اویس ترابی: پیامدهای زیستمحیطی، اقتصادی و رفتاری طرح انتقال آب دریای عمان به فلات مرکزی بدون تعیین ظرفیت بُرد، انجام مطالعات جامع و اصلاح الگوی بارگذاری آببر در مناطق مرکزی کشور، نهتنها بحران کمآبی را حل نمیکند، بلکه چرخه تنش آبی را عمیقتر و پایدارتر خواهد کرد. ادامه استفاده بیقاعده از آبشیرینکنها در سواحل خلیج فارس، طرفین را از زندگی در آینده محروم میکند. اما اگر درباره دریای عمان صحبت کنیم، چون به دریای آزاد راه دارد، میشود آبشیرینکن راهاندازی کرد. نکتهای که وجود دارد این است که باید مشخص شود سقف آبشیرینکنهایی که میتواند در این منطقه نصب شود چقدر است و پیامدهای محیطزیستی آن تا چه حد قابل تحمل است. از نظر اقتصادی، استفاده از این آب در همان سواحل و یک حاشیه مشخصی از ساحل امکانپذیر است؛ یعنی در بلوچستان جنوبی میتوان از آن استفاده کرد. اما انتقال آن به بلوچستان شمالی یا استانهایی مثل خراسان، کرمان و مناطق داخل فلات مرکزی با محدودیتهای جدی مواجه است که مهمترین آن محدودیت تأمین برق برای انتقال است. محاسبات نشان میدهد برق مورد نیاز برای انتقال این حجم آب تصفیهشده به داخل سرزمین بسیار بالاست و ما چنین برقی را نمیتوانیم تأمینش کنیم. نکته بعدی این که بارگذاری صنایع آببر در فلات مرکزی اشتباه بوده است. شما حتی اگر مسئله برق را هم حل کنید، وقتی آب را منتقل میکنید این پیام را به آن بارگذاریها میدهید که محدودیتها و نگرانیهای کمبود آب واقعی نیست و با کمی فشار میشود آب را تأمین کرد. این پیام باعث میشود بارگذاریها ادامه پیدا کند و حتی گسترش یابد، چون به منبعی وصل شدهاید که اسمش را منبع لایزال آب میگذارند. اما این موضوع، چرخه باطلِ تنش آبی را بیشتر میکند. درست است که به دریای آزاد راه داریم، اما اینگونه نیست که شما بهسرعت از خط ساحلی، آب را برداشت کنید و تعادل برقرار شود. اگر رعایت نشود، همان اتفاقی میافتد که کشورهای حاشیه خلیج فارس در سواحل ایران در خلیج فارس رقم زدهاند. بهدلیل آبشیرینکنهای بیش از ظرفیت، شوری بالا رفته و اکوسیستمهای ساحلی از خط ساحلی ایران بسیار فاصله گرفتهاند؛ بنابراین ماهیگیران مجبور شدهاند فاصله بیشتری از ساحل بگیرند و زیست موجودات خط ساحلی تحت الشعاع قرار گرفته است.




