مِهردخت میرزایی: بازار سرمایه ایران در نیمه دوم امسال پس از عبور از یک دوره رکود و اصلاح ناشی از شوکهای ژئوپلیتیکی توانست یک مسیر صعودی را آغاز کند که با ارزندگی ذاتی سهام و تغییر رویکردهای کلان اقتصادی دولت تقویت شد و به گفته برخی از فعالان بازارهای مالی، این صعود یک حرکت هیجانی صرف نبود، بلکه ریشه در اصلاحات بنیادینی داشت که منجر به بهبود انتظارات سودآوری شرکتها شد. ارزندگی ذاتی سهام، یکی از نقطههای عطف در روند صعودی بازار سرمایه بوده است. چون ارزشگذاریها پس از افتهای سنگین ناشی از ریسکهای جنگ 12 روزه جذابیت قابل توجهی پیدا کرده بودند و هنگامی که تنشها کاهش پیدا کردند بازار وارد مسیر بازیابی شد.
تغییر پارادایم دولت در حوزه اقتصاد کلان از دیگر عوامل کلیدی بود؛ رویکردی که بر کاهش مداخله در قیمتگذاریها و تلاش برای تکنرخی شدن ارز متمرکز شد و اینها باعث شدند که نرخ تسعیر شرکتها به نرخ دلار آزاد نزدیک شود؛ موضوعی که به طور مستقیم ظرفیت سودآوری شرکتها را در صورتهای مالی منعکس کرد و به این رشد بنیادی وزن بخشید.
با وجود این پشتوانه بنیادی قوی، در روزهای گذشته روند مثبت بازار سرمایه با توقف و ورود به فاز اصلاحی روبرو شده و دلیل اصلی این توقف، افزایش سطح ریسکهای سیستماتیک بیرونی عنوان شده است و در شرایط فعلی، متغیرهای داخلی بازار مانند گزارشهای قوی فصلی و ارزندگی تاریخی به تنهایی توان غلبه بر این ریسکها را ندارند و این عوامل بیرونی مانند سدی عمل کردهاند که مانع بروز کامل پتانسیل بازار میشوند.
به گفته برخی از فعالان و تحلیلگران بازارهای مالی، این ارزندگی فعلی و عقبماندگی بازدهی بورس در مقایسه با بازارهای موازی مثل طلا و دلار، یک ظرفیت نهفته قوی برای رشد بازار ایجاد کرده است و در صورت رفع یا کاهش محسوس ریسکهای موجود، بازار سرمایه نه تنها پتانسیل رشد اسمی قابل توجهی دارد بلکه میتواند بازدهی دلاری جذابی را نیز به همراه آورد و این ارزندگی میتواند به تدریج، سرمایهگذاران ریسکپذیرتر را وارد سطوح فعلی بازار کند. اما آزاد سازی مسیر پایدار صعودی کاملاً وابسته به تحولات بیرونی و کاهش تنشهای سیستماتیک خواهد بود.
«رضا عیوضلو» نایب رئیس هیئت مدیره سازمان بورس در گفتگوی خود با «ایرنا» میگوید: «با وجود افتهای اخیر، بازار که خروج معناداری از سرمایه رخ نداده است و سرمایهگذاران بیشتر در حال جا به جایی منابع، از جمله انتقال به ابزارهایی مانند صندوقهای طلا هستند.»
