نماد سایت نقش اقتصاد آنلاین

«نقش اقتصاد»  از  شکاف میان «تعهدات» و «ذخایر»  بعضی از پلتفرم‌های طلا گزارش می دهد: بحران «خالی‌فروشی» در سکوهای آنلاین!

فرزانه حسنوند-روزنامه نگار: گروه اقتصادی: روز پنجشنبه پلیس فتا در خبری از خالی فروشی یکی از پلتفرم های آنلاین طلا با 200 هزار عضو پرده برداشت این در حالی است  که ساعاتی بعد این خبر رضا الفت‌نسب، رئیس اتحادیه کسب‌وکارهای مجازی در دومین روز همایش تخصصی «زرآتی» با اشاره به اظهارات معاون پلیس فتا درباره جرایم و تخلفات پلتفرم‌های آنلاین طلا، نسبت به برخی برداشت‌های رسانه‌ای از این سخنان شفاف‌سازی کرد و گفت: موضوع مطرح‌شده درباره 200 هزار خالی‌فروشی به این شکل نبوده و این عدد مربوط به تعداد کاربران یک پلتفرم بوده است.

به گزارش «نقش اقتصاد»،  بازار خرید و فروش آنلاین طلا در ایران، در میانهٔ دهه 1400، از یک پدیده نوظهور به یکی از ستون‌های اصلی اقتصاد دیجیتال و سرمایه‌گذاری خرد تبدیل شده است. فناوری، سدی میان مردم و بازار سنتی طلا کشیده و امکان خرید حتی با مبالغ بسیار ناچیز را فراهم کرده است. اما در پشت این ظاهرِ صیقلی و اپلیکیشن‌های کاربریِ ساده، یک پرسش بنیادین و نگران‌کننده در حال شکل‌گیری است: آیا عددی که در کیف پول دیجیتال مشتری ثبت می‌شود، صرفاً یک قراردادِ ریاضی است یا تلاشی برای نمایندگیِ یک دارایی فیزیکی که در خزانه‌ای مشخص، در انتظار تحویل است؟

به گزارش «نقش اقتصاد»، پاسخ به این پرسش، ما را با مفهومی تکان‌دهنده به نام «خالی‌فروشی» مواجه می‌کند؛ پدیده‌ای که مرز میان سرمایه‌گذاری امن و ریسک‌های سیستمیک را در بازار طلای ایران جابه‌جا کرده است.

تبیین مفهوم خالی‌فروشی؛ وقتی اعداد جایگزین ماده می‌شوند

در بازارهای سنتی، معامله طلا بر پایه «تسویه آنی فیزیکی» است؛ یعنی خریدار وجه را پرداخت می‌کند و در همان لحظه دارایی فیزیکی را تحویل می‌گیرد. در این مدل، احتمال خالی‌فروشی تقریباً صفر است. اما در مدل‌های آنلاین، ما با مفهومی به نام «دارایی ثبت‌شده» روبرو هستیم.

خالی‌فروشی در بازار آنلاین طلا زمانی رخ می‌دهد که یک سکو یا پلتفرم، طلایی را به مشتری می‌فروشد که در لحظه معامله، مالکیت فیزیکی آن را در اختیار ندارد یا مقدار آن در خزانه کمتر از تعهدات ایجاد شده است.

برای درک بهتر، یک مدل ریاضی ساده را در نظر بگیرید: اگر پلتفرمی در مجموع 100 کیلوگرم طلا به کاربران خود فروخته باشد (تعهد)، اما در خزانه‌های مورد تأیید تنها 70 کیلوگرم طلا داشته باشد (دارایی)، این پلتفرم دچار 30 کیلوگرم «کسری پشتوانه» شده است. در این حالت، 30 درصد از دارایی کاربران، صرفاً یک عدد مجازی روی صفحه نمایش است و هیچ پشتوانه فیزیکی ندارد.این مسئله زمانی خطرناک می‌شود که کاربر، عدد ثبت‌شده در اپلیکیشن را با خودِ طلا یکی بداند. در حالی که در واقعیت، او نه طلا، بلکه یک «سند طلب» یا «تعهد» از طرف شرکت خریده است. تفاوت میان «مالکیت طلا» و «طلب طلا»، همان مرزی است که خالی‌فروشی در آنجا شکل می‌گیرد.

