نماد سایت نقش اقتصاد آنلاین

در گفتگوی «نقش اقتصاد» با یک کارشناس انرژی چشم انداز بازار نفت بررسی شد: نفت برمدار نااطمینانی

سمیه تقی خانی- روزنامه نگار: بازار جهانی نفت بار دیگر در برابر تحولات ژئوپلیتیک خاورمیانه قرار گرفته است؛ بازاری که طی ماه‌های گذشته تلاش می‌کرد خود را با اختلالات عرضه و کاهش تقاضای جهانی وفق دهد، اکنون با چشم‌انداز طولانی‌تر شدن بحران در خلیج فارس و تداوم محدودیت‌های عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز مواجه شده است.

به گزارش «نقش اقتصاد»، در معاملات اخیر، قیمت نفت برنت تا حدود 91 دلار در هر بشکه افزایش یافت و نفت خام آمریکا نیز در محدوده 85 دلار معامله شد. افزایش قیمت‌ها برای سومین جلسه متوالی، در شرایطی رخ داده که امیدها به دستیابی سریع به توافق میان آمریکا و ایران کاهش یافته و بازار احتمال تداوم اختلال در مسیرهای انتقال انرژی را جدی‌تر گرفته است.

موضوع مهم‌تر از رشد روزانه قیمت نفت، تغییر نگاه معامله‌گران به بحران است. بازار اکنون بیش از آنکه با یک شوک کوتاه‌مدت مواجه باشد، در حال قیمت‌گذاری سناریوی تداوم ریسک هرمز است؛ تغییری که می‌تواند پیامدهای آن فراتر از قیمت نفت و در حوزه تورم، حمل‌ونقل، نرخ بهره و رشد اقتصاد جهانی ظاهر شود.

هرمز؛ نقطه‌ای که بازار نفت نمی‌تواند از آن چشم بپوشد

تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان است. هرگونه اختلال در این مسیر، مستقیماً بر جریان صادرات نفت و فرآورده‌های نفتی خاورمیانه تأثیر می‌گذارد.

بر اساس گزارش‌های اخیر، حجم عبور نفت از این مسیر به‌شدت کاهش یافته و جریان روزانه نفت از حدود 18 میلیون بشکه پیش از بحران به حدود 2 میلیون بشکه رسیده است. در همین حال، صادرات نفت خاورمیانه نیز به کمتر از نیمی از سطح پیش از جنگ کاهش یافته است.

اهمیت این ارقام در آن است که بازار جهانی نفت نمی‌تواند به‌سرعت چنین کسری عرضه‌ای را از منابع دیگر جبران کند. مسیرهای جایگزین خطوط لوله‌ای وجود دارند، اما ظرفیت آنها محدود است و نمی‌توانند به‌سادگی جایگزین حجم عظیم نفتی شوند که به‌صورت دریایی از خلیج فارس خارج می‌شود.

عربستان به دنبال مسیرهای جایگزین

کشورهای تولیدکننده نفت منطقه برای کاهش آسیب‌پذیری خود در برابر بحران، به سمت استفاده از مسیرهای جایگزین حرکت کرده‌اند. در تازه‌ترین تحول، شرکت آرامکو عربستان بارگیری نفت از برخی پایانه‌های داخل منطقه هرمز را از سر گرفته و بخشی از محموله‌های خود را از طریق انتقال کشتی به کشتی در نزدیکی فجیره امارات به پالایشگران آسیایی عرضه کرده است. سه نفتکش بزرگ در فاصله 12 تا 16 اوت مجموعاً حدود 6 میلیون بشکه نفت عربستان را بارگیری کرده‌اند و انتظار می‌رود تعداد دیگری از نفتکش‌ها نیز در ادامه ماه وارد این چرخه شوند.

این تحولات نشان می‌دهد تولیدکنندگان بزرگ خلیج فارس تلاش می‌کنند حتی در شرایط ناامن نیز جریان صادرات را حفظ کنند؛ اما هزینه این مسیرها بالاتر است و همین مسئله می‌تواند قیمت نهایی انرژی را افزایش دهد.

