هاشم اورعی: رئیس جمهوری اخیراً برای بار چندم مدعی شده که مصرف برق در ایران سه برابر کشورهای اروپایی است. این ادعا در حالی مطرح میشود که اغلب آمارها چنین موضوعی را رد میکنند و نشان میدهند نهتنها ایرانیان برق بیشتری مصرف نمیکنند، بلکه بهطور چشمگیری سرانه مصرف برق در ایران کمتر از ساکنان قاره اروپا است. بهتازگی گویا مد شده است که دولتها وقتی نمیتوانند نیازهای عمومی را تأمین کنند، تقصیر ناترازی انرژی و کمبودها را متوجه مردم کنند، حال آنکه در هر حالت این دستگاه تصمیمگیری است که نقش اصلی را دارد. بعید میدانم مردم ایران با این سطح رفاه عمومی، مصرفگراتر از اروپاییها باشند. اما حتی اگر فرض کنیم ایرانیان سه برابر مردم اروپا برق مصرف میکنند، این نوع قیاس از اساس اشتباه است و نمیتوان از آن نتیجهگیری سیاستی کرد. ما باید مصرف کل انرژی را مقایسه کنیم، نه صرفاً برق یا گاز را بهصورت جداگانه. اقلیم و شرایط جغرافیایی نیز تأثیر مستقیمی بر مصرف انرژی دارد. بنابراین مقایسه سرانه مصرف کشورها بدون درنظر گرفتن این عوامل، از پایه دچار ایراد است. ما در مصرف گاز وضعیت مطلوبی نداریم، اما این به معنای مصرفگرایی مردم نیست، بلکه به معنای الگوی مصرف نامناسب و زیرساختهای ناکارآمد است. پیشنهاد استفاده گسترده از برق برای گرمایش و پختوپز یا حرکت به سمت خودروهای برقی در تئوری قابل دفاع است، اما تحقق آن نیازمند زیرساخت و نظام تصمیمگیری کارآمد است. با وجود هزینههای سنگین شوک ارزی و جهشهای تورمی ماههای دی و بهمن، شنیدهها از حرکت تیم اقتصادی دولت برای اعمال شوک انرژی حکایت دارد. این موضوع سبب شده سخنان پزشکیان بهعنوان مقدمهای برای اجرای یک سیاست شوکدرمانی جدید تفسیر شود. پیشتر نیز افزایش قیمتها آغاز شده بود؛ بهطوریکه در ماههای اخیر، قیمت برق صنایع تا هشت برابر افزایش یافته، بدون آنکه اطلاعرسانی شفافی صورت گیرد. شرکت توانیر در حال ارائه محاسباتی است که زیانده بودن را القا میکند، در حالی که در همین مدت حدود ۲۰ هزار میلیارد تومان سود ثبت شده و با این حال، تمایل به افزایش بیشتر قیمت برق وجود دارد.




