سیدمحمدرضا اعلمی: بازار سرمایه در مقطع کنونی، بیش از آنکه تحت تأثیر یک شوک اقتصادی یا رویداد منفی قطعی قرار گرفته باشد، در معرض فرسایش انتظارات و تشدید نااطمینانی ادراکی است؛ وضعیتی که بخش مهمی از آن نه از واقعیتهای اقتصادی، بلکه از جنگ روانی هدفمند آمریکا و بازتولید مداوم ابهام در فضای تصمیمگیری ناشی میشود. در چنین شرایطی، وظیفه تصمیمگیران نه انکار ریسک، بلکه مدیریت اثرگذاری آن بر رفتار بازار است. اکنون نخستین و مهمترین اقدام برای کاهش اثر جنگ روانی بازگرداندن مرجعیت روایت اقتصادی به داخل است. جنگ روانی زمانی موفق میشود که خلأ تحلیل رسمی، شفاف و مستمر وجود داشته باشد. در این وضعیت، شایعه و روایتهای برونزا جایگزین تحلیل میشوند و بازار، بدبینانهترین سناریو را مبنای قیمتگذاری قرار میدهد. تأکید بر «مسیرهای محتمل» بهجای «نتایج قطعی»، بهطور معناداری از دامنه اثرگذاری جنگ روانی میکاهد. از سوی دیگر همراستاسازی سیاست پولی و مالی با پیام بازار سرمایه را گام دوم در این مسیر می دانم. یکی از نقاط ضعف بازار در مواجهه با فشارهای روانی خارجی، احساس ناهماهنگی درونحاکمیتی است. هرگونه سیگنال متناقض درباره تورم، نرخهای مؤثر سود یا جهتگیری مالی دولت، بلافاصله بهعنوان نشانهای از عدم قطعیت ساختاری تفسیر میشود. تصمیمگیران باید بهصورت شفاف اعلام کنند که اولویت اصلی، ثبات متغیرهای کلان و جلوگیری از شوکهای ناگهانی است. ثبات سیاستی، حتی در شرایط پرریسک سیاسی، نقش لنگر روانی برای بازار ایفا میکند. سومین محور را نیز تقویت لنگرهای بنیادی بازار سرمایه بهجای حمایتهای دستوری و کوتاهمدت باید دانست. تجربه سالهای گذشته نشان داده که مداخلات نمایشی، نهتنها اعتماد ایجاد نمیکند، بلکه در بسیاری موارد به تشدید بیاعتمادی منجر شده است. آنچه میتواند اثر جنگ روانی را خنثی کند، اطمینانبخشی به فعالان بازار نسبت به تداوم سودآوری بنگاههاست. تثبیت سیاستهای مرتبط با صادرات، انرژی، نرخهای تسعیر و چارچوبهای مالیاتی شرکتها، نقش کلیدی در این زمینه دارد. بازار بیش از هر چیز به «قابلیت پیشبینی» نیاز دارد، نه وعدههای حمایتی. در شرایط جنگ روانی، تصمیمگیران باید بهصورت آگاهانه میان ریسک سیاسی و کارکرد بازار سرمایه تفکیک قائل شوند. بازار سرمایه ایران در مقطع کنونی بیش از حمایت، به اعتماد و پیشبینیپذیری نیاز دارد؛ مؤلفههایی که اگر بهدرستی تأمین شوند، حتی در فضای پرتنش سیاسی نیز میتوانند از تبدیل فشار روانی به بحران واقعی جلوگیری کنند.