چین؛ بزرگ‌ترین خریدار، محتاط‌تر از گذشته

چین نیز برای کاهش ریسک ناشی از عبور نفتکش‌ها از مسیرهای پرخطر، استراتژی حمل‌ونقل خود را تغییر داده است. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، دو شرکت بزرگ کشتیرانی دولتی چین، عبور از تنگه هرمز و باب‌المندب را متوقف کرده‌اند و بخشی از عملیات خود را به انتقال کشتی به کشتی در خارج از مناطق پرخطر منتقل کرده‌اند. این تغییر مسیر اگرچه امکان ادامه واردات نفت را فراهم می‌کند، اما هزینه و زمان حمل را افزایش داده است. نرخ حمل نفتکش‌ها در برخی مسیرها نیز به‌دلیل افزایش ریسک جنگی رشد قابل‌توجهی داشته است. به این ترتیب، بحران خاورمیانه تنها عرضه نفت را تحت تأثیر قرار نداده، بلکه هزینه انتقال نفت را نیز به یکی از متغیرهای مهم بازار تبدیل کرده است.

هشدار آژانس بین‌المللی انرژی؛ کاهش عرضه جهانی

بحران خاورمیانه در شرایطی به بازار نفت ضربه زده که عرضه جهانی نیز تحت فشار قرار دارد. آژانس بین‌المللی انرژی پیش‌بینی کرده است که عرضه جهانی نفت در سال 2026 حدود 4.3 میلیون بشکه در روز کاهش یابد و به حدود 102.02 میلیون بشکه در روز برسد. این نهاد همچنین برآورد خود از تقاضای جهانی را کاهش داده و از احتمال افت 1.6 میلیون بشکه‌ای تقاضا در سال جاری خبر داده است.این دو روند متضاد، تصویر پیچیده‌ای از بازار ارائه می‌کنند: از یک سو کاهش عرضه ناشی از بحران، قیمت‌ها را بالا می‌برد و از سوی دیگر افزایش قیمت انرژی و تضعیف اقتصاد جهانی می‌تواند تقاضا برای نفت را کاهش دهد.در واقع، بازار نفت در برابر دو نیروی متضاد قرار گرفته است؛ شوک عرضه و شوک تقاضا.

اختلاف دیدگاه اوپک و آژانس انرژی

یکی از نکات قابل توجه در شرایط کنونی، تفاوت دیدگاه میان سازمان کشورهای صادرکننده نفت و آژانس بین‌المللی انرژی است. اوپک اخیراً پیش‌بینی خود از رشد تقاضای نفت در سال 2026 را کاهش داده، اما همچنان انتظار دارد مصرف جهانی افزایش یابد. در مقابل، آژانس بین‌المللی انرژی انتظار دارد تقاضای جهانی در سال جاری کاهش پیدا کند.

این اختلاف دیدگاه نشان می‌دهد حتی نهادهای مهم بازار انرژی نیز درباره مسیر آینده اقتصاد جهانی و مصرف نفت با عدم قطعیت قابل توجهی مواجه هستند.

آیا نفت 100 دلاری دوباره بازمی‌گردد؟

به گزارش «نقش اقتصاد»، عبور برنت از مرز 90 دلار این پرسش را دوباره مطرح کرده است که آیا بازار جهانی نفت در مسیر 100 دلار قرار دارد یا خیر.پاسخ به این پرسش بیش از هر چیز به وضعیت تنگه هرمز و آینده بحران آمریکا و ایران وابسته است.اگر عبور نفتکش‌ها به‌تدریج عادی شود و مذاکرات سیاسی به نتیجه برسد، بخش مهمی از صرف ریسک موجود در قیمت نفت می‌تواند از بین برود. اما اگر اختلال در هرمز طولانی شود، ذخایر نفتی کاهش بیشتری پیدا کند و مسیرهای جایگزین نیز با محدودیت مواجه شوند، فشار صعودی بر قیمت نفت افزایش خواهد یافت.در حال حاضر بازار نشانه‌هایی از سناریوی دوم را جدی گرفته است. گزارش‌های تحلیلی حاکی از آن است که معامله‌گران نفت، قیمت‌های بالاتر را نه یک جهش موقت، بلکه تا حدی به عنوان شرایطی پایدارتر در نظر گرفته‌اند.

بحران نفت فقط به نفت خام محدود نمی‌شود

یکی از اشتباهات رایج در تحلیل بحران انرژی، تمرکز صرف بر قیمت نفت خام است. در شرایط کنونی، بازار فرآورده‌های نفتی مانند بنزین، گازوئیل و سوخت هواپیما نیز تحت فشار قرار گرفته است. اختلال در پالایشگاه‌ها و مسیرهای حمل‌ونقل باعث شده هزینه پالایش و انتقال فرآورده‌ها افزایش پیدا کند.

