فردین آقابزرگی-تحلیلگر اقتصادی: تحولات چند ماه اخیر در خاورمیانه، از جمله جنگ ۱۲ روزه، تضعیف گروههای همسو با ایران مانند حماس و حزبالله و همچنین تحولات ونزوئلا را اگر در یک چارچوب کلان بررسی کنیم به نظر میرسد که جهان وارد مرحلهای از جنگ اقتصادی تمام عیار شده است. از خردادماه سال جاری و پس از تحولات امنیتی در منطقه، شاهد زنجیرهای از رویدادها هستیم که همگی به نوعی با منافع اقتصادی قدرتهای بزرگ بهویژه آمریکا، گره خوردهاند. از سویی ونزوئلا از نظر ذخایر نفتی جایگاه ویژهای دارد و چین و پس از آن آمریکا بزرگترین مصرفکنندگان نفت ونزوئلا بودهاند و حتی در آمریکا پالایشگاههایی متناسب با نفت این کشور وجود دارد، ضمن اینکه اتفاقات اخیر در ونزوئلا را میتوان در راستای تلاش آمریکا برای در اختیار گرفتن اهرمهای کلیدی بازار انرژی ارزیابی کرد. بر اساس پیشبینیها، تا سال ۲۰۳۰ تولید ناخالص داخلی چین از آمریکا پیشی خواهد گرفت و این کشور به قدرت اول اقتصادی جهان تبدیل میشود، به نظر میرسد آمریکا برای جلوگیری از تحقق این سناریو، ناگزیر به اقداماتی پیشدستانه است که یکی از این اقدامات، کند کردن دسترسی کشورهای در حال توسعه مانند چین به مواد اولیه و منابع انرژی است. یکی از اهداف اصلی آمریکا از تمرکز بر ونزوئلا، ایجاد مانع در مسیر چین برای کنترل یا تأثیرگذاری بر قیمت جهانی نفت است، از سوی دیگر با توجه به طراحی نظم جدید در خاورمیانه ذیل آنچه «پیمان ابراهیم» نامیده میشود، اغلب کشورهای حوزه خلیج فارس به سمت همکاری اقتصادی و سیاسی با اسرائیل حرکت کردهاند، در چنین شرایطی همسویی نداشتن برخی کشورها، از جمله ایران، با این الگو از نگاه آمریکا یک ریسک محسوب میشود. بخش قابل توجهی از نفت جهان، بهویژه نفت مورد نیاز چین، هند و سایر اقتصادهای بزرگ، از تنگه هرمز عبور میکند که حتی کند شدن حملونقل در این منطقه میتواند تبعات سنگینی داشته باشد، ضمن اینکه یکی از اهداف آمریکا از تسلط بر منابع نفتی ونزوئلا، ایجاد یک پشتوانه استراتژیک در صورت بروز بحران در خاورمیانه است. به اعتقاد من، آنچه تحت عناوینی مانند آزادیخواهی یا مسئولیت اجتماعی مطرح میشود، در واقع پوششی برای اهداف اقتصادی است و آمریکا با نگاهی پیشدستانه تلاش کرده ابزارهای لازم برای «جنگ نفت» را در اختیار داشته باشد تا در صورت بروز بحرانهای اجتنابناپذیر در خاورمیانه، دست بالا را حفظ کند.




