آرش شهریاری –کارشناس بازار سرمایه: بخش عمدهای از هزینههای بسیاری از صنایع، به طور مستقیم یا غیرمستقیم، به سوخت مربوط میشود. به عنوان مثال، در صنایع فولاد، آهن و سیمان که به تأمین مواد اولیه و توزیع گسترده وابسته هستند، افزایش هزینههای تولید و حملونقل به طور طبیعی قیمت تمامشده محصول را افزایش میدهد و این موضوع میتواند باعث کاهش حاشیه سود این شرکتها شود. در کوتاهمدت، به نظر میرسد صنایع فولاد، سیمان و آهن بیشترین تأثیر منفی را تجربه کنند. در مقابل، افزایش قیمت بنزین برای شرکتهای پالایشی که فرآوردههای نفتی تولید میکنند، معمولاً میتواند تأثیر مثبت و افزایش درآمد ایجاد کند، به شرطی که روند تولید و پالایش این شرکتها با مشکلی مواجه نشود. به طور کلی، شرکتهایی که مصرفکننده مستقیم بنزین هستند و این هزینه نقش مهمی در فروش آنها دارد، به دلیل افزایش هزینههای عملیاتی، با فشار بر حاشیه سود و تأثیر منفی بر سودآوری مواجه میشوند. در مقابل، شرکتهای پالایشی در کوتاهمدت وضعیت بهتری دارند. مهمترین نکته این است که افزایش قیمت بنزین، تورم انتظاری را در کل اقتصاد ایجاد میکند و تأثیر ملموسی بر سطح عمومی قیمتها خواهد گذاشت. این تورم ساختاری که در حال شکلگیری است، به تدریج در تمام بخشهای اقتصاد انعکاس خواهد یافت. به عبارت دیگر، این افزایش هزینهها باعث کاهش حاشیه سود در بسیاری از شرکتها خواهد شد و تأثیر منفی بر صنایع مادر مانند فولاد و سیمان خواهد داشت. یک نکته کلیدی که کمتر به آن پرداخته شده این است که طبق مصوبه دولت، قیمت بنزین هر سه ماه یک بار قابل بازنگری است و پالایشگاهها میتوانند بنزین را با 10 درصد قیمت خلیج فارس بفروشند. این به معنی حرکت به سمت شناورسازی قیمت بنزین است. به نظر من، تصمیم دولت برای افزایش پلکانی و همراه با ملاحظات به جای افزایش یکباره و شدید، تصمیم خوبی بود تا تاثیرات تورمی به طور کنترل شدهتر ظاهر شود. این سیاست نه تنها در بازار سرمایه بلکه در بازارهای موازی مانند طلا و ارز نیز تأثیر خود را خواهد گذاشت. همچنین، باید توجه داشت که دولت تلاش میکند تا این افزایش قیمتها را به گونهای کنترلشده و پلهای اجرا کند، که این میتواند آثار تورمی را کمتر کند.




