محمد جواد خلیلی- روزنامه نگار: تحولات اخیر منطقه و جنگ 40 روزه بار دیگر نشان داد که انرژی صرفاً یک محصول اقتصادی برای خرید و فروش نیست، بلکه به یکی از مهمترین ابزارهای حکمرانی، قدرت سیاسی و اثرگذاری در معادلات جهانی تبدیل شده است. ایران با در اختیار داشتن منابع گسترده نفت و گاز، موقعیت جغرافیایی ویژه و قرار گرفتن در مجاورت مسیرهای مهم انتقال انرژی، یکی از بازیگران اصلی این معادلات به شمار میرود؛ موضوعی که پس از تحولات اخیر و بحثهای مرتبط با تنگه هرمز اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
ایران به دلیل برخورداری از ذخایر عظیم نفت و گاز، قرار گرفتن میان دو حوزه مهم آبی و نزدیکی به تنگههای راهبردی، همواره یکی از کشورهای مهم در نقشه انرژی جهان بوده است. محمدصادق مهرجو، کارشناس انرژی، در گفتگو با روزنامه «نقش اقتصاد» با اشاره به جایگاه ایران در معادلات انرژی منطقه و جهان، تاکید دارد که انرژی برای کشورها دیگر تنها یک موضوع اقتصادی نیست و به ابزاری برای اعمال قدرت و شکلدهی به نظم سیاسی جهان تبدیل شده است.
انرژی از یک کالای اقتصادی تا ابزار حکمرانی جهانی
مهرجو در گفتگو با «نقش اقتصاد» با اشاره به تحولات اخیر منطقه اظهار کرد: امروز به این نتیجه رسیدهایم که انرژی صرفاً یک کالای اقتصادی نیست، بلکه به عنوان یک ابزار حکمرانی جهانی و ژئوپلیتیک شناخته میشود.
وی ادامه داد: وقتی کشوری مانند ایران را بررسی میکنیم که دومین دارنده منابع گاز دنیا و چهارمین دارنده منابع نفت جهان است، اهمیت جایگاه آن در صحنه منطقهای و بینالمللی مشخصتر میشود.
این کارشناس انرژی افزود: جایگاه ایران به لحاظ جغرافیایی و ژئوپلیتیکی نشان میدهد که کشور ما در نقطهای قرار گرفته که میتواند نقش ارتباطدهنده میان شرق و غرب آسیا را ایفا کند.
به گفته وی، ایران میان دو پهنه مهم آبی، یعنی دریای خزر و دریای عمان قرار دارد و این موقعیت میتواند حلقه اتصال کشورهای حوزه دریای خزر و کشورهای مشترکالمنافع قفقاز به آبهای گرم جنوب کشور باشد.
مهرجو تاکید کرد: این ویژگی جغرافیایی میتواند یک نقش ممتاز برای ایران در منطقه و جهان ایجاد کند، بهخصوص اینکه کشور در مجاورت یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان یعنی تنگه هرمز قرار دارد.
تنگه هرمز؛ مسیر حیاتی انرژی جهان
این کارشناس انرژی با اشاره به اهمیت تنگه هرمز گفت: نزدیک به 20 درصد تولید نفت جهان و همچنین بخش قابل توجهی از تولید گاز مایع جهان به این مسیر وابسته است.
وی ادامه داد: علاوه بر نفت و گاز، بسیاری از مواد مورد نیاز کشاورزی مانند کودهای شیمیایی، بهخصوص کودهای ازته و فسفات که در کشورهای جنوبی خلیج فارس تولید میشوند، از مسیرهای دریایی وابسته به این منطقه عبور میکنند.
مهرجو اظهار کرد: وقتی همه این عوامل را در کنار یکدیگر قرار میدهیم، نقش و اهمیت ایران در اطلس جغرافیایی منطقه و بهخصوص در خاورمیانه پررنگتر میشود.
وی با اشاره به اهمیت تاریخی جایگاه ایران گفت: در سال 1953، رئیسجمهور آمریکا درباره اهمیت ایران جملهای مطرح کرده بود مبنی بر اینکه نقطهای مهمتر از ایران روی نقشه جهان وجود ندارد و ایران در چهارراه جهان قرار گرفته است.
به گفته مهرجو، این نگاه به دلیل ترکیبی از منابع عظیم نفت و گاز، موقعیت جغرافیایی و قرار گرفتن ایران در منطقهای بود که بخش قابل توجهی از انرژی جهان از آن صادر میشد.
ایران و کنترل مسیرهای راهبردی انرژی
مهرجو با اشاره به تحولات سالهای اخیر منطقه اظهار کرد: اتفاقاتی مانند تحولات یمن و قدرت گرفتن گروه حوثیها باعث شد اهمیت مسیرهای دریایی منطقه بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
وی افزود: پس از تحولات یمن و تسلط حوثیها بر بخشهایی از این کشور، بهخصوص مناطق شمالی و نزدیکی به تنگه بابالمندب، اهمیت این گذرگاه نیز افزایش پیدا کرد.
