بهمن فلاح حامد ستاک: در هفتههای اخیر، بازار سرمایه ایران بیش از هر زمان دیگری زیر سایه تحولات سیاسی و بهویژه چشمانداز توافق یا تقابل میان تهران و واشنگتن حرکت کرده است. در این میان گفتگو با دو تحلیلگر بازار سرمایه نشان میدهد که بورس تهران نه در موضع خوشبینی مطلق قرار دارد و نه در وضعیت بدبینی افراطی؛ بلکه با نوعی احتیاط ساختاری و تجربهمحور، تحولات مربوط به مذاکرات ایران و آمریکا را دنبال میکند. «نقش اقتصاد» در این گفتگو به سراغ بهمن فلاح و حامد ستاک رفته تا دیدگاههای مطرحشده درباره اثر مذاکرات سیاسی، احتمال توافق، تنشهای نظامی و جنگ روانی بر بازارهای مالی و بورس ایران را بررسی کند که در ادامه میخوانید.
احتیاط ساختاری بورس در برابر مذاکرات
حامد ستاک، تحلیلگر بازار سرمایه، در توضیح رفتار فعلی بورس میگوید: بازار چندین دفعه فرایند مذاکرات را دیده است؛ بنابراین دیگر نمیتواند الگویی برای فرآیند مذاکرات ترسیم کرده و بر اساس آن الگو نتیجهگیری کند. به گفته او، خوشبینی یا بدبینی فعالان اقتصادی معمولاً بر اساس تجربههای قبلی شکل میگیرد، اما در پرونده مذاکرات ایران و آمریکا چنین الگوی قابل اتکایی وجود ندارد. ستاک در اینباره تصریح میکند: از آنجایی که در خصوص مذاکرات هیچ الگویی نمیتوان ترسیم کرد و دفعاتی وجود داشته که در اوج خوشبینی، نتیجه مطلوب نبوده، بازار کاملاً با احتیاط جلو میرود. این احتیاط باعث شده بورس تهران نه با هر خبر مثبت به سرعت صعودی شود و نه با هر سیگنال منفی وارد سقوطی پایدار گردد؛ بلکه بیشتر در وضعیت انتظار و سنجش ریسک باقی بماند.
سناریوی توافق؛ رشد عمومی و سپس تفکیک صنایع
ستاک در پاسخ به این پرسش که در صورت مثبت بودن مذاکرات کدام صنایع شرایط بهتری پیدا خواهند کرد، تأکید میکند: بعد از این اتفاق، بازار یک مرحله عمومی را طی خواهد کرد؛ چرا که به طور کلی شرایط بازار نسبت به سایر بازارهای رقیب و موازی، با نزول بسیار زیادی مواجه بوده است. بر این اساس، یک مرحله عمومی وجود خواهد داشت که طی آن، کل بازار با هم یک رشد نسبتاً مناسبی را تجربه خواهند کرد. او درباره مراحل بعدی نیز توضیح میدهد: در مرحله بعدی نیز شرکتها و نمادهایی که تأثیر بیشتری از شرایط پس از آن رویداد میپذیرند و از آن منتفع میشوند، رشد بهتری را تجربه خواهند کرد. ستاک جمعبندی میکند: با این حال اگر چنین اتفاقی رخ دهد و مذاکرات به نتیجه مثبتی منتهی شود، بازار به صورت دستهجمعی رشد قابل ملاحظهای را خواهد داشت. بهمن فلاح نیز با اشاره به تحرکات دیپلماتیک میگوید: بازار در آستانه دور جدید مذاکرات، رویکردی احتیاطی در پیش گرفته و در صورت مثبت بودن نتایج، میتوان در هفته آینده شاهد برگشت روند بازار بود.
جنگ روانی؛ عامل اصلی فشار بر بورس
یکی از نکات کلیدی در گفتگو با فلاح، تأکید او بر نقش جنگ روانی و رسانهای در افت اخیر بازار است. او معتقد است فشار فعلی بیش از آنکه ناشی از تهدید نظامی مستقیم باشد، حاصل فضای روانی حاکم بر اقتصاد است: قسمت عمده این وضعیت به فضای روانی و رسانهای حاکم بر اقتصاد کلان بازمیگردد که به نوعی یک نوع جنگ محسوب میشود. او توضیح میدهد: در واقع، کشورها در کنار جنگ نظامی، جنگ رسانهای و روانی را نیز آغاز میکنند که به طور طبیعی بر اقتصاد تأثیر میگذارد و ریسک سرمایهگذاری را افزایش میدهد. در چنین شرایطی، بازارهای سهام معمولاً با ریزش مواجه میشوند. فلاح حتی ریزشهای اخیر را ناشی از تحولات نظامی نمیداند و میگوید: در واقع این ریزش به صورت مستقیم به تحولات نظامی ربطی نداشت و بازار مغلوب فضای روانی و جنگ رسانهای شد.
