مِهردخت میرزایی- در ماههای اخیر و همزمان با تشدید تنشها و درگیریهای نظامی میان ایران، آمریکا و اسرائیل، اقتصاد ایران وارد یکی از پیچیدهترین و شکنندهترین دورههای خود شده است.
اگرچه اقتصاد کشور پیش از آغاز جنگ نیز، زیر فشار تحریمهای گسترده، رکود طولانیمدت و سیاستهای داخلی ناکارآمد قرار داشت، اما وقوع جنگ این فشارها را چند برابر کرد و بسیاری از کسبوکارها را به مرز تعطیلی کشاند. از یک سو، محدودیتهای ناشی از شرایط جنگ؛ از تعطیلی بورس گرفته تا توقف پروازها و رکود در صنعت گردشگری و… ضربههای مستقیم و فوری به بدنه اقتصادی وارد کردهاند، و از سوی دیگر، تصمیماتی مانند قطع اینترنت بینالملل و ضعف زیرساختهای داخلی نیز، شمار زیادی از کسبوکارهای دیجیتال، خدمات آنلاین و کسبوکارهای وابسته به فضای مجازی را از چرخه فعالیت خارج کردهاند.
در چنین شرایطی، بازار کار ایران بیش از پیش، وضعیت بحرانی پیدا کرده و این موضوع تا جایی پیش رفته است که شاهد توقف و تعطیلی برخی از کسبوکارها هستیم و نشانههای یک موج سنگین تعدیل نیرو در سراسر کشور مشاهده میشود؛ بهگونهای که براساس مشاهدات میدانی برخی از کارشناسان، برخی مشاغل تا مرز صد درصد تعدیل نیرو پیش رفتهاند و بسیاری از بنگاههای کوچک و متوسط که ستون فقرات اقتصاد هر کشوری محسوب میشوند به دلیل نبود تابآوری مالی، در برابر این شوکهای مداوم دوام نیاوردهاند و در آستانه تعطیلی کامل یا کاهش شدید نیرو قرار دارند. همزمان، صنایع بزرگتر مانند فولاد، گردشگری، حملونقل، نهادهای مالی و… با آسیبهای عمیق مواجه شدهاند و چشمانداز کوتاهمدت برای احیای آنها چندان امیدوارکننده نیست.
ادامهدار شدن وضعیت جنگی و نبود چشمانداز مشخص از آینده و شرایط فعلی، باعث شده است که اقتصاد کشور حالتی شبیه به بقای حداقلی به خود بگیرد؛ همانگونه که یک موجود زنده در شرایط نامعلوم، انرژی مصرفی خود را به حداقل میرساند، کسبوکارها نیز هزینههای خود را کاهش دادهاند و با تعدیل گسترده نیرو تلاش میکنند صرفاً زنده بمانند، در حالی که هیچیک از نسخههای قدیمی همچون؛ تسهیلات بانکی و بستههای حمایتی نمیتوانند این زخمهای عمیق را التیام دهند و واقعیت این است که اقتصاد ایران با خطر فروپاشی بخش مهمی از کسبوکارهای کوچک و متوسط مواجه است؛ بخشهایی که نبود آنها میتواند تبعاتی بسیار جدیتر از تعطیلی یک بنگاه بزرگ به همراه داشته باشد.
«مجتبی سلطانی»، کارشناس اقتصادی درمورد تأثیر جنگ بر اقتصاد کشور و کسبوکارها میگوید: «با توجه به اتفاقهایی که در این مدت رخ داده است، نه تنها رکود ناشی از جنگ بلکه رکود موجود در اقتصاد کشور را داشتهایم که به دلیل تحریم اتفاق افتاده بودند و با یک سری خودتحریمی و تصمیماتی از سوی برخی از مسئولان کشور نیز، روبرو بودهایم؛ مانند قطعی اینترنت بینالملل که با وجود اطلاع نداشتن احتمالی ما از ابعاد دیگرش، امّا همه آنها در کنار یکدیگر چنین نتایج و تبعاتی را به همراه داشتهاند.»
سلطانی ادامه میدهد: «بعد از عید نوروز، متوجه شدهایم که در برخی از مشاغل حتی تا صد در صد، تعدیل نیرو انجام شده و برخی از کسب و کارها مثل آن دسته که مبتنی بر اینترنت بینالملل و فضای مجازی بودهاند به طور کامل ازبین رفتهاند. چون نتوانستند خودشان را با شرایط جدید تطبیق دهند و بعضی دیگر از کسب و کارها نیز، به خاطر شرایط جنگی با مشکلاتی روبرو شدهاند که میتوان به کسبوکارهایی چون؛ بورس، آژانسهای هواپیمایی و… اشاره کرد. به طور مثال؛ تعطیلی بورس به خاطر شرایط جنگی باعث شده است که برخی از نهادهای مالی با مشکلاتی روبرو شوند و یا مشاغلی که آسیب بیشتری به آنها وارد شده با تعدیل نیروی گستردهتری همراه باشند.»