ریشه‌های رشد بازار آنلاین و زمینه‌های ایجاد ریسک

به گزارش «نقش اقتصاد»، چرا ایران به طور خاص با این چالش مواجه شد؟ برای پاسخ به این سؤال باید به متغیرهای اقتصادی سال‌های اخیر نگاه کرد. تورم افسارگسیخته و تقاضای شدید برای حفظ ارزش پول، مردم را به سمت دارایی‌های سخت سوق داد. از سوی دیگر، پلتفرم‌های آنلاین با امکان خرید «کسری از گرم»، لایه‌ای از جامعه را جذب کردند که توان خرید سکه یا مثقال طلا را نداشتند.اما رشد سریع و بدون نظارت، این بازار را آسیب‌پذیر کرد. طبق آمارهای سال 1403، فعالیت حدود 280 شرکت در این حوزه نشان‌دهنده یک انفجار در عرضه خدمات بود؛ در حالی که سرعت تدوین قوانین نظارتی بسیار کمتر از سرعت رشد این کسب‌وکارها بود.

تناقض رشد و پشتوانه: پلتفرم‌های آنلاین برای جذب کاربر، بر روی «سرعت»، «قیمت رقابتی» و «نقدشوندگی لحظه‌ای» مانور می‌دهند. اما برخی از این کسب‌وکارها به جای مدل «اول خرید، بعد فروش»، به مدل «اول فروش، بعد تأمین» روی آوردند. در این مدل، شرکت پول مشتری را می‌گیرد و امیدوار است که در آینده با قیمت مناسب‌تر طلا بخرد تا کسری خود را پوشش دهد. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که ریسک عملیاتی به ریسک سیستمیک تبدیل می‌شود.

تحلیل ریسک در شرایط بحران؛ توهم امنیت در روزهای آرام

یکی از بزرگ‌ترین خطاهای کاربران این است که امنیت یک پلتفرم را بر اساس «توانایی پرداخت در روزهای عادی» می‌سنجند. در شرایط عادی بازار، حتی پلتفرمی که دچار خالی‌فروشی شدید است، می‌تواند به راحتی درخواست‌های مشتریان را پاسخ دهد؛ زیرا هرگز تمام مشتریان یک پلتفرم، به طور همزمان درخواست تحویل فیزیکی یا نقد کردن دارایی خود را نمی‌دهند.

اما «روز بحران» تعریف متفاوتی دارد. روز بحران زمانی است که قیمت طلا دچار جهش ناگهانی شود یا شایعه‌ای درباره عدم توانایی یک پلتفرم در پرداخت منتشر گردد. در چنین شرایطی، پدیده‌ای به نام «هجوم بانکی» (Bank Run) رخ می‌دهد. یعنی هزاران کاربر به طور همزمان درخواست برداشت وجه یا تحویل فیزیکی طلا را می‌دهند. در این لحظه، تمام اعداد مجازی فرو می‌پاشند و تنها چیزی که اهمیت دارد، «طلای واقعی در خزانه» است. اگر پلتفرم دچار خالی‌فروشی باشد، ناتوانی خود را در تسویه تعهدات نشان می‌دهد و این منجر به سقوط کامل اعتماد عمومی می‌شود.

پاسخ سیاست‌گذار؛ از هشدارها تا «سامانه ناظر»

دولت و بانک مرکزی پس از مشاهده رشد بی‌رویه این بازار و هشدارهای وزارت اقتصاد در سال 1403، متوجه شدند که نظارت‌های سنتی کارآمد نیست. نقطه عطف این مسیر، تصویب دستورالعمل اجرایی خرید و فروش آنلاین طلا و نقره در مهر 1404 بود.

فلسفه سامانه ناظر:

به گزارش «نقش اقتصاد»، هدف از ایجاد «سامانه ناظر» توسط بانک مرکزی، تبدیل نظارت از حالت «گزارشی و دوره‌ای» به حالت «لحظه‌ای و سیستمی» است. منطق این سامانه بر پایه اصل «اول طلا، بعد فروش» استوار است.