به همین دلیل ممکن است حتی در شرایطی که رشد قیمت نفت خام محدود شود، مصرف‌کنندگان همچنان با افزایش قابل توجه قیمت سوخت مواجه باشند.

از سوی دیگر، افزایش هزینه حمل دریایی می‌تواند قیمت تمام‌شده کالاهایی را که با کشتی جابه‌جا می‌شوند افزایش دهد. بنابراین بحران هرمز می‌تواند از بازار انرژی به زنجیره تأمین جهانی سرایت کند.

بازار نفت به «ریسک هرمز» عادت می‌کند؟

یکی از مهم‌ترین تغییرات احتمالی این است که بازار به‌تدریج وجود ریسک هرمز را به عنوان یک متغیر دائمی در محاسبات خود وارد کند.

اگر تنش‌ها تکرار شوند، شرکت‌های نفتی، پالایشگاه‌ها، بیمه‌گران و کشتیرانی‌ها ممکن است بخشی از تصمیمات خود را بر مبنای احتمال وقوع اختلال در این مسیر تنظیم کنند.

در این صورت، حتی در دوره‌هایی که درگیری نظامی وجود ندارد، بازار ممکن است همچنان یک حق بیمه ژئوپلیتیک برای نفت خاورمیانه در نظر بگیرد.

این تغییر از نظر اقتصادی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا به معنای افزایش هزینه ساختاری تجارت انرژی است، نه صرفاً یک افزایش موقت قیمت نفت.

پایان بحران، آغاز یک ریسک جدید

تجربه بحران‌های ژئوپلیتیک نشان داده است که بازارها معمولاً به خود حادثه واکنش نشان نمی‌دهند؛ بلکه به احتمال تداوم آن واکنش شدیدتری دارند.

تنگه هرمز نیز از این قاعده مستثنی نیست. اگر تنش‌ها ادامه پیدا کند، حتی بدون توقف کامل صادرات، بازار انرژی ممکن است با هزینه‌های بیشتری برای بیمه، حمل‌ونقل، تأمین مالی و مدیریت ذخایر مواجه شود.

در چنین شرایطی، هرمز از یک نقطه جغرافیایی به یک متغیر دائمی در معادلات اقتصاد جهانی تبدیل می‌شود؛ متغیری که می‌تواند قیمت نفت، تورم، رشد اقتصادی و حتی سیاست‌های پولی کشورهای بزرگ را تحت تأثیر قرار دهد.

در نهایت، مسئله اصلی برای بازار نفت دیگر فقط این نیست که «آیا تنگه هرمز بسته می‌شود؟»؛ بلکه این است که «بازار تا چه زمانی باید ریسک بسته‌شدن یا اختلال در این مسیر را در قیمت‌ها محاسبه کند؟»

کارشناس انرژی در گفت‌وگو با «نقش اقتصاد»: بحران هرمز می‌تواند قیمت نفت را برای مدت طولانی بالا نگه دارد

برای بررسی چشم‌انداز بازار نفت، ریسک هرمز، آینده قیمت‌ها و پیامدهای بحران خاورمیانه، «نقش اقتصاد» با محمدصادق مهرجو کارشناس انرژی گفت‌وگو کرده است.

بازار جهانی نفت در شرایط فعلی با افزایش قیمت و نگرانی درباره عرضه مواجه است. مهم‌ترین عامل اثرگذار بر قیمت نفت را چه می‌دانید؟

در شرایط فعلی، مهم‌ترین عامل، ریسک ژئوپلیتیک و اختلال در زنجیره عرضه است. بازار نفت فقط به میزان تولید نگاه نمی‌کند؛ امنیت مسیر انتقال نفت نیز به همان اندازه اهمیت دارد.

وقتی تنگه‌ای مانند هرمز با محدودیت مواجه می‌شود، حتی اگر بخشی از نفت همچنان از منطقه خارج شود، بازار یک صرف ریسک به قیمت نفت اضافه می‌کند. به همین دلیل است که در روزهای اخیر شاهد واکنش سریع قیمت‌ها به اخبار سیاسی و امنیتی بوده‌ایم.

در حال حاضر بازار بیش از گذشته به این نتیجه رسیده که بحران هرمز ممکن است یک شوک چندروزه نباشد و همین مسئله باعث شده قیمت نفت در سطوح بالاتری تثبیت شود.

