نسیم ستوده: در روزهایی که اینترنت کشور با اختلال، ناپایداری و محدودیتهای گسترده در جدال است ، بازاری در حاشیه این وضعیت رشد کرده که نه شفاف، نه قانونمند و نه پاسخگو است. فروش فیلترشکن ها بازاری کاملاً آشنا که بنا به گفته کارشناسان، دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک فعالیت زیرزمینی پراکنده دانست، بلکه به صنعتی با گردش مالی قابل توجه تبدیل شده که گردش مالی آن در برخی مقاطع، با پروژههای بزرگ اقتصادی قابل قیاس است. کسب وکاری که هر بار با تشدید محدودیتها، جان تازه میگیرد و از نیاز کاربران، سودهای کلانی را به دست میآورد.
محدودیت؛ بستر شکلگیری یک بازار پرسود
آمارهای غیررسمی حاکی از آن است که بیش از ۸۰ درصد کاربران اینترنت در کشور، از فیلترشکن استفاده میکنند. این عدد بهتنهایی نشان میدهد که سیاست محدودسازی، نهتنها به کاهش استفاده منجر نشده، بلکه استفاده غیرایمن و پرهزینه را به قاعده تبدیل کرده است.واقعیت آن است هرجا محدودیت ایجاد میشود، بهطور طبیعی راههای دور زدن آن نیز شکل میگیرد. قانونی که در اقتصاد، ارتباطات و حتی در زندگی روزمره بارها تجربه شده است. در حوزه اینترنت نیز وضع به همین منوال است. هر بار که دسترسی به اینترنت بینالملل ،محدود میشود یا اختلالهای گسترده رخ میدهد، تقاضا برای ابزارهای عبور از فیلترینگ افزایش پیدا میکند و هم زمان، فروشندگان فیلترشکن ،فرصت را برای افزایش قیمتها مغتنم میشمارند.براین اساس به نظر می رسد محدودیتهای اینترنتی، بهجای حذف استفاده از پلتفرمها و خدمات جهانی، تنها هزینه دسترسی به آنها را افزایش داده و عملاً بار مالی را بر دوش کاربران و کسبوکارها گذاشته است. روندی که نتیجه آن شکلگیری بازار سیاهی است که در آن، قیمتگذاری ،تابع هیچ منطق و عدد مشخصی نیست.
قیمتهایی بدون معیار؛ از چندصد هزار تا چند میلیون تومان
گزارش ها و بررسیهای میدانی نشان میدهد که قیمت فیلترشکنها در هفتههای اخیر، جهشی کمسابقه داشته است. در این بازار، بستههای ماهانه با حجمهای محدود، گاه با قیمتهایی عرضه میشوند که تا پیش از این تصور آن هم دشوار بود. از بستههای چندصد هزار تومانی گرفته تا مواردی که قیمت آنها به دو، پنج و حتی ۱۰ میلیون تومان میرسد؛ آن هم بدون آنکه هیچ تضمینی برای کیفیت یا پایداری اتصال، وجود داشته باشد. حرف فروشندگان این خدمات آن است که قیمتها به نوع سرور، کیفیت مسیر ارتباطی و شرایط لحظهای شبکه بستگی دارد و امکان چند باره،تغییر درطول یک روز وجود دارد.
روایت برخی کاربران هم آن است که پس از پرداخت هزینههای سنگین، تنها برای چند ساعت یا حداکثر یک روز، امکان اتصال داشتهاند و پس از آن، فیلترشکن خریداریشده از کار افتاده است. در چنین شرایطی، نه نهادی برای پیگیری وجود دارد و نه فروشندهای که مسئولیت بپذیرد. این بازار، نه فاکتور رسمی دارد، نه خدمات پس از فروش و نه از مرجعی برای رسیدگی به شکایات برخوردار است.شایان ذکر است یکی از ویژگیهای اصلی بازار فیلترشکن، ناشناس بودن کامل فعالان آن است. فروشندگانی غالباً ناشناس وفاقد مکان فیزیکی و بدون عضویت در صنف یا اتحادیه که ارتباط آنها با مشتریان،به طور معمول از طریق شبکههای اجتماعی، پیامرسانها و یا معرفیهای فرد به فرد، صورت میگیرد و در این فضا، اعتماد تنها سرمایهای است که کاربران ناچارند به آن تکیه کنند؛ اعتمادی که در بسیاری موارد، بیپاسخ میماند.
