سمیه شوریابی: تنشهای نظامی هنوز به میدان نرسیده، اما اثرش به تالار شیشهای رسیده است؛ فروشهای هیجانی، نوسان شدید و کوچ سرمایهها به داراییهای امن، تصویری است که این روزها از بورس دیده میشود. تجربه بورسهای جهان نشان میدهد «جنگ» پیش از آنکه واقعاً آغاز شود، از مسیر انتظارات و نااطمینانی، خود را در قیمت داراییها منعکس میکند. در چنین شرایطی، سرمایهگذاران بیش از هر چیز به سمت کاهش ریسک حرکت میکنند؛ موضوعی که معمولاً به خروج پول از سهام و افزایش تقاضا برای داراییهای امنتر مانند طلا، ارز و اوراق با درآمد ثابت منجر میشود، نتیجه این رفتار، افزایش عرضه، افت شاخصها و تشدید نوسانات قیمتی در بورس است. یکی از ویژگیهای مشترک بورسها در شرایط بحرانی، غلبه رفتارهای هیجانی بر تحلیلهای بنیادی است. در چنین فضایی، شایعات و اخبار لحظهای میتوانند جهت بازار را بیش از متغیرهای واقعی اقتصاد تغییر دهند. این موضوع به افزایش نوسان، تشکیل صفهای خرید و فروش کوتاهمدت و کاهش افق سرمایهگذاری منجر میشود. در نتیجه، سرمایهگذاران بلندمدت نیز ناچار میشوند با احتیاط بیشتری تصمیم بگیرند و حجم معاملات کاهش مییابد. در چنین شرایطی، کارشناسان بر پرهیز از تصمیمات شتابزده و تمرکز بر مدیریت ریسک تأکید دارند. تنوعبخشی به پرتفوی، توجه به سهام بنیادی و دارای جریان نقدی پایدار و استفاده از ابزارهای کمریسکتر میتواند از آسیبهای احتمالی بکاهد، تاریخ بازار سرمایه نشان داده است که بحرانها گذرا هستند اما تصمیمات هیجانی میتواند زیانهای ماندگار بر جای بگذارد. در چنین مقاطعی، رفتار سیاستگذار اهمیت دوچندان دارد. حمایتهای نقدینگی، کنترل هیجانات، جلوگیری از محدودیتهای ناگهانی معاملاتی و شفافسازی اطلاعات میتواند از تشدید بیاعتمادی جلوگیری کند، تجربه نشان داده تصمیمات دستوری و توقفهای گسترده معاملاتی، بیش از خود بحران به بازار آسیب میزند. جنگ، بیش از آنکه صرفاً یک رویداد نظامی باشد، شوکی اقتصادی و روانی است، بورس نیز به عنوان آیینه انتظارات، در کوتاهمدت با افت و نوسان همراه میشود؛ اما در میانمدت، مسیر خود را بر اساس متغیرهای بنیادی مانند نرخ ارز، قیمت جهانی کالاها و سیاستهای اقتصادی پیدا میکند، از این رو تصمیمگیری هیجانی میتواند هزینهزا باشد و نگاه تحلیلی و مدیریت ریسک، مهمترین راهبرد سرمایهگذاران در روزهای پرتنش خواهد بود.