برنت از مرز 90 دلار عبور کرده است. آیا می‌توان انتظار داشت نفت وارد کانال 100 دلار شود؟

رسیدن نفت به 100 دلار امکان‌پذیر است، اما نمی‌توان آن را قطعی دانست. سه متغیر تعیین‌کننده وجود دارد: مدت زمان اختلال در هرمز، میزان کاهش تولید نفت منطقه و واکنش تقاضای جهانی.اگر تنش‌ها افزایش پیدا کند و صادرات نفت از خلیج فارس برای مدت طولانی‌تری محدود بماند، احتمال حرکت نفت به سمت 100 دلار افزایش خواهد یافت. اما اگر مسیرهای انتقال دوباره فعال شوند و نشانه‌ای از کاهش تنش مشاهده شود، بخشی از صرف ریسک موجود در قیمت نفت می‌تواند خیلی سریع تخلیه شود. بنابراین قیمت 100 دلار بیشتر از آنکه یک عدد اقتصادی صرف باشد، به یک عدد ژئوپلیتیک تبدیل شده است.

چرا تنگه هرمز تا این اندازه برای بازار نفت اهمیت دارد؟

به دلیل حجم بالای نفت و فرآورده‌هایی که از این مسیر عبور می‌کنند و همچنین محدود بودن مسیرهای جایگزین. نکته مهم این است که حتی اگر کشورهای تولیدکننده بتوانند بخشی از صادرات خود را از طریق خطوط لوله یا پایانه‌های دیگر منتقل کنند، ظرفیت این مسیرها با حجم نفتی که به صورت دریایی جابه‌جا می‌شود قابل مقایسه نیست.به همین دلیل، هرچه اختلال در هرمز طولانی‌تر شود، فشار بیشتری بر ذخایر جهانی، نرخ حمل نفتکش‌ها و هزینه بیمه وارد خواهد شد.گزارش اخیر آژانس بین‌المللی انرژی نیز نشان می‌دهد اختلالات خاورمیانه اثر قابل توجهی بر برآورد عرضه جهانی گذاشته است.

آیا بازار نفت در حال عادت کردن به ریسک هرمز است؟

به نظر من بله؛ و این موضوع بسیار مهم است. در روزهای نخست یک بحران، بازار معمولاً با یک شوک قیمتی مواجه می‌شود. اما اگر بحران ادامه پیدا کند، معامله‌گران به‌تدریج آن ریسک را در مدل‌های قیمت‌گذاری خود وارد می‌کنند.

در چنین شرایطی حتی اگر جریان نفت کاملاً متوقف نشود، قیمت نفت ممکن است در سطح بالاتری باقی بماند، زیرا هزینه بیمه، حمل‌ونقل و تأمین امنیت محموله افزایش پیدا کرده است.

به بیان ساده، بازار ممکن است به جای اینکه منتظر «بسته شدن هرمز» باشد، صرفاً به دلیل احتمال اختلال در این مسیر، قیمت بالاتری برای نفت مطالبه کند.

آیا افزایش قیمت نفت می‌تواند برای اقتصاد جهانی خطرناک باشد؟

قطعاً. نفت فقط یک کالای انرژی نیست؛ یک نهاده مهم برای تقریباً تمام بخش‌های اقتصاد است.

افزایش قیمت نفت ابتدا هزینه حمل‌ونقل و تولید را بالا می‌برد. بعد این افزایش هزینه به کالاها و خدمات منتقل می‌شود و در نهایت تورم افزایش پیدا می‌کند.

مشکل بزرگ‌تر زمانی ایجاد می‌شود که بانک‌های مرکزی در شرایطی قرار بگیرند که از یک طرف با تورم بالاتر مواجه باشند و از طرف دیگر اقتصاد به دلیل افزایش هزینه انرژی در معرض کاهش رشد قرار گیرد.

این همان شرایطی است که می‌تواند اقتصاد جهان را به سمت رکود تورمی سوق دهد.

در این میان، کاهش تقاضای جهانی نفت چه اثری بر بازار خواهد داشت؟

کاهش تقاضا یک عامل بازدارنده در برابر رشد قیمت نفت است.

آژانس بین‌المللی انرژی اکنون انتظار دارد تقاضای جهانی نفت در سال 2026 حدود 1.6 میلیون بشکه در روز کاهش پیدا کند. این مسئله نشان می‌دهد افزایش قیمت انرژی و اختلالات اقتصادی می‌تواند خود به کاهش مصرف نفت منجر شود.

بنابراین بازار نفت با یک تناقض روبه‌رو است: از یک طرف عرضه تحت فشار است و از طرف دیگر قیمت‌های بالا می‌توانند تقاضا را کاهش دهند.

