نماد سایت نقش اقتصاد آنلاین

«نقش اقتصاد» از حقیقتی تاریک در کاراکاس گزارش می‌دهد: ترامپ منجی ونزوئلا نشد!

نگین رضایی- روزنامه نگار: گروه بین الملل: سوم ژانویه 2026، تاریخی است که احتمالاً در کتاب‌های تاریخ سیاسی آمریکای لاتین به عنوان یکی از جسورانه‌ترین و در عین حال بحث‌برانگیزترین عملیات‌های امنیتی قرن ثبت خواهد شد. دستگیری نیکلاس مادورو و همسرش، سیلیا فلورس، توسط نیروهای آمریکایی در قلب کاراکاس و انتقال سریع آن‌ها به خاک ایالات متحده، تنها یک تغییر صندلی در کاخ ریاست‌جمهوری نبود؛ بلکه ضربه‌ای بود که تمام ستون‌های سیاسی و اقتصادی ونزوئلا را تکان داد.

به گزارش «نقش اقتصاد»، با روی کار آمدن دولت موقت به رهبری «دلسی رودریگز»، کاراکاس به‌سرعت مسیر خود را به سمت واشنگتن تغییر داد. برای بسیاری از ناظران، این تغییر قدرت به معنای پایان کابوس اقتصادی بود. تصور بر این بود که با خروج مادورو، تحریم‌ها برداشته شده، سرمایه‌ها بازمی‌گردند و ونزوئلا دوباره به دوران طلایی نفت خود بازمی‌گردد. اما شش ماه پس از این تحول، وقتی نگاهی به داده‌های میدانی و آمارهای اقتصادی می‌اندازیم، متوجه می‌شویم که واقعیت بسیار پیچیده‌تر و تلخ‌تر از یک پیروزی سیاسی ساده است.

واقعیت امروز ونزوئلا را می‌توان در یک تناقض بزرگ خلاصه کرد: در حالی که لوله‌های نفت دوباره شروع به تپیدن کرده‌اند، قلب اقتصاد مردم همچنان در وضعیت ایست قلبی است. نفت جان گرفته است، اما اقتصاد خیر!

نفت؛ برنده تنها در بازی بزرگان

اگر بخواهیم در اقتصاد امروز ونزوئلا به دنبال یک نقطه روشن بگردیم، بدون شک باید به صنعت نفت اشاره کنیم. ونزوئلا که صاحب بزرگ‌ترین ذخایر نفت جهان است، سال‌هاست که به دلیل سوءمدیریت سیستماتیک، تحریم‌های خردکننده و فرسودگی زیرساخت‌ها، به سایه‌ای از خود تبدیل شده بود. اما پس از ژانویه 2026، این بخش با سرعتی خیره‌کننده واکنش نشان داد.

بر اساس گزارش‌های رویترز، تولید نفت ونزوئلا جهشی چشمگیر داشت و صادرات در سال 2026 به حدود 1.2 میلیون بشکه در روز رسید؛ رقمی که در مقایسه با تولید زیر 800 هزار بشکه‌ای پیش از سقوط مادورو، یک موفقیت آماری به شمار می‌رود. نکته کلیدی در این میان، نقش ایالات متحده است. سهم آمریکا از صادرات نفت ونزوئلا در ماه ژوئیه به 786 هزار بشکه در روز رسید که بالاترین سطح از سال 2019 است.

چرا واشنگتن به نفت ونزوئلا نیاز دارد؟

به گزارش «نقش اقتصاد»، پاسخ در شیمی نفت نهفته است. نفت ونزوئلا عمدتاً «سنگین و ترش» است. پالایشگاه‌های آمریکا به دلیل طراحی خاص و سابقه طولانی در فرآوری این نوع نفت، بهترین مقصد برای خام ونزوئلا هستند. بنابراین، آنچه ما امروز می‌بینیم، صرفاً یک لطف سیاسی از سوی واشنگتن برای دولت جدید کاراکاس نیست، بلکه یک «معامله برد-برد» اقتصادی است. آمریکا نفت ارزان و مناسب با پالایشگاه‌هایش را می‌گیرد و دولت رودریگز، نقدینگی دلاری برای بقا.

تراژدی زیرساخت‌ها: نفت هست، اما پالایشگاه نیست

اما در پشت این ارقام درخشان صادراتی، حقیقتی تاریک نهفته است. افزایش تولید نفت خام به معنای بازسازی اقتصاد نیست، بلکه تنها به معنای استخراج بیشتر است. مشکل اصلی ونزوئلا این است که توانایی تبدیل این نفت به محصولات باارزش (مانند بنزین و گازوئیل) را از دست داده است.

