پریسا حاجی محمدی: اکوسیستم پایداری دیجیتال، چارچوبی مفهومی برای تحول دیجیتال و نوآوری پایدار را معرفی میکند. اینکه چگونه فناوریهای دیجیتال نوظهور از جمله هوش مصنوعی، بلاکچین و اینترنت اشیا، با ایفای نقش به عنوان توانمندسازهای استراتژیک، گذارهای پایداری را هدایت میکنند. اکوسیستم پایداری دیجیتال بر همکاری چندذینفعی، حلقههای بازخورد تکراری و فرآیندهای سازگار برای رفع شکافها در مدلهای موجود تأکید میکند و تحول دیجیتال را به عنوان یک نیروی دگرگونکننده برای بهبود پایداری سیستمی قرار میدهد. این اکوسیستم بر تابآوری سازمانی و همکاری ذینفعان به عنوان محوری برای دستیابی به اهداف پایدار تأکید میکند. متخصصان میتوانند از هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و بلاکچین برای افزایش بهینهسازی منابع و تقویت اکوسیستمهای نوآوری مبتنی بر پایداری استفاده کنند. سیاستگذاران و سازمانها تشویق میشوند که استراتژیهای دیجیتال را با الزامات پایداری ترکیب کنند و بر رهبری تطبیقی، همسویی نظارتی و مشارکت چندذینفعی تأکید کنند. این چارچوب با گنجاندن حلقههای بازخورد پویا و سازگاری سیستمی، پایهای برای پیشبرد تحقیقات دانشگاهی و اجرای عملی ایجاد میکند. ابزارهایی مانند هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و بلاکچین بهرهوری عملیاتی را افزایش داده و فرآیندهای خلق ارزش را اساساً بازتعریف میکنند. همزمان فوریت جهانی برای نوآوری پایدار، به دلیل نیاز به مبارزه با تخریب محیط زیست، کمبود منابع و نابرابریهای اجتماعی، تشدید شده است. این نیروهای دوگانه، تحول دیجیتال و نوآوری پایدار، پتانسیل همافزایی عمیقی را ارائه میدهند اما نقطه تلاقی آنها هنوز کشف نشده است. با وجود پیشرفتها، درک جامعی از چگونگی عملکرد تحول دیجیتال به عنوان کاتالیزوری برای نوآوری پایدار هنوز وجود ندارد. ادغام تحول دیجیتال با اهداف پایداری، چالشهای قابل توجهی را به همراه دارد. چارچوبهای موجود اغلب در ایجاد تعادل جامع بین سودآوری، نظارت بر محیط زیست و مسئولیت اجتماعی، با شکست مواجه میشوند. این پراکندگی، نیاز به چارچوبهای جامع و یکپارچه برای همسوسازی اهداف پایداری با فرآیندهای تحول دیجیتال را نشان میدهد. البته تلاقی تحول دیجیتال و نوآوری پایدار نیاز به بررسی بیشتر دارد. در درجه اول به مکانیسمهای فردی مانند بهینهسازی منابع و کاهش ضایعات میپردازند. برای پیشبرد درک در این زمینه، ضروری است که به جای مشاهده جداگانه آنها، تعامل سیستمی بین این حوزهها را در نظر بگیریم. این مطالعه در پی آن است که با ایجاد یک چارچوب مفهومی، اکوسیستم پایداری دیجیتال که شکاف وابستگیهای متقابل و همافزاییهای بین تحول دیجیتال و نوآوری پایدار را روشن میکند، بپردازد پیچیدگیهای گذارهای پایداری را از طریق ابعاد کلیدی فناوری، سازمانی، محیطی و اجتماعی به تصویر میکشد و در عین حال بر سازوکارهایی مانند افزایش بهرهوری، غیرمادیسازی، توانمندسازی اقتصاد چرخشی، شتاب نوآوری و همکاری دیجیتال تأکید میکند. این چارچوب بر نقش تعاملات سیستمی در تقویت نوآوری زیستمحیطی، بهینهسازی استفاده از منابع و افزایش سازگاری با تقاضاهای متغیر محیطی و بازار تأکید میکند. در این زمینه، «اکوسیستم» به روابط پویا و وابسته بین فناوریهای دیجیتال، فرآیندهای سازمانی، محیطهای طبیعی و ساختارهای اجتماعی-اقتصادی اشاره دارد. این تعاملات یک سیستم یکپارچه را تشکیل میدهند که بهینهسازی منابع، نوآوری و تابآوری را ارتقا میدهد.