این تناقض احتمالاً باعث می‌شود مسیر قیمت نفت در ماه‌های آینده بسیار پرنوسان باشد.

کشورهای تولیدکننده نفت منطقه تا چه اندازه می‌توانند از مسیرهای جایگزین استفاده کنند؟

مسیرهای جایگزین اهمیت زیادی دارند، اما نمی‌توانند به طور کامل جای هرمز را بگیرند. برای نمونه، عربستان تلاش کرده بخشی از صادرات خود را با استفاده از مسیرهای جایگزین و انتقال کشتی به کشتی حفظ کند. اما این روش‌ها هزینه بیشتری دارند و ظرفیت آنها محدود است. بنابراین مسیر جایگزین می‌تواند بخشی از مشکل را حل کند، اما راه‌حل کامل نیست.

چشم‌انداز بازار نفت در نیمه دوم سال را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

من بازار نفت را در نیمه دوم سال بسیار حساس و پرنوسان می‌بینم. اگر مذاکرات سیاسی پیشرفت کند و امنیت کشتیرانی در هرمز بهبود پیدا کند، احتمال کاهش قیمت نفت وجود دارد. اما اگر بحران ادامه پیدا کند، بازار به تدریج با کمبود عرضه و کاهش ذخایر مواجه خواهد شد.نکته مهم این است که بازار نفت اکنون به اخبار سیاسی تقریباً به اندازه داده‌های عرضه و تقاضا واکنش نشان می‌دهد. یک خبر درباره مذاکرات می‌تواند چند دلار قیمت نفت را جابه‌جا کند و یک حادثه دریایی می‌تواند جهت بازار را تغییر دهد.

وضعیت برای ایران چه معنایی دارد؟ افزایش قیمت نفت برای اقتصاد ایران فرصت است یا تهدید؟

هر دو. افزایش قیمت نفت در صورتی که صادرات ایران با مشکل جدی مواجه نشود، می‌تواند درآمدهای نفتی را افزایش دهد. اما نباید فراموش کنیم که بحران ژئوپلیتیک هم‌زمان هزینه تجارت، حمل‌ونقل و بیمه را بالا می‌برد. بنابراین نمی‌توان صرفاً گفت «نفت گران‌تر به نفع ایران است». برای ایران مسئله اصلی این است که آیا افزایش قیمت جهانی نفت می‌تواند به افزایش پایدار درآمدهای ارزی تبدیل شود یا خیر.

از طرف دیگر، اگر بحران موجب رکود اقتصاد جهانی شود، ممکن است در بلندمدت تقاضا برای انرژی نیز کاهش پیدا کند و این مسئله اثر مثبت افزایش قیمت را محدود کند.

آیا بحران فعلی می‌تواند ساختار بازار انرژی را تغییر دهد؟

به اعتقاد من یکی از مهم‌ترین آثار بحران، افزایش تمایل کشورها به تنوع‌بخشی به منابع و مسیرهای تأمین انرژی خواهد بود. کشورها نمی‌خواهند برای تأمین انرژی خود بیش از اندازه به یک مسیر دریایی یا یک منطقه جغرافیایی وابسته باشند.

در نتیجه ممکن است سرمایه‌گذاری در خطوط لوله، ذخایر استراتژیک، انرژی‌های تجدیدپذیر، تولید داخلی و قراردادهای بلندمدت انرژی افزایش پیدا کند.

این تغییرات شاید در کوتاه‌مدت دیده نشود، اما بحران‌های متوالی می‌توانند در بلندمدت معماری بازار جهانی انرژی را تغییر دهند.

در نهایت، مهم‌ترین شاخصی که باید در هفته‌های آینده زیر نظر داشت چیست؟

به نظر من باید چهار شاخص را هم‌زمان دنبال کرد:

نخست، حجم عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز؛

دوم، سطح ذخایر نفت خام و فرآورده‌های نفتی در اقتصادهای بزرگ؛

سوم، نرخ حمل‌ونقل و بیمه نفتکش‌ها؛

و چهارم، تحولات سیاسی و مذاکرات مربوط به بحران خاورمیانه.

اگر عبور نفتکش‌ها افزایش پیدا کند و مذاکرات سیاسی پیشرفت کند، فشار صعودی بر نفت کاهش خواهد یافت.اما اگر جریان انتقال نفت همچنان محدود بماند و ذخایر جهانی کاهش پیدا کند، بازار باید خود را برای قیمت‌های بالاتر آماده کند.

خروج از نسخه موبایل