آلبرت بغزیان-استاد اقتصاد: تورم ۶۶ درصدی رقم بسیار بالایی است، اما تورم مانند درجه حرارت بدن نیست که بتوان آن را با یک عدد مشخص و بهصورت مستقیم اندازهگیری کرد. این نرخ طی فرآیندی مشخص و با استفاده از ضرایبی محاسبه میشود. ضمن اینکه محاسبه تورم در کشور ما نیز اغلب با مشکلاتی همراه است و همواره درباره نحوه محاسبه و حتی دستکاری آمار بحثهایی وجود داشته است. با این حال، بیش از آنکه صرفاً روی عدد تورم متمرکز شویم، میتوانیم روند آن را نسبت به گذشته بررسی کنیم. در این زمینه مشاهده میکنیم که تورم فزاینده بوده و در برخی دورهها رشد قابلتوجهی داشته است.برخی معتقدند ناترازیها عامل اصلی هستند و برخی دیگر نرخ ارز را دلیل افزایش تورم میدانند. آقای پزشکیان نیز افزایش تورم را به جنگ نسبت داده است. به نظر من تورم امروز محصول مجموعهای از این عوامل است و حذف ارز ترجیحی در دیماه نیز تأثیر قابلتوجهی خواهد داشت.اما سؤال این است که دلیل افزایش قیمتها در یک هفته اخیر چیست و در این مدت چه اتفاقی افتاده که قیمتها باید تا این اندازه افزایش پیدا کنند؟ وضعیت اقتصادی ما قطعاً وخیمتر شده است، اما نمیتوان پذیرفت که افزایش قیمتها بهصورت روزانه و مستمر ادامه داشته باشد.
تا پایان سال نباید اجازه دهیم قیمتها بدون کنترل افزایش پیدا کنند. دولت باید مانع افزایش بیضابطه قیمتها شود. امروز قیمت محصولاتی مانند ماست و میوه مرتب تغییر میکند و این نشان میدهد دولت وظایف نظارتی خود را رها کرده است. بنابراین دلیل منطقی وجود ندارد که قیمتها هر روز به این شکل افزایش پیدا کنند.
به نظر میرسد روند افزایش قیمتها در نیمه دوم سال نیز ادامه داشته باشد، زیرا دولت تاکنون اقدام مؤثری برای متوقف کردن این روند انجام نداده است.
اکنون دولت در حال زمینهچینی برای افزایش قیمت بنزین است. در صورت افزایش نرخ بنزین، مطمئناً تورم نیز افزایش خواهد یافت و به همین دلیل نسبت به روند آتی اقتصاد خوشبین نیستم.افزایش قیمت حاملهای انرژی میتواند تکاندهنده باشد. ما در گذشته بارها افزایش قیمتها را تجربه کردهایم و سیاست شوکدرمانی را نیز اجرا کردهایم.
در میان مدافعان افزایش قیمت حاملهای انرژی، برخی معتقدند باید شوکدرمانی انجام شود و برخی دیگر بر ضرورت اطلاعرسانی قبلی و افزایش تدریجی قیمتها تأکید دارند. مدافعان شوکدرمانی نیز معتقدند قیمتها باید با سرعت افزایش پیدا کنند. اما اگر دولت بدون در نظر گرفتن تبعات این تصمیم اقدام به افزایش قیمت حاملهای انرژی کند، قیمتها نیز بهسرعت افزایش خواهند یافت. به نظر من امروز هیچ کدام از این دو رویکرد کمکی به بهبود شرایط اقتصادی کشور نمیکنند.
اگر قیمت بنزین به ۸۰ هزار تومان برسد، کسی نمیگوید نرخ ۱۵۰۰ تومانی نیز وجود دارد؛ بلکه همه کالاها و خدمات بر اساس همین نرخ حداکثری قیمتگذاری خواهند شد. بنابراین چنین اقدامی به زیان اقشار فرودست و مزدبگیر جامعه خواهد بود و از آنجایی که دولت هم از هر نظارتی بر قیمتها خودداری میکند، تبعات تورمی این اقدام بیش از انتظار خواهد بود.
افزایش کرایه تاکسی و هزینه حملونقل که همین حالا نیز افزایش قابلتوجهی داشته، مستقیماً بر زندگی اقشار فرودست اثر میگذارد، زیرا افزایش هزینه انرژی به سایر بخشهای اقتصاد نیز منتقل خواهد شد. از سوی دیگر، نظارت نیز کنار گذاشته شده است و مجموعه این عوامل میتواند تورمی حتی بیشتر از میزان مورد انتظار به جامعه تحمیل کند.
بغزیان در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از عملکرد دولت در زمینه تأمین کالاهای در این بین دولت دو سال است که روی کار آمده و باید پیش از این برای تأمین منابع استراتژیک مورد نیاز داخل، دستکم به اندازه نیاز یک سال کشور، برنامهریزی و ذخیرهسازی میکرد. از روز نخست روی کارآمدن دولت چهاردهم احتمال جنگ بود.
دولت آینده نگری لازم را نکرد و در مقابل، واردکنندگان کالاهایی را با دلار وارد و در انبارها ذخیره کرد و اکنون سود این وضعیت را میبرند و به قیمتی گزاف کالاهای وارداتی خود را میفروشند. دولت باید مدیریت بهتر بر منابع ارزی را پیش از جنگ آغاز میکرد.
قحطی به معنای کمبود کالا و محصول کاهش عرضه است و این مسئله نباید بهانهای برای افزایش قیمتها باشد. اکنون قصابیها مملو از گوشت هستند، اما بسیاری از مردم توان خرید آن را ندارند. این وضعیت را نمیتوان مقابله با قحطی یا کمبود نامید. زیرا کمبود هست اما نه برای صاحبان ثروتهای بزرگ.
امروز بسیاری از کالاها در کشور وجود دارند، اما قیمت آنها آنقدر افزایش یافته که دیگر به دست مردم و عموم جامعه نمیرسند. نتیجه این وضعیت آن است که بسیاری از مردم مصرف گوشت و حتی لبنیات را به حداقل رساندهاند.