گزارش‌های میدانی از مجتمع پالایشی «پاراگوانا» تکان‌دهنده است. پالایشگاهی که روزگاری توان فرآوری نزدیک به یک میلیون بشکه در روز را داشت، اکنون به دلیل سال‌ها بی‌توجهی، نبود قطعات یدکی و فرسودگی تجهیزات، تنها با بخشی از ظرفیت خود کار می‌کند. این یعنی ونزوئلا در حالی نفت خام خود را به آمریکا می‌فروشد که مردمش در صف‌های طولانی برای دریافت بنزین می‌سوزند.

این تناقض، نمادی از وضعیت کلی اقتصاد کشور است: رشد در لایه‌های کلان (صادرات) و سقوط در لایه‌های خرد (خدمات عمومی). ونزوئلا امروز کشوری است که روی اقیانوسی از نفت نشسته، اما برای روشن کردن یک لامپ یا گرم کردن خانه‌اش، با بحران دست‌وپنجه نرم می‌کند.

هیولای تورم؛ وقتی اعداد با زندگی مردم قهر می‌کنند

به گزارش «نقش اقتصاد»، اگر نفت، برنده این دوران است، بازنده مطلق، «قدرت خرید مردم» است. برای یک شهروند عادی در کاراکاس، دستگیری مادورو یا بازگشت نفت به آمریکا، تنها تیترهای روزنامه‌هاست؛ آنچه او حس می‌کند، قیمت‌های هر روزه است که حتی سریع‌تر از سرعت نور رشد می‌کنند.

صندوق بین‌المللی پول (IMF) در ابتدا پیش‌بینی کرده بود که تورم مصرف‌کننده در سال 2026 حدود 387 درصد باشد. اما واقعیت‌ها بسیار بی‌رحم‌تر بودند. داده‌های بانک مرکزی ونزوئلا و تحلیل‌های رویترز نشان می‌دهد که تورم ماهانه در ژوئیه به 19.9 درصد رسیده و تورم سالانه در پایان ژوئیه، مرز خیره‌کننده 575.9 درصد را لمس کرده است.

چرا تغییر حکومت نتوانست تورم را مهار کند؟

باید پذیرفت که تورم ونزوئلا دیگر یک مشکل سیاسی ساده نیست، بلکه یک «بیماری ساختاری» است. سال‌ها چاپ بی‌رویه پول برای جبران کسری بودجه، سقوط آزاد ارزش پول ملی و از بین رفتن اعتماد مردم به هر نوع ارز داخلی، باعث شده است که اقتصاد به شدت «دلاریزه» شود. وقتی اعتماد به نهادهای اقتصادی از بین برود، حتی با تغییر رئیس‌جمهور هم نمی‌توان به راحتی آن را بازگرداند.

علاوه بر این، بدهی عمومی این کشور که حدود 180 درصد تولید ناخالص داخلی برآورد شده و بخش بزرگی از آن در وضعیت «نکول» (عدم توانایی در پرداخت) قرار دارد، هرگونه مانور مالی برای دولت جدید را دشوار کرده است. دولت رودریگز در حالی روی کار آمده که میراثی از بدهی‌های کمرشکن و یک نظام مالی ویران شده را به ارث برده است.

بازگشت به IMF؛ نجات یا تسلیم؟

یکی از مهم‌ترین نقاط عطف شش ماه اخیر، بازگشت رسمی ونزوئلا به میز مذاکره با صندوق بین‌المللی پول بود. پس از هفت سال قطع رابطه، IMF دوباره با کاراکاس تعامل می‌کند. این بازگشت از نظر نمادین بسیار مهم است؛ زیرا به معنای بازگشت ونزوئلا به «جامعه رسمی اقتصاد جهانی» است.

تعامل با IMF می‌تواند درهای بسته را به روی وام‌های بین‌المللی باز کند، به اصلاحات ساختاری کمک کند و راه را برای مذاکره درباره بدهی‌های کلان هموار سازد. اما یک مانع بزرگ وجود دارد: «شفافیت».

IMF اعلام کرده است که تقریباً دو دهه است اطلاعات اقتصادی منظم و معتبری از ونزوئلا دریافت نکرده است. در واقع، ونزوئلا به دلیل سال‌ها پنهان‌کاری آماری در دوران مادورو، اکنون دچار «کوربینی آماری» شده است. بنابراین، اولین قدم برای نجات، نه دریافت وام، بلکه بازسازی نظام آماری کشور است تا دنیا بفهمد ونزوئلا دقیقاً در کجای پرتگاه ایستاده است.