این کارشناس اقتصادی میگوید: «آستانه تابآوری اقتصاد ایران این طور نبوده است که مشاغل آسیبدیده بتوانند حتی برای یکی دو ماه با این موضوع کنار آمده و دوام بیاورند؛ مگر شرکتهای بزرگی که تابآوری بیشتری داشته و یا وابستگی و رانت انرژی داشتهاند؛ چراکه میتوانستند از این محل بهرهبرداری کنند. امّا متأسفانه در حال حاضر، بقیه مشاغل شرایط خوبی ندارند و مطالعات میدانی بنده هم، نشان میدهد که بسیاری از کسب و کارها در آستانه تصمیمگیری برای تعطیلی یا تعدیل نیروی گستردهتر هستند.»
سلطانی با اشاره به کسبوکارهایی که به دلیل شرایط جنگی، آسیب بیشتری متحمل شدهاند، میافزاید: «متأسفانه، گردشگری جزء صنایعی بوده که بیشترین آسیب به آن وارد شده است و اگرچه از بازه زمانی کاری خود در ایام نوروز با وجود مشکلات عبور کرده است، امّا عمق فاجعه از این به بعد برای آنها مشخص میشود و حمل و نقل از دیگر صنایعی است که با این مشکلات دست و پنجه نرم کرده؛ به طوریکه آژانسهای هواپیمایی عملاً تعطیل شدهاند و محصولی برای ارائه ندارند.»
این کارشناس اقتصادی عنوان میکند: «صنعت و نهادهای مالی و مشاغل وابسته به آن، از دیگرکسب و کارهایی هستند که آسیب گستردهای به آنها وارد شده است و از دیگر مواردی که میتوان به آنها اشاره کرد، کسب و کارهایی هستند که فروش آنلاین داشتهاند؛ یعنی فروشگاههای اینترنتی که خیلی بزرگ و برند نیستند که فروش آنها مبتنی بر سایت باشد و آنها صرفاً از طریق فضای مجازی فروش داشتهاند و در جریان این مشکلات، کار آنها نیز، متوقف شده است و دیگر کسب و کارها نیز، به خاطر رکود عمیقی که وجود دارد و اقتصاد به حالت بقا رفته است بخشی از سهم بازار خود را ازدست دادهاند.»
سلطانی تأکید میکند: «اگر شرایط کشور به گونهای باشد که وضعیت فعلی ادامهدار باشد مکانیزم آن شبیه به موجود زنده خواهد بود. چون اگر مثلاً انسان بداند چند روز زنده است و غذا به او میرسد بدون شک، با یک برنامهریزی و کاهش مصرف و صرفهجویی انرژی، تاب میآورد، امّا اگر نداند قرار است چه زمانی غذا به او برسد بدنش در گام اول، فعالیت خود را به صفر نزدیک میکند. چون میخواهد بقا داشته باشد و زنده بماند و کسب و کارها هم، به همین شکل هستند و متأسفانه، سعی میکنند که در شرایط اینچنینی، نیروهای خود را به شدت کاهش دهند و این موضوع حتی برای دوباره راهاندازی کسب و کارشان مشکلاتی به وجود خواهد آورد؛ به طوریکه فارغ از تعدیل نیروها، چندین ماه طول میکشد که کسب و کارها بتوانند دوباره به بازسازی خود بپردازند.»
این کارشناس اقتصادی میگوید: «متأسفانه، از طرف برخی از مسئولان درمورد قطعی اینترنت بینالملل و ضعف اینترنت داخلی، قصور وجود دارد؛ چراکه آسیب گسترده خودخواستهای به اقتصاد ایران وارد کردهاند و حتی اگر برای امنیت و یا موارد دیگری، این تصمیمات اتخاذ شدهاند امیدوارم ارزشش را داشته باشد. چون با قطعی اینترنت به کسب و کارها آسیب وارد کردهاند و در این میان، باید توجه کرد که راهکارهای قدیمی نمیتوانند نجاتدهنده اقتصاد ایران باشند و دلیلش این است که وقتی درمورد موارد اینچنینی و آسیب به کسب و کارها با مدیران کشور صحبت میشود، از درنظر گرفتن تسهیلات برای بنگاهها میگویند، امّا هیچ یک از این موارد به بنگاههای کوچک نمیرسند. زیرا مواردی چون؛ ضمانت، کاغذبازیهای بانکی و… مطرح میشوند که معمولاً کسب و کارهای کوچک نمیتوانند از عهده آنها بر بیایند و در نتیجه، همیشه این کسب و کارهای کوچک هستند که در چنین شرایطی حذف میشوند و هر قدر کسبوکارهای خانوادگی و محلی با آسیب همراه شوند در اقتصاد شاهد شرایط بحرانیتری خواهیم بود و متأسفانه، آسیب به یک بنگاه بزرگ این موضوع را تشدید میکند.»
سلطانی ادامه میدهد: «اگر بنگاههای کوچک اقتصادی نتوانند بزرگ شوند و رشد کنند با یک اتفاق مثل حمله به «فولاد مبارکه اصفهان»، این کسب و کارهای کوچک هم نمیتوانند بقای خود را ادامه دهند و اقتصاد کشور از چند منظر تحت فشار قرار میگیرد که بخشی از آن؛ خودخواسته و بخش دیگر هم، ناشی از جنگ است.»