او درمورد مداخله سازمان بورس در روزهای تعدیل و اصلاح بازارمیافزاید: «سازمان بورس هیچ مداخله یا مذاکرهای با حقوقیها برای خرید سهام ندارد و خود آنها تصمیم به خرید سهام در اختیار حقیقیها در زمان افزایش عرضه میگیرند و صندوق توسعه بازار و نهادهای مالی کار همیشگی خود را انجام میدهند و این که سازمان نشستی با حقوقیها برگزار و تشویق به خرید کند، صحت ندارد.» همچنین «اردلان عزیززاده» تحلیلگر بازارهای مالی در گفتگو با «نقش اقتصاد» درمورد شرایط فعلی بازار سرمایه میگوید: «بازار سرمایه از ابتدای نیمه دوم سال وارد فاز صعودی شد و نقطه شروع این حرکت را میتوان در ارزندگی سهام پس از افت ناشی از ریسکهای جنگ 12 روزه جستوجو کرد که با کاهش نسبی سطح تنشها، بخشی از افت قیمتی جبران شد و بازار وارد مسیر بازیابی شد.»عزیززاده ادامه میدهد: «رویکرد دولت در جهت مداخله کمتر در قیمتگذاریها و حرکت به سمت تکنرخی شدن ارز، به تقویت این روند کمک کرد و در مقطعی، نرخ تسعیر شرکتها به نرخ دلار آزاد نزدیک شد و همین موضوع باعث شد که بخشی از ظرفیت سودآوری شرکتها در صورتهای مالی منعکس شود و اگرچه در زمان نگارش این مطلب، به طور مجدد فاصله معناداری میان نرخ آزاد و تسعیر ایجاد شده است. با این حال، مجموعه این اقدامات موجب شدند که روند صعودی بازار پشتوانه بنیادی پیدا کند و صرفاً یک رشد هیجانی نباشد.
این تحلیلگر بازارهای مالی میگوید: «آن چه که در طول یک ماه اخیر، مسیر بازار را متوقف و وارد فاز اصلاحی کرده است بیش از هرچیز، افزایش سطح ریسکهای سیستماتیک بوده است و تا زمانی که این ریسکها به شکل محسوسی کاهش پیدا نکنند، بعید است بازار بتواند با قدرت به روند صعودی بازگردد و در شرایط فعلی، متغیرهای درونی بازار به تنهایی توان تغییر جهت روند را ندارند.» عزیززاده میافزاید: «از منظر بنیادین اتفاق منفی خاصی در صنایع بزرگ رخ نداده است و عمده گزارشهای فصل پاییز در مقایسه با تابستان رشد حدود 25 تا 30 درصدی درآمد را نشان میدهند. این در حالی است که بخش مهمی از تحولات مربوط به نرخ ارز و قیمتها در اواخر پاییز اتفاق افتاده است؛ بنابراین انتظار میرود گزارشهای زمستان تصویر به مراتب قویتری ارائه دهند.»این تحلیلگر بازار سرمایه تصریح میکند: «اگر صرفاً بر اساس دادههای تاریخی و نسبتهای ارزشگذاری قضاوت کنیم، بازار در شرایط فعلی باید در یک روند صعودی قدرتمند قرار میگرفت. اما واقعیت این است که ریسکهای بیرونی فعلاً مانع اصلی بروز این ظرفیت شدهاند و مانند سدی در برابر رشد بورس عمل میکنند.عقبماندگی بازده بورس در مقایسه با بازرهای موازی مانند طلا و دلار یک ظرفیت نهفته در بازار ایجاد کرده است و در صورت کاهش یا رفع ریسکهای موجود، بازار سرمایه نه تنها میتواند رشد اسمی قابل توجهی را تجربه کند بلکه از منظر دلاری نیز، میتواند بازدهی جذابی برای سرمایهگذاران به همراه داشته باشد.»عزیززاده خاطرنشان میکند: «ارزندگی فعلی میتواند به صورت تدریجی، بخشی از سرمایهگذاران ریسکپذیرتر را در سطوح قیمتی پایینتر وارد بازار کند و در ادامه، ممکن است که افتهای 5 تا 15 درصدی در برخی از نمادها برای این گروه، جذاب تلقی شود و همین ورودیهای تدریجی میتوانند تا حدی تعادل را به بازار بازگردانند. با این حال، ادامه مسیر و شکلگیری یک روند پایدار صعودی همچنان بیش از هر چیز به تحولات بیرونی و کاهش ریسکهای سیستماتیک وابسته است.»




