مجید رضا حریری –رییس اتاق ایران و چین: بدترین اتفاقی که امروز میتواند بیافتد این است که فکر کنیم، میتوانیم محاصره دریایی را دور بزنیم و سعی کنیم با وجود آن کشور را اداره کنیم. کاری که مشابه آن را با تحریمها کردیم و به جای رفع آن و یا یافتن ساز و کاری برای خنثی شدن آن، سراغ دور زدن تحریم رفتیم و نتیجه آن اقتصادی تضعیف شده و فسادهایی بزرگ است.
تحریم هزینههای تجارت ما را به شدت افزایش داد، از درآمدهای ملی کاست و کاری کرد که اقتصاد ساختاری مستهلکشده پیدا کند و دور زدن آن هم گرچه نیازهای کشور را با قیمتی گزاف تامین کرد اما به شکل گیری انواع الیگارشها منجر شد. در مورد محاصره این اتفاقات در ابعادی چند برابر بزرگتر میافتد اگر به این تصور شکل دهیم که میتوانیم آن را دور بزنیم. ما نباید اجازه دهیم اقتصادمان یا دشمن به محاصره دریایی ما عادت کنند.
چه با مذاکره، چه با خواهش، چه با تهدید و چه با جنگ باید این محاصره دریایی خاتمه یابد. تبعات محاصره از جنگ هم بیشتر است کمااینکه در طول جنگ ۴۰ روزه به اندازه روزهای محاصره دریایی کشورمان دچار مشکلات اقتصادی و کمبودها نبود. باید این تصور را در آمریکا هم از بین برد که هرگاه خواست سراغ این اقدام نرود و متوجه شود تبعات این کار میتواند برایش سنگین باشد.
تجارت از طریق دریاها شکل اصلی تجارت امروز است و بسته شدن مسیرهای دریایی یعنی پر هزینه و دشوار کردن بازرگانی خارجی است. اتفاقی که فشارها را بر یک کشور به شدت افزایش میدهد و اگر چاره جویی کافی برای آن نشود و به مدت طولانی ادامه یابد به ایجاد قحطی منجر میشود.زندگی در محاصره دریایی به سطح نازلی سقوط خواهد کرد. بیش از ۸۰ درصد از تجارت جهان امروز از طریق دریاها است. آوردن تمام نیاز تجاری کشور به روی زمین، یعنی تجارت به ظرفیت ۲۰ درصدی بسنده کند. ایران کشوری پهناور با همسایگان بسیاراست اما نه با همسایگان روابط مناسبی داریم و نه میتوان از تجارت دریایی چشمپوشی کرد.
اگر یک کانیتنر از چین و با کشتی به ایران بیاید، هزینه حمل و نقل آن سه هزار دلار است اما همان کانتینر وقتی از مسیر زمینی میآید به طور میانگین ۱۲ هزار دلار باید هزینه حمل و نقل برای آن پرداخته شود. واردات ما از بنادر جنوبی سالانه حدود دو میلیون کانتینر است و اگر محاصره ادامه یابد هر کانتینر ۹ هزار دلار هزینه تجاری بیشتری به اقتصاد ایران تحمیل خواهد کرد. درواقع چیزی در حدود ۱۸ میلیارد دلار هزینه اضافی برای ما در برخواهد داشت.
برای درک بزرگی این رقم کافی است به این نکته توجه شود که نیاز اقتصاد ایران به واردات کالاهای اساسی و دارو کمتر از ۱۵ میلیارد دلار در سال است.
در بخش صادرات غیرنفتی هم ما با یک هزینه بزرگ مواجه میشویم زیرا ما سالانه حدود ۵۰ میلیارد دلار صادرات غیرنفتی داریم. بنا باشد از طریق زمین صادرات خود را انجام دهیم یک رقمی بیش از میزان سود صادراتی باید هزینه شود و در عمل سبب میشود صادرات ما دیگر توجیهی نداشته باشد. باید توجه داشت که کل ۵۰ میلیارد دلار صادرات فرضی ما سود نیست و اگر سودی هم در کار باشد چیزی در حدود ۱۰ میلیارد دلار است. حال اگر بنا باشد ۱۰ یا ۱۵ میلیارد دلار بر هزینه صادرات افزوده شود، دیگر توجیهی برای این کار باقی نخواهد ماند. محاصره دریایی کشور را دچار چالشهای اساسی میکند و با ادامه آن کار کشور میخوابد. کل تجارت خارجی ما ۱۰۰ میلیارد دلار در سال است و افزودن هزینه ۲۰ میلیاردی در آن، کل این پروسه را به تعطیلی خواهد کشید. شاید بتوانیم برای کوتاه مدت، چند هفته یا نهایتا چند ماه بشود با ریل و جاده، نیازهای فوری را تهیه کرد اما این فقط اقدامی ضروری برای یک دوره کوتاه اورژانسی جواب خواهد داد. این کار صرفا برای زنده ماندن است اما با این روش امکان ادامه دادن از دست میرود.