زلزله و طلا؛ شانس‌های گم‌شده و ضربات سخت

درست زمانی که دولت جدید امیدوار بود از موج مثبت بازگشت نفت استفاده کند، طبیعت ضربه نهایی را وارد کرد. زمین‌لرزه‌های مرگبار 24 ژوئن 2026، خسارتی حدود 19.6 میلیارد دلاری بر جای گذاشت. برای اقتصادی که هنوز در حال جمع کردن تکه‌های شکسته خود است، این رقم یک فاجعه است. بانک جهانی هشدار داده است که بدون سرمایه‌گذاری خارجی سریع، بازسازی این مناطق می‌تواند رشد اقتصادی کشور را سال‌ها به عقب بیندازد.

در این میان، تنها امید باقی‌مانده برای تأمین نقدینگی فوری، ذخایر طلای ونزوئلا در بانک انگلستان است. حدود 4 میلیارد دلار طلا (31 تن) که سال‌ها درگیر جنگ‌های حقوقی بود، اکنون تنها راه نجات برای هزینه‌های بازسازی است. اگر دولت رودریگز بتواند این دارایی‌ها را آزاد کند، شاید بتواند بخشی از زخم‌های زلزله و بحران نقدینگی را ترمیم کند.

زندگی در سایه قطعی‌ها: واقعیت‌های تلخ اوت 2026

برای درک بهتر وضعیت، باید از آمارهای IMF و رویترز فاصله گرفت و به کوچه‌های کاراکاس رفت. در ماه اوت، در حالی که دولت از رشد 4 درصدی اقتصاد سخن می‌گفت، مردم با قطعی برق 10 ساعته در روز مواجه بودند. کمبود آب و برق، نتیجه مستقیم فرسودگی نیروگاه‌ها و سال‌ها عدم سرمایه‌گذاری است.

این نشان می‌دهد که «رشد اقتصادی» در ونزوئلا، رشدی «بدون کیفیت» است. وقتی رشد ناشی از صادرات نفت باشد اما به شبکه برق و آب نرسد، این رشد تنها در حساب‌های بانکی دولت و شرکت‌های نفتی ثبت می‌شود، نه در کیفیت زندگی مردم.

سناریوهای آینده: ونزوئلا به کدام سو می‌رود؟

اکنون ونزوئلا در یک دوراهی تاریخی قرار دارد و واشنگتن، بیش از هر زمان دیگری، نقش تعیین‌کننده در این مسیر دارد.

سناریوی اول: مدل بازسازی جامع (نفت به عنوان موتور)

در این حالت، درآمدات نفتی به جای مصرف جاری، صرف بازسازی زیرساخت‌ها (پالایشگاه‌ها، نیروگاه‌ها و بیمارستان‌ها) و اصلاح نظام مالی می‌شود. اگر سرمایه‌گذاران خارجی با امنیت حقوقی بازگردند و نفت به جای یک کالای صادراتی، به ابزاری برای صنعتی شدن تبدیل شود، ونزوئلا می‌تواند تا سال 2030 به ثبات برسد.

سناریوی دوم: تکرار چرخه نفرین منابع (نفت به عنوان مخدر)

در این سناریو، دولت جدید همان اشتباهات گذشته را تکرار می‌کند. افزایش درآمد نفتی صرف هزینه‌های جاری و دلجویی‌های سیاسی می‌شود، بدون اینکه اصلاحات ساختاری صورت گیرد. در این حالت، ونزوئلا دوباره به وابستگی شدید به نفت بازمی‌گردد و با اولین سقوط قیمت جهانی نفت، دوباره به اعماق بحران سقوط خواهد کرد.

جمع‌بندی نهایی: مادورو رفت، اما بحران ماند

شش ماه پس از سقوط نیکلاس مادورو، می‌توان با اطمینان گفت که تغییر یک چهره سیاسی، هرگز به معنای تغییر یک ساختار اقتصادی نیست. ونزوئلا امروز در وضعیت «گذار» است؛ گذاری خطرناک بین یک فروپاشی کامل و یک بازسازی نامعلوم.

نفت بازگشته است، صادرات افزایش یافته و دنیا دوباره به ونزوئلا نگاه می‌کند. اما تورم 600 درصدی، زیرساخت‌های ویران، بدهی‌های سنگین و زخم‌های زلزله نشان می‌دهند که راه نجات، بسیار طولانی‌تر و دشوارتر از یک عملیات نظامی در کاراکاس است.

مسئله امروز ونزوئلا دیگر «مادورو» نیست؛ مسئله این است که آیا این کشور می‌تواند از «نفرین نفت» رها شود یا خیر. اگر درآمدات نفتی جدید به رفاه مردم و بازسازی زیرساخت‌ها تبدیل نشود، تاریخ یک بار دیگر تکرار خواهد شد: نفت بیشتر، اما فقر بیشتر.

مادورو رفت؛ نفت برگشت، اما اقتصاد ونزوئلا هنوز در بحران است.

خروج از نسخه موبایل