نیروانا مهرآیین –کارشناس حقوق بین الملل: در روزهایی که خبرهای اقتصادی، لجستیکی و امنیتی از گوشه و کنار منطقه منتشر میشوند، پژوهشگران علم نظامها از پدیدار شدن حالتی سخن میگویند که آن را «میدان رزمی خاموش» مینامند؛ مرحلهای که در ظاهر همه چیز آرام است، اما رفتار شبکهها نشان از بازآرایی نیروها در لایههای پنهان دارد.
ادعای مطرحشده درباره استفاده از مسیرهای ریلی برای انتقال انرژی در شرق آسیا، از دید علم لجستیک، نشانهای از تغییر مسیرهای پشتیبانی و افزایش تنوع در خطوط حیاتی است؛ چیزی که در علوم نظامی به آن «افزایش تابآوری خطوط تأمین» گفته میشود. هرگاه مسیرهای انتقال انرژی، کالا یا داده دستخوش نوآوری میشوند، معمولاً نوعی جابهجایی در سطح فشارهای منطقهای نیز در پسزمینه دیده میشود. در سوی دیگر، خودداری نهادهای رسمی از ارائه جزئیات گفتگوهای حساس، در علم مدیریت بحران معادل همان «سکوت میدانی پیش از چینش دوباره موقعیتها» است؛ وضعیتی که در آن انتشار دقیق اطلاعات میتواند تعادل شکننده را بر هم بزند. سکوت رسمی، در چنین چارچوبی، نه نشانه بیخبری بلکه بخشی از معماری کنترلشده اطلاعات در شرایطی است که رفتار شبکههای منطقهای در حالت نوسان قرار دارند. در همین بستر، گزارشهای مربوط به حادثه امنیتی در مرزهای جنوبی لبنان و همچنین عملیات میدانی در حوالی رامالله، از منظر علوم رزمی بهعنوان «نقاط داغ شبکه» شناخته میشوند؛ نقاطی که کوچک هستند اما میتوانند مسیر جریانهایی بزرگتر را نشان دهند. وقتی چند رخداد میدانی در فاصله زمانی کوتاه رخ میدهد، معمولاً تحلیلگران رفتار سیستم به دنبال الگوهای پنهان میگردند: آیا این رخدادها پراکندهاند یا جزیی از بازتنظیم میدانهای نفوذ و کنترل محلی؟ وقتی این دادهها کنار هم قرار میگیرند، تصویری شکل میگیرد که کاملاً علمی است: منطقه مانند یک سامانه پیچیده در حالت گذار. سامانهای که در آن خطوط تأمین، سکوت دیپلماتیک و رخدادهای امنیتی هرکدام مثل سنسورهایی عمل میکنند که تغییرات در «فشار شبکه» را ثبت میکنند. به زبان نظامی، این شبیه همان لحظهای است که میدان، نه در اوج درگیری، بلکه پیش از بازچینش، پر از نشانههای ظریف میشود؛ نشانههایی که تنها با نگاه شبکهای میتوان آنها را فهمید. بر اساس همین منطق، کارشناسان سیستمها معتقدند هنگامی که گزارشهای اقتصادی، پیامهای محدود دیپلماتیک و رخدادهای موضعی امنیتی همزمان دیده میشوند، معمولاً سامانه در حال ورود به مرحلهای از «بازتعریف مسیر نیروها» است؛ مرحلهای که نه از طریق بیانیهها، بلکه از طریق تغییر ریزجریانها، خطوط پشتیبانی و الگوهای میدانی دیده میشود.
در چنین شرایطی، منطقه به یک نقشه بزرگ رزمی شباهت پیدا میکند؛ نقشهای که در آن خطوط باریک خبرها مثل نشانههای بعدی یک حرکت بزرگتر عمل میکنند. شاید هیچکس نداند مرحله بعدی چیست، اما علم نظامها یک چیز را بهروشنی میگوید: وقتی نشانهها از چند جبهه متفاوت ظاهر میشوند، سامانه در حال تغییر است، حتی اگر صدایی از آن به گوش نرسد.




