حسن حسیننیا-کارشناس بازار سرمایه: بازارها از حیث ابزارها، جنس دارایی و فعالان موجود، همچنین بسترهای معاملاتی، تعاریف و شرایط مختص خود را دارند. بورس با توجه به قدرت نقدشوندگی ابزارهای قابل دادوستد و همچنین بستر معاملاتی سهلالوصول در کنار جنس دارایی که در بخش سهام، شنیداری هستند، در شرایط پرتنش با شدت بیشتری نسبت به تغییرات و شرایط جدید واکنش نشان میدهد. بازگشایی بورس در مقطع آتی را میتوان توام با فشار عرضهها دانست که هم آسیبهای وارده از جنگ و هم شرایط خاص و تعطیلی طولانی مدت به آن دامن میزند.
این امر تدابیر خاصی را میطلبد که نقطه ابتدایی آن شفافسازی دقیق از میزان تاثیرپذیری شرکتها از جنگ اخیر و سودآوری آتی آنهاست و نقطه انتهایی آن حمایتها و تدابیر لازم در زمان بازگشایی و حتی شاید تا هفتهها پس از بازگشایی است.
سوگیری در بین سهامداران فاکتوری پذیرفته شده با سابقه مطالعاتی قابل توجه است عنایت به گستره ابزارها و حتی صنایع مختلف در بورس، لزوم تمایز و توجه دقیق به شفافسازی شرکتها درباره روند سودآوریشان را بیش از پیش عیان میسازد. هر چند در صنایع مادر و مهمی همچون فولادیها و پتروشیمیها آسیبهای قابل توجه شناسایی شده است، اما وجود صنایعی که با واقعیت تورمی اقتصاد کشور و همچنین تقاضای بالای محصولات در دوران بازسازی پس از جنگ مواجه خواهند بود، میتواند تقسیمبندی صنایع و شرکتها از حیث سودآوری را متفاوت از گذشته سازد.
صنایعی همچون سیمان، صنایع غذایی و زراعتیها در کنار شرکتهای پیمانکاری و تجهیزاتی و همچنین معدنیها میتوانند پس از طی شدن شرایط پرهیجان در مقطعی احتمالا چند هفتهای پس از بازگشایی بورس، سرمایهگذاران را نسبت به آینده امیدوار سازند.
در صنعت سیمان نیزمیتوان افزایش تقاضای محصولات در دوره بازسازی، بهویژه برای کارخانههایی که در نزدیکی بافتهای آسیبدیده قرار دارند، را در دایره تحلیل وارد کرد.
صنایع غذایی با توجه به افزایش تورم، فارغ از فاکتورهای دیگر اقتصادی، میتوانند با افزایش سود ریالی مواجه شوند و رشد تورمی را نصیب سهامداران خود سازند.
همچنین شرکتهای پیمانکاری و تجهیزاتی نیز در دوره بازسازی با توجه به حجم آسیبهای جنگ، با افزایش پروژهها روبرو خواهند شد و رکود سالهای گذشته تا حدودی در این شرکتها کمرنگ خواهد شد.
معدنیها نیز در زمینه صادرات میتوانند شرایطی متفاوت از گذشته داشته باشند. بسته به آسیب صنایع پاییندستی، احتمالا تبصرهها و مشوقهای صادراتی مشمول این شرکتها خواهد شد که اثر قابل توجهی در صورتهای مالی آنها بر جای میگذارد.
در کنار صنایع یادشده، صنعت خودرو نیز احتمالا با حمایت بیشتری از سوی قانونگذار مواجه خواهد شد تا از وقوع التهاب بیشتر در بازار مصرف جلوگیری شود. مجموع عوامل یادشده و نگاهی تحلیلی به واقعیتهای جدید و بازتعریف صنایع بنیادی از نظر سودآوری آتی، میتواند دید جدیدی پیش روی سهامداران و فعالان بازار سهام قرار دهد. این رویکرد، قیمتگذاری شرکتها با فاکتورهای ارزشگذاری بهروزرسانی شده را ضروری میسازد و تفکیک بین صنایع آسیبدیده و صنایع منتفع از شرایط جدید را یادآوری میکند.




