نماد سایت نقش اقتصاد آنلاین

«نقش اقتصاد» چشم‌انداز بازار سرمایه ایران در 1405 را بررسی کرد: شروط تداوم رونق بورس

مجتبی خسروجردی-روزنامه نگار: بازار سرمایه ایران پس از ماه‌ها بی‌اعتمادی و نوسان، اکنون بار دیگر در کانون توجه سرمایه‌گذاران قرار گرفته است. شاخص کل بورس تهران در معاملات 26 مرداد 1405 با جهش بیش از 131 هزار واحدی، رشد 2.28 درصدی را ثبت کرد و به آستانه 5.9 میلیون واحد رسید. همزمان شاخص هم‌وزن نیز بیش از 36 هزار واحد افزایش یافت؛ نشانه‌ای که نشان می‌دهد موج تقاضا تنها محدود به چند نماد بزرگ و شاخص‌ساز نبوده است.

از سوی دیگر، ارزش معاملات خرد سهام و صندوق‌های سهامی نیز در روزهای اخیر از مرز 40 هزار میلیارد تومان عبور کرده و مجموع ارزش معاملات بورس و فرابورس به محدوده 249 همت رسیده است.

اما پرسش اساسی اینجاست: آیا بورس ایران وارد یک دوره رونق پایدار شده یا با موجی از رشد مواجه است که می‌تواند در صورت تغییر متغیرهای کلان اقتصادی، با اصلاح جدی روبه‌رو شود؟ پاسخ به این پرسش را باید در چهار متغیر اصلی جست‌وجو کرد: تورم، نرخ ارز، نرخ سود و سودآوری شرکت‌ها.

بورس ایران؛ از بی‌اعتمادی تا موج جدید تقاضا

بازار سرمایه ایران در سال‌های اخیر بارها میان دو وضعیت افراطی حرکت کرده است؛ دوره‌های رونق شدید و دوره‌های رکود و خروج سرمایه. همین رفتار باعث شده اعتماد عمومی به بورس آسیب ببیند.

با این حال، بازار سهام در یک سال گذشته بخش قابل توجهی از عقب‌ماندگی خود را جبران کرده است. بر اساس یک تحلیل منتشرشده در تیرماه، بازدهی بورس در یک‌سال گذشته حدود 73 درصد گزارش شده بود؛ رشدی که بخشی از فاصله بازار با تورم را جبران کرده است. اکنون اما شرایط متفاوت است. افزایش ارزش معاملات، رشد همزمان شاخص کل و شاخص هم‌وزن و افزایش تعداد نمادهای مثبت نشان می‌دهد که تقاضا در بازار گسترده‌تر شده است. در معاملات 26 مرداد، بیش از 770 نماد مثبت گزارش شد و تنها حدود 35 نماد در محدوده منفی قرار داشتند. این اتفاق از منظر تکنیکال و روان‌شناسی بازار اهمیت دارد؛ زیرا رشد فراگیر معمولاً نشانه‌ای از افزایش ریسک‌پذیری معامله‌گران است. اما رشد شاخص به تنهایی به معنای ارزندگی بازار نیست.

مهم‌ترین سؤال: بورس چقدر می‌تواند رشد کند؟

هیچ تحلیلگری نمی‌تواند با قطعیت بگوید شاخص بورس در پایان سال در چه عددی قرار خواهد داشت. پیش‌بینی عددی شاخص بدون در نظر گرفتن متغیرهای بنیادی، بیشتر شبیه حدس است تا تحلیل. آنچه می‌توان بررسی کرد، سناریوهای پیش‌روی بازار است.

– در حال حاضر سه سناریو برای بازار سرمایه ایران قابل تصور است:

سناریوی اول؛ ادامه روند صعودی

اگر نرخ ارز در محدوده‌ای قرار گیرد که سودآوری شرکت‌های صادراتی را تقویت کند، نرخ سود بانکی کنترل شود، سیاست‌های اقتصادی قابل پیش‌بینی‌تر شوند و ورود نقدینگی به بازار ادامه پیدا کند، بورس می‌تواند روند صعودی خود را ادامه دهد. در این حالت صنایع بزرگ صادرات‌محور و شرکت‌هایی که درآمد ارزی دارند، می‌توانند از مهم‌ترین گروه‌های مورد توجه بازار باشند.

سناریوی دوم؛ اصلاح و استراحت بازار

سناریوی دوم، اصلاح شاخص پس از رشدهای اخیر است.