این کارشناس انرژی ادامه داد: بابالمندب یکی از مهمترین تنگههای جهان است که عبور و مرور کشتیهای نفتی از مسیر عربستان، به عنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت جهان، از آن انجام میشود.
وی تاکید کرد: ایران با توجه به نزدیکی خود به تحولات یمن و همچنین شرایط منطقهای، در شرایطی قرار گرفته که دو مسیر مهم و راهبردی انرژی جهان یعنی هرمز و بابالمندب اهمیت ویژهای برای آن پیدا کردهاند.
شوک بازار انرژی پس از تحولات هرمز
مهرجو با اشاره به پیامدهای جنگ 40 روزه و تحولات مرتبط با تنگه هرمز گفت: کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس وابستگی بسیار زیادی به صادرات نفت و گاز دارند و این منابع بخش مهمی از تولید ناخالص داخلی آنها را تشکیل میدهد.
وی ادامه داد: این کشورها وابستگی جدی به تنگه هرمز دارند و هرگونه اختلال در این مسیر میتواند تاثیر مستقیمی بر اقتصاد آنها داشته باشد.
این کارشناس انرژی اظهار کرد: پس از بسته شدن تنگه هرمز، قیمت نفت خام بهخصوص در بازار اروپا و آمریکا با افزایش قابل توجهی مواجه شد.
وی افزود: تاثیر این اتفاق در فرآوردههای نفتی باعث ایجاد یک شوک بزرگ شد؛ اتفاقی که از سال 2008 میلادی تاکنون کمسابقه بوده و میتواند افزایش تورم و رکود را در برخی اقتصادهای بزرگ ایجاد کند.
مهرجو تاکید کرد: ادامه این شرایط تنها بر بازار انرژی اثر نمیگذارد، بلکه میتواند بر سیاستها و صفبندیهای سیاسی کشورها نیز تاثیرگذار باشد.
انرژی و تاثیر آن بر معادلات سیاسی جهان
این کارشناس انرژی با اشاره به تاثیر تحولات انرژی بر سیاست داخلی آمریکا گفت: در آبانماه انتخابات میاندورهای آمریکا برگزار میشود و افزایش قیمت فرآوردههای نفتی و ایجاد نارضایتی اقتصادی میتواند بر فضای سیاسی این کشور اثر بگذارد.
وی افزود: وعدههایی که ترامپ پیش از دوره جدید ریاستجمهوری خود درباره پایان جنگها، ایجاد صلح، کاهش فشارهای تورمی و ایجاد رونق اقتصادی مطرح کرده بود، در شرایطی که جنگها طولانی شدهاند، با چالش مواجه میشود.
مهرجو ادامه داد: جنگی که برخی تصور میکردند در چند روز یا چند هفته پایان پیدا میکند، اکنون بیش از پنج ماه ادامه داشته و طولانی شدن آن میتواند بر نگاه جامعه آمریکا و حتی نیروهای سیاسی این کشور اثر بگذارد.
پیامدهای منطقهای جنگ بر اقتصاد کشورهای خلیج فارس
مهرجو تاکید کرد: اثرات این تحولات تنها محدود به بازار انرژی نیست و میتواند در منطق سیاسی جهان نیز تغییراتی ایجاد کند.
وی اظهار کرد: کشورهای حاشیه خلیج فارس علاوه بر صادرات نفت و گاز، در سالهای اخیر به حوزههایی مانند جذب گردشگر و رونق بازار مسکن، بهخصوص در کشورهایی مانند امارات و دبی، وابسته شدهاند.
به گفته وی، وقوع جنگ و افزایش ناامنی در منطقه باعث شد بخشی از این فعالیتهای اقتصادی نیز تحت تاثیر قرار گیرد.
مهرجو افزود: با گسترش درگیریها و افزایش نگرانیهای امنیتی، بخشی از اقتصاد کشورهای منطقه نیز با تکانههای جدی مواجه شده و آنها بخشی از درآمدهای خود را از دست دادهاند.
انرژی و شکلگیری نظم جدید جهانی
این کارشناس انرژی در پایان گفت: اعمال حاکمیت ایران بر تنگه هرمز و احتمال تاثیرگذاری بر مسیرهای دیگر مانند بابالمندب، تنها در بازار انرژی جهان ایجاد تکانه نمیکند، بلکه میتواند باعث شکلگیری صفبندیها و نظم جدیدی در عرصه بینالمللی شود.
وی تاکید کرد: به نظر میرسد در آینده شاهد تغییراتی میان بلوک شرق و غرب و همچنین میان اقتصادهای نوظهور و اقتصادهای سنتی باشیم؛ چراکه انرژی امروز یکی از مهمترین ابزارهای قدرت و اثرگذاری در جهان محسوب میشود.