سناریوی جنگ؛ تعطیلی یا تداوم فعالیت؟
یکی از پرسشهای مهم در فضای پرتنش فعلی، وضعیت بورس در صورت وقوع جنگ است. ستاک در اینباره میگوید: به نظر من، عملکرد قبلی بورس با توجه به زمان کوتاه جنگ ایران و اسرائیل، عملکرد مناسبی بود. اگر درگیری مدت زمان کوتاهی داشته باشد، عملکرد قبلی الگو و رویه مناسبی برای دفعات بعدی خواهد بود. او در عین حال هشدار میدهد: اما اگر خدای نکرده درگیری به شکل بلندمدت اتفاق بیفتد، بازار نمیتواند بسته بماند؛ شاید در آن صورت هم تصمیمات مرحلهای و فازی اتخاذ شود. فلاح نیز تجربه تعطیلی کوتاهمدت بازار را مثبت ارزیابی میکند: تجربه تعطیلی بازار در آن ۱۲ روز تجربه مثبتی بود، هرچند بازگشایی آن با حمایت خوبی همراه نشد. با این حال او تأکید دارد که حتی در صورت وقوع جنگ، بورس آسیب ساختاری نخواهد دید: در صورت وقوع هر اتفاقی، معتقدم بازار سرمایه در میان مدت یا بلندمدت یک ساله آسیب جدی نخواهد دید. فقط ممکن است در یک برهه بسیار کوتاه تا خروج از شرایط بحرانی، فعالیتش متوقف شود. او در ادامه تصریح میکند: حتی اگر جنگ طولانی هم باشد، بازار باز هم به فعالیت خود ادامه میدهد و اتفاقی نخواهد افتاد، چون این تجربه را به دست آورده است.
احتیاط معاملهگران؛ نه فوبیای جنگ
فلاح تأکید میکند که رفتار فعلی معاملهگران بیشتر از جنس احتیاط تاکتیکی است تا ترس از فروپاشی یا بحران لاینحل: تمهیدات خوبی در جنگ ایران و اسرائیل برای بازار در نظر گرفته شد، اما در حال حاضر، ترس موجود در بازار ناشی از احتمال جنگ یا بحران نیست، بلکه از نوع احتیاط معاملهگری است. او توضیح میدهد: به این معنا که معاملهگران ترجیح میدهند برای خرید در قیمتهای پایینتر صبر کنند یا پول خود را در صندوقهای طلا پارک کنند. این احتیاط از این نوع نیست که بازار قرار است دچار بحرانهای لاینحل مثل جنگ شود. در سناریوی توافق، فلاح بر نقش صنایع صادراتی تأکید دارد: حتی در صورت شکلگیری یک توافق نسبی و نیمبند، صنایع صادراتی ما و در صدر آنها صنعت پتروشیمی به دلیل رشد نرخ ارز متناسب با تورم و نقدینگی، شرایط مساعدی خواهند داشت. در مقابل، برخی صنایع همچنان با ابهام مواجهاند.
بورس میان انتظار و عدم قطعیت
مجموع اظهارات دو تحلیلگر نشان میدهد که بازار سرمایه ایران در وضعیت تعلیق میان سناریوهای سیاسی قرار دارد. نه خوشبینی هیجانی نسبت به توافق دیده میشود و نه ترس عمیق از جنگ فراگیر. ستاک تأکید میکند بازار کاملاً با احتیاط جلو میرود و در صورت توافق بازار به صورت دستهجمعی رشد قابل ملاحظهای را خواهد داشت. فلاح نیز معتقد است فشار فعلی بیشتر ناشی از جنگ رسانهای و روانی است و در صورت مثبت بودن نتایج مذاکرات میتوان در هفته آینده شاهد برگشت روند بازار بود. در نهایت، هر دو بر این نکته اشتراک نظر دارند که بورس ایران طی سالهای اخیر تجربههای پرتنشی را پشت سر گذاشته و امروز با نگاهی محتاط، اما نه منفعل، تحولات مربوط به مذاکرات ایران و آمریکا را رصد میکند؛ تحولی که میتواند نقطه عطفی برای بازارهای مالی کشور باشد، اما تا زمان قطعیت، همچنان در محدوده احتیاط و انتظار باقی خواهد ماند.




