محمدرضا نجفیمنش: بحران در صنعت خودرو چنان تعمیق یافته که باید نسبت به افزایش آن هشدار داد. اکنون زیان انباشته دو خودروساز بزرگ کشور به ۳۳۰ همت رسیده و شکاف ۶۶۰ همتی میان قیمت کارخانه و بازار، نهتنها تولید را تقویت نکرده، بلکه زمینه هجوم تقاضای سوداگرانه و تشدید فشار بر زنجیره قطعهسازی را فراهم کرده است. به همین دلیل است که برای فروش پنجاه هزار خودرو یک میلیون نفر ثبتنام میکنند، نه از روی نیاز بلکه برای کسب سود از شکاف قیمتی. ایران در جایگاه شانزدهم خودروسازی جهان و رتبه دوازدهم تولید سواری قرار دارد. تقاضای واقعی کشور حدود ۱.۲ میلیون دستگاه است و فشاری که تصور میشود از سمت کمبود تولید وجود دارد، ناشی از اختلاف قیمت کارخانه و بازار است. متاسفانه حدود ۱۸۰ همت مطالبات تعیینتکلیف نشده قطعه سازان وجود دارد که ۶۰ همت آن از سررسید نیز گذشته است. در حالی که در اروپا پرداخت حداکثر ۱۵ روزه انجام میشود اما در ایران چهار ماه طول میکشد و با تورم ارزش پول به شدت کاهش مییابد. از سوی دیگر اینکه حدود ۱۳۰ همت مطالبات به صورت چک پرداخت شده به معنای آیندهفروشی صنعت است و بدهی جاری دو خودروساز حدود ۶۴۰ همت برآورد میشود. این وضعیت نتیجه قیمتگذاری دستوری است؛ مواد اولیه مانند مس، فولاد و آلومینیوم افزایش قیمت دارند اما قیمت خودرو ثابت نگه داشته میشود و در نهایت با قیمت بالا به مصرفکننده میرسد بدون اینکه تولید واقعی افزایش یابد. یکی از مشکلات اصلی صنعت را باید تعدد نهادهای تصمیمگیر دانست. بیش از سی مرکز در صنعت خودرو دخیل هستند و باید به یک مرجع واحد تبدیل شوند. وضعیت گروه سایپا بسیار بحرانی است؛ قطعهسازان حتی محصولات سال گذشته را فروخته و چک دریافت کردهاند، اما حدود ۱۶ همت چک برگشتی وجود دارد و قطعهسازان تحت فشار شدید هستند. اگر بیتوجهی ادامه یابد با مشکلات جدی مواجه خواهیم شد و لازم است توجه ویژهای برای کاهش بحران صورت گیرد.