این سناریو الزاماً به معنای پایان روند صعودی نیست. بازاری که در مدت کوتاه رشد قابل توجهی داشته، طبیعی است که در مقاطعی با شناسایی سود مواجه شود.اگر اصلاح قیمت‌ها همراه با حفظ ارزش معاملات و عدم خروج گسترده نقدینگی باشد، می‌توان آن را بخشی از فرآیند طبیعی بازار دانست.

سناریوی سوم؛ بازگشت فشار فروش

ریسک سوم زمانی ایجاد می‌شود که متغیرهای بنیادی بازار برخلاف انتظارات حرکت کنند. افزایش قابل توجه نرخ سود، جهش هزینه شرکت‌ها، محدودیت‌های جدید صادراتی، تغییر مقررات، کاهش نرخ ارز یا افزایش نااطمینانی سیاسی می‌تواند موجب خروج نقدینگی از سهام شود. در چنین شرایطی، شاخص می‌تواند حتی با وجود ارزندگی بخشی از شرکت‌ها تحت فشار قرار گیرد.

نرخ سود؛ رقیب بزرگ بورس

یکی از مهم‌ترین رقبای بازار سهام، بازار پول و اوراق با درآمد ثابت است. سرمایه‌گذار همیشه یک سؤال دارد: برای تحمل ریسک بیشتر، چه بازده اضافی دریافت می‌کنم؟

اگر نرخ سود بدون ریسک افزایش پیدا کند، بخشی از سرمایه‌گذاران ترجیح می‌دهند منابع خود را در ابزارهای کم‌ریسک‌تر قرار دهند. این موضوع به‌خصوص برای سرمایه‌گذاران بزرگ اهمیت دارد. در مقابل، اگر نرخ سود در سطحی قرار گیرد که فاصله آن با بازده مورد انتظار سهام کاهش پیدا کند، جذابیت بورس افزایش خواهد یافت. به همین دلیل، مسیر سیاست پولی یکی از مهم‌ترین متغیرهای تعیین‌کننده چشم‌انداز بورس در ماه‌های آینده خواهد بود.

نرخ ارز؛ شمشیر دو لبه بورس

نرخ ارز برای بورس ایران اهمیت ویژه‌ای دارد.

بخش قابل توجهی از شرکت‌های بزرگ بازار سرمایه در صنایع صادراتی، پتروشیمی، فلزی، معدنی و پالایشی فعالیت می‌کنند. افزایش نرخ ارز می‌تواند درآمد ریالی شرکت‌های صادراتی را افزایش دهد؛ البته به شرط آنکه سیاست‌های ارزی، نرخ تسعیر، هزینه‌های تولید و محدودیت‌های صادراتی اجازه انتقال این اثر به سود شرکت را بدهند. اما نرخ ارز یک روی دیگر نیز دارد. افزایش شدید و بی‌ثبات نرخ ارز می‌تواند هزینه مواد اولیه، تجهیزات و سرمایه در گردش شرکت‌ها را افزایش دهد. بنابراین برای بورس، ثبات و قابلیت پیش‌بینی نرخ ارز در بسیاری از مواقع از صرفاً بالا یا پایین بودن آن مهم‌تر است.

تورم؛ دشمن یا دوست بورس؟

در نگاه اول ممکن است تورم بالا برای بورس مفید به نظر برسد.

زیرا با افزایش قیمت کالاها و خدمات، درآمد اسمی بسیاری از شرکت‌ها نیز افزایش پیدا می‌کند.

اما این تمام ماجرا نیست. تورم بالا هزینه تولید، دستمزد، مواد اولیه، حمل‌ونقل و تأمین مالی را نیز افزایش می‌دهد. در نتیجه، سؤال اصلی این نیست که «فروش شرکت چقدر رشد کرده؟ بلکه باید پرسید: سود واقعی شرکت چقدر افزایش یافته است؟ اگر فروش یک شرکت 50 درصد رشد کند اما هزینه‌های آن 60 درصد بالا برود، رشد فروش لزوماً به معنای بهبود وضعیت سهامداران نیست.

صنایع پیشرو کدام‌اند؟

در شرایط فعلی نمی‌توان یک صنعت را به عنوان برنده قطعی بورس معرفی کرد.اما می‌توان گروه‌ها را بر اساس محرک‌های اقتصادی بررسی کرد.

– صنایع صادرات‌محور

شرکت‌های صادراتی در صورت تداوم نرخ‌های ارزی مناسب می‌توانند از جذابیت بنیادی برخوردار باشند.

– فلزات و معدنی‌ها

این صنایع به قیمت‌های جهانی، نرخ ارز، هزینه انرژی و سیاست‌های صادراتی وابستگی زیادی دارند.