سازوکار این سامانه به گونه‌ای است که سکو باید ابتدا طلای مورد نظر را به یک خزانه مورد تأیید تحویل دهد و سامانه ناظر، موجودی واقعی سکو را رصد می‌کند. پلتفرم تنها تا سقف موجودی واقعی خود اجازه فروش به مشتری را دارد و به محض هر معامله، مقدار طلا از موجودی سکو در سامانه کسر می‌شود. با این سازوکار، امکان «خالی‌فروشی» به صورت فنی مسدود می‌شود. همچنین صدور «کد یکتای معاملاتی» در اردیبهشت 1405، این امکان را به مشتری می‌دهد که بفهمد معامله او در یک مسیر قانونی و دارای پشتوانه ثبت شده است یا خیر.

چالش‌های پیش روی اجرای کامل نظارت

با وجود راه‌اندازی سامانه ناظر، هنوز فاصله زیادی تا امنیت کامل وجود دارد. اتصال تمام سکوها به سامانه و هماهنگی لحظه‌ای با خزانه‌های مختلف، چالش فنی بزرگی است. همچنین، اگر برخی سکوها از خزانه‌های غیرتأیید یا روش‌های غیررسمی برای نگهداری طلا استفاده کنند، سامانه ناظر عملاً از دسترس خارج می‌شود.اما بزرگ‌ترین سؤال این است که تکلیف طلایی که پیش از راه‌اندازی سامانه (در سال‌های 1403 و 1404) فروخته شده و احتمالاً خالی‌فروشی شده است، چیست؟ سامانه ناظر می‌تواند جلوی تخلفات آینده را بگیرد، اما لزوماً کسری‌های گذشته را جبران نمی‌کند.

راهنمای مدیریت ریسک برای سرمایه‌گذاران خرد

در دنیایی که «مجوز» لزوماً به معنای «تضمین سرمایه» نیست، کاربر باید به عنوان یک ناظر فعال عمل کند. طبق دستورالعمل‌ها، معاملات آنلاین طلا مشمول ضمانت دولت یا نظام بانکی نیستند. بنابراین، هر کاربر باید پیش از سپردن سرمایه‌اش، موارد زیر را بررسی کند:

چشم‌انداز آینده؛ به سوی «تراز طلایی» و شفافیت مطلق

برای اینکه بازار آنلاین طلا از یک «قمار روی اعداد» به یک «سرمایه‌گذاری امن» تبدیل شود، نظارت حاکمیتی به تنهایی کافی نیست. راهکار نهایی، «شفافیت عمومی» است. پیشنهاد می‌شود پلتفرم‌ها ملزم به انتشار دوره‌ای یک «تراز طلایی» شوند که شامل مجموع گرم‌های طلا فروخته شده، موجودی واقعی در خزانه‌ها و «نسبت پشتوانه» (Reserve Ratio) باشد. زمانی که نسبت پشتوانه 100٪ یا بیشتر باشد، کاربر با اطمینان می‌داند که دارایی او واقعی است.

نتیجه‌گیری نهایی

بازار آنلاین طلا، گامی بلند در جهت دموکراتیزه کردن سرمایه‌گذاری در ایران بود. اما هر فناوری قدرتمندی، نقاط آسیب‌پذیری خاص خود را دارد. خالی‌فروشی، در واقع محصول فاصله میان «سرعت رشد فناوری» و «کندی رشد نظارت» بود.

امروز با ورود سامانه ناظر و تدوین دستورالعمل‌های جدید، بازار در حال عبور از دوران «هرج و مرج دیجیتال» به سمت «نظم نظارتی» است. اما باید به یاد داشت که در بازار طلا، تنها یک چیز ارزش دارد و آن «ماده» است، نه «عدد». موفقیت این بازار در سال‌های آینده در گرو این است که هر گرم طلای ثبت شده در صفحه موبایل یک کاربر، دقیقاً معادل یک گرم طلای واقعی در یک خزانه امن باشد. در غیر این صورت، ما تنها در حال جابه‌جایی ریسک از بازار سنتی به بازاری هستیم که در آن، بحران‌ها با سرعت کلیک‌ها گسترش می‌یابند.

خروج از نسخه موبایل