کیوان نقره کار: این روزها کسانی که بیشترین استفاده از اینترنت در هر لایه و دسترسی دارند، کسانی هستند که در صنعت فروش فیلترشکن درحال فعالیت هستند. این حوزه را باید به عنوان یک صنعت شناخت چراکه درآمد و چرخه مالی که در پشت پروژههاست، شاید در پشت بسیاری از پروژههای ملی در صنایع دیگر نباشد. هرجا که محدودیت وجود دارد و نیاز به فضای محدود شده برای توسعه کسب و کار، بهبود سلامت جامعه، آموزش و سرگرمی باشد، طبیعی است که مخاطب و کاربر از آن استفاده کند. بنابراین این هم طبیعی است که همه افراد پلی برای دور زدن این محدودیتها ایجاد کنند. در این میان موضوع فیلترشکنها دوباره داغ میشود و بستر فعالیت افراد سودجو گسترش پیدا میکنند. این در حالی است که فروشندگان فیلترشکن نه شناختهشده هستند، نه صنف و اتحادیهای دارند و نه مکان مشخصی برای پاسخگویی. فروش فیلترشکنها هیچگاه شامل ضمانت یا پشتیبانی واقعی نمیشود. فروشنده ممکن است بهراحتی زیر قول خود بزند و در قبال هزینهای که دریافت کرده، هیچ مسئولیتی نپذیرد. در چنین شرایطی، قیمتگذاری کاملاً در اختیار فروشنده است و کاربر هم بهدلیل نیاز کاری یا حرفهای، ناچار به پرداخت هزینه میشود. همین موضوع نشان میدهد که چگونه محدودیتهای اینترنتی به فرصتی برای سوءاستفاده برخی افراد سودجو تبدیل شده است. هر روز قطعی اینترنت نهتنها خسارت اقتصادی سنگینی به دنبال دارد، بلکه این آسیب صرفاً به حوزه مالی محدود نمیشود. زمانی که چرخ یک کسبوکار نمیچرخد، فرد از نظر روحی و روانی دچار اضطراب و فشار میشود؛ بهویژه زمانی که این وضعیت طولانیمدت باشد. بر اساس آماری که مرکز آمار ارائه کرده، حدود دو و نیم میلیون شغل فقط از طریق اینستاگرام بهصورت مستقیم درآمدزایی دارند. این عدد را اگر با صنعت خودرو که حدود ۲۰۰ هزار نفر در آن مشغول به کار هستند مقایسه کنیم، اهمیت موضوع روشنتر میشود. اگر در نظر بگیریم که هر شغل بهطور متوسط معیشت سه تا چهار نفر را تأمین میکند، میتوان گفت حدود ۱۰ میلیون نفر بهطور مستقیم وابسته به اینستاگرام امرار معاش میکنند. این موضوع نشان میدهد که اینترنت و حتی یک شبکه اجتماعی میتواند نقش تعیینکنندهای در اقتصاد کشور داشته باشد و بستری برای پیشبرد فرایندهای کسبوکاری فراهم کند. اختلالهای مداوم اینترنت باعث میشود بسیاری از کسبوکارها از بین بروند و آسیبهای روحی و روانی فردی، در نهایت به شکل آسیبهای روانی و اجتماعی بروز پیدا کند. به بیان دیگر، اگر اینترنت به دلایل امنیتی محدود یا قطع میشود، باید توجه داشت که نارضایتیهای شغلی و معیشتی ممکن است در قالبهای دیگری در جامعه انباشته و نمایان شود. بنابراین، چه از منظر خسارتهای اقتصادی و چه از منظر پیامدهای روحی و روانی، موضوع اینترنت باید بهطور جدی در دستور کار دولت قرار گیرد.