– پتروشیمی‌ها

قیمت جهانی محصولات، نرخ خوراک، نرخ ارز و سیاست‌های تنظیم‌گری از مهم‌ترین متغیرهای اثرگذار بر این گروه هستند.

– بانک‌ها

بانک‌ها از نرخ سود، کیفیت دارایی‌ها، سیاست‌های پولی، تسهیلات و وضعیت ترازنامه خود تأثیر می‌پذیرند.

– صنایع داخلی

شرکت‌های وابسته به مصرف داخلی بیش از سایر گروه‌ها به قدرت خرید خانوارها و وضعیت تقاضای داخلی حساس هستند.

بنابراین در شرایط تورمی، رشد اسمی قیمت محصولات این شرکت‌ها لزوماً به معنای رشد واقعی سودآوری آنها نیست.

بورس فقط شاخص کل نیست

از سوی دیگر یکی از اشتباهات رایج سرمایه‌گذاران این است که تمام بازار را با شاخص کل می‌سنجند. در حالی که ممکن است شاخص کل رشد کند اما بسیاری از سهم‌ها عملکرد متفاوتی داشته باشند. اهمیت رشد شاخص هم‌وزن در معاملات اخیر نیز از همین منظر است. در 26 مرداد، شاخص هم‌وزن تقریباً هم‌جهت با شاخص کل رشد کرد و بیش از 2 درصد افزایش یافت. این موضوع نشان می‌دهد تقاضا در بازار گسترده‌تر شده است.

برای سرمایه‌گذار اما همچنان بررسی صورت‌های مالی، سودآوری، نسبت قیمت به سود، میزان بدهی، جریان نقدینگی و چشم‌انداز صنعت اهمیت بیشتری از صرفاً دنبال کردن شاخص دارد.

ورود پول؛ مهم‌تر از رشد شاخص

رشد قیمت سهام زمانی از کیفیت بیشتری برخوردار است که با ورود نقدینگی و افزایش ارزش معاملات همراه باشد.

ارزش معاملات خرد بیش از 40 همتی در روزهای اخیر نشان‌دهنده افزایش فعالیت معامله‌گران است. اما باید میان نقدینگی پایدار و پول کوتاه‌مدت و سفته‌بازانه تفاوت قائل شد. اگر سرمایه‌گذار فقط به امید رشد قیمت وارد شود و با اولین اصلاح بازار خارج شود، چنین پولی نمی‌تواند مبنای رونق پایدار بازار باشد. بازار سرمایه زمانی عمق واقعی پیدا می‌کند که سرمایه‌گذاران بلندمدت، صندوق‌ها، شرکت‌های تأمین سرمایه و سرمایه‌گذاران نهادی نقش پررنگ‌تری در آن داشته باشند.

چشم‌انداز بورس در نیمه دوم 1405

با توجه به شرایط فعلی، چشم‌انداز بازار سرمایه را می‌توان مثبت اما پرریسک توصیف کرد.

رشد اخیر شاخص و افزایش ارزش معاملات نشانه‌های مثبتی هستند. اما بازار همچنان با چند ریسک مهم مواجه است:

– ریسک نرخ سود

– ریسک نرخ ارز

– ریسک سیاست‌گذاری

– ریسک تحریم و تحولات خارجی

– ریسک قیمت جهانی کالاها

– ریسک کاهش قدرت خرید داخلی

– ریسک تغییر مقررات

در سمت فرصت‌ها نیز عواملی مانند تورم، رشد اسمی درآمد شرکت‌ها، افزایش ارزش دارایی‌های بنگاه‌ها، امکان اصلاح سیاست‌های اقتصادی و افزایش توجه دولت به بازار سرمایه قرار دارند.

سه شرط برای تداوم رونق بورس

اگر بخواهیم چشم‌انداز بورس را در سه شرط خلاصه کنیم، باید گفت: نخست؛ پول بماند. ورود پول به بازار کافی نیست؛ باید سرمایه‌گذاران در بازار باقی بمانند. دوم؛ سود شرکت‌ها رشد کند. رشد قیمت سهام بدون پشتوانه سودآوری نمی‌تواند برای همیشه ادامه پیدا کند.سوم؛ سیاست‌گذار غافلگیر نکند.

بازار سرمایه بیش از هر چیز به پیش‌بینی‌پذیری نیاز دارد.

هرچه این سه شرط بیشتر محقق شوند، احتمال شکل‌گیری یک روند صعودی پایدار افزایش خواهد یافت.

خروج از نسخه موبایل