سالهای آینده است. اگر این طرح بتواند فرهنگ مصرف بهینه را به عادتی پایدار تبدیل کند، تخفیف 30 درصدی تنها یک امتیاز مالی نخواهد بود، بلکه به ابزاری مؤثر برای کاهش ناترازی برق، جلوگیری از سرمایهگذاریهای پرهزینه و افزایش امنیت انرژی کشور تبدیل خواهد شد. درغیر اینصورت این طرح نیز مانند برخی برنامههای گذشته، بیش از آنکه یک تحول ساختاری باشد، به اقدامی مقطعی برای عبور از روزهای گرم تابستان محدود خواهد شد.