اینترنت؛ ستون پنهان اقتصاد دیجیتال
در عصری قرار گرفته ایم که دیگر اینترنت ،صرفاً یک ابزار ارتباطی یا سرگرمی نیست. بخش قابل توجهی از اقتصاد کشور، مستقیم یا غیرمستقیم وابسته به فضای مجازی است. از فروشگاههای آنلاین و تولیدکنندگان محتوا گرفته تا کسبوکارهای سنتی که برای ارتباط با مشتریان، امور بانکی، تأمین مواد اولیه و بازاریابی به اینترنت نیاز دارند.آمارهای رسمی گویای آن است حدود دو و نیم میلیون شغل در کشور بهصورت مستقیم از طریق اینستاگرام درآمدزایی میکنند. حال اگر هر شغل بهطور متوسط ،معیشت سه تا چهار نفر را تأمین کند، میتوان گفت نزدیک به ۱۰ میلیون نفر بهطور مستقیم به این بستر وابستهاند والبته این عدد، جدای درآمدزایی از دیگر پلتفرم هایی بمانند تلگرام و واتساپ است و نشان میدهد شبکههای اجتماعی و اینترنت چه نقش پررنگی در معیشت مردم پیدا کردهاند.بطوری که برآوردهای انجمن کسبوکارهای اینترنتی حاکی ازآن است هر روز قطعی اینترنت، هزاران میلیارد تومان، خسارت اقتصادی به کشور وارد میکند. اما این تمام ماجرا نیست. زمانی که یک کسبوکار از کار میافتد، فشار اقتصادی بهسرعت به فشار روانی تبدیل میشود.صاحبان مشاغل خرد، فریلنسرها و فعالان اقتصاد دیجیتال، در زمانهای اختلالهای طولانیمدت اینترنت با اضطراب، ناامنی شغلی و نگرانی نسبت به آینده مواجه میشوند. شرایطی دشوار که تداوم آن میتواند به بروز آسیبهای روانی و اجتماعی گستردهتری منجر شود؛ آسیبی که در آمارهای رسمی بهراحتی قابل اندازهگیری نیست، اما اثرات آن در زندگی روزمره مردم ،محسوس است. به طور معمول، در چنین موقعیتی ، بسیاری از فعالان اقتصادی ناچارند برای حفظ ارتباط با مشتریان و ادامه فعالیت، به خرید فیلترشکن روی بیاورند؛ حتی اگر هزینه آن سنگین و ریسک آن بالا باشد. اما این انتخاب ناگزیر، خود چالشهای تازهای ایجاد میکند. هزینههای بالای فیلترشکن، حاشیه سود کسبوکارها را کاهش میدهد و در برخی موارد، ادامه فعالیت را غیر اقتصادی میکند.کارشناسان در اینباره هشدار میدهند که کسبوکارهایی که برای فعالیت در شبکههای اجتماعی هزینههای میلیونی بابت فیلترشکن میپردازند، باید به این نکته توجه کنند که آیا مخاطبان آنها نیز توان پرداخت چنین هزینههایی را دارند یا خیر. چنانچه کاربران عادی نتوانند به این فضا دسترسی داشته باشند، بازار بالقوه کسبوکارها کوچکتر میشود و در نهایت، خود آنها نیز متضرر خواهند شد.ازسوی دیگر ،علاوه بر هزینههای اقتصادی، استفاده گسترده از فیلترشکنها پیامدهای امنیتی قابل توجهی نیز به همراه دارد. هشداری که به دفعات از سوی نهادهای رسمی و کارشناسان امنیت سایبری داده شده مبنی براینکه بسیاری از فیلترشکنها، بهویژه نمونههای ارزان یا ناشناس، میتوانند راه نفوذ بدافزارها و هکرها به دستگاههای کاربران را هموار کنند.به این ترتیب ،درکنار هزینه های خرید فیلتر شکن ،افزایش حملات سایبری، سرقت اطلاعات شخصی و سوءاستفاده از دادهها، از جمله نگرانیهایی است که هم زمان با گسترش استفاده از فیلترشکنها مطرح میشود. با این حال، برای بسیاری از کاربران، حفظ ارتباط شغلی و معیشتی، چنان اولویتی دارد که این خطرات را هم به ناچار ،میپذیرند.
اینترنت؛ گرهای کور در اقتصاد و معیشت دیجیتال
شریان حیاتی بخش قابلتوجهی از اقتصاد، اشتغال و زیست روزمره میلیونها ایرانی وابسته به متغیری است که نبود آن هر از چندی از دغدغه های اصلی این افراد بشمار می آید. اینترنت همان ابزاری که هر یک روز، قطعی ویا اختلال درآن خسارت اقتصادی سنگینی را به دنبال دارد وکاربرانش ،اکنون در انتظار رفع این محدودیت ها هستند.اما گمانهزنیها متفاوت است؛ برخی از رفع تدریجی محدودیتها در روزهای پیشرو سخن میگویند و برخی دیگر، بازگشت اینترنت عادی را به برقراری آرامش کامل در کشور، موکول میکنند. درمجموع ،آنچه این روزها کاربران و فعالان فضای مجازی تجربه میکنند، چیزی جز سردرگمی، زیان صددرصدی و نگرانی عمیق از آینده شغلی نیست. قطع یا اختلال در دسترسی به سرورهای خارجی و نامعلوم بودن زمان بازگشت اینترنت پایدار، کسبوکارهایی را که تمام حیاتشان به فضای آنلاین وابسته است، در وضعیت تعلیق قرار داده است.
به گونه ای که گرانی بستهها، تداوم فیلترینگ و ضعف سیاستهای حمایتی، چشمانداز روشنی پیشروی کاربران و کسبوکارها قرار نمیدهد. اقتصادی، که میتوانست یکی از پیشرانهای رشد و اشتغال باشد، زیر بار چالش هایی نظیر قطعی وکندی اینترنت، با خطر فرسایش و حتی فروپاشی مواجه شده و ادامه این روند، سناریویی تکراری اما تلخ را رقم میزند که حاصلش، ورشکستگی، افزایش بیکاری و تشدید موج مهاجرت نیروهای متخصص است. حال آنکه سوی دیگر این ماجرا، رونق بازارهای غیررسمی، گسترش فروش فیلترشکن و افزایش هزینه دسترسی برای مخاطبان را به دنبال داشته است. بازار پررونقی که نشانهای آشکار از شکاف میان سیاستگذاریها و نیازهای واقعی جامعه است و هزینه آن را نه سیاستگذاران، بلکه مردم و فعالانی می پردازند که بقای کسب وکارشان در پیوند با اینترنت است ودراین میان، سودجویان و شبکههای غیررسمی، همچنان برندگان اصلی ،خواهند بود. بی تردید خروج از این وضعیت، پیش از هر چیز، نیازمند بازسازی اعتماد از دسترفته مردم است؛ اعتمادی که بدون بهبود واقعی کیفیت اینترنت، مدیریت قیمتها و بازنگری جدی در سیاستهای سختگیرانهای مانند فیلترینگ، قابل احیا نخواهد بود.




