علیرضا پورعلی- کارشناس ارشد حقوق: کرامت، تنها یک فضیلت اخلاقی یا احساس شخصی نیست، بلکه یک اصل بنیادی است که روابط انسانی را شکل میدهد و پایهو اساسی برای حل تعارضها محسوب میشود. در منطق حقوقی، کرامت زمانی معنا پیدا میکند که بهعنوان قسمتی اساسی از انسانیت شناخته شود، چیزی که وابسته به ثروت، قدرت، یا موفقیت نیست، بلکه صفتی است ذاتی و غیرقابلسلب. لذا، هر رفتاری که به تحقیر، برچسبزنی، طرد یا نادیدهگرفتن انسانها انجامد، فقط یک خطای اخلاقی نیست، بلکه میتواند نقض یکی از اصول بنیادین شخصیت انسانی باشد. این مسئله نهتنها درباره افراد، بلکه در سطح جمعی و ملی نیز صادق است. ملتها، بهعنوان مجموعهای از انسانها با هویت، تاریخ و آرمانهای مشترک، حامل نوعی کرامت جمعی هستند. اغلب، رنج یک ملت از جایی آغاز میشود که شأن و هویت آنها در تعاملات سیاسی، اجتماعی یا بینالمللی نادیده گرفته میشود. در گفتمان های سیاسی، رهبران و شخصیتهای برجسته یک کشور یاهدف حملات تروریستی یا حذف فیزیکی قرار میگیرند، این اقدامات بهعنوان تعرض به هویت و امنیت روانی آن ملت نیز تفسیر میشود. چنین اقداماتی، احساس ترس، تحقیر و بیاحترامی نسبت به شأن و کرامت آن ملت را تقویت میکند و از طرفی نوعی ضربه عمیق بر هویت جمعی است. در جنگ های تحمیلی آمریکا علیه منافع ایران علاوه بر اقدامات نظامی، توهینهای گاهوبیگاه ترامپ به عنوان یک مقام رسمی در سطح جهانی، با توصیف های تحقیرآمیز مردم ایران رایک ملت دیوانه یا تروریست میخواند.، او از این سطح هم بالاتر رفته و تهدید میکند که کشور ایران را به عصر حجر بازمی گرداند. این نوع ادبیات، فقط یک سخنرانی سیاسی نیست، بلکه تهاجمی است که در قالب برچسبزنی و تحقیر جمعی، بهطور مستقیم بر هویت و حیثیت فرهنگی و ملی تأثیر میگذارد. این رفتارها، قدرت زبان را نشان می دهد که چگونه قادر است بهعنوان وسیلهای برای تخریب و بیاعتنایی به شأن انسانی جمعی به کار رود. ترامپ نقض کرامت ملت ایران را فقط در قالب تهدید و تحقیر در کلام خدشه دار نمی کند. او با اقدامات عملی و خشونتآمیز از جمله، ترور رهبر و شخصیتهای برجسته ایران، به هویت و آرامش روانی جامعه آسیب می زند. در عرصه حقوق، اهمیت این موضوع در آن است که کرامت انسانی، حقیقتی ذاتی و مستقل است. همین اصل، پایهای برای حقوق مردم و مطالبات آنها محسوب می شود. حقوق فقط برای جبران خسارتهای مالی نیست؛ بلکه در قالب حمایتهای معنوی، منع رفتارهای تحقیرآمیز و تضمینهایی برای حفظ شأن و کرامت انسانها و ملتهاست که این حقوق معنا مییابد. در نتیجه، کرامت باید همیشه بهعنوان شاخصی برای مشروعیت رفتارهای فردی، جمعی و دولتی در نظر گرفته شود. در فرایندهای حل اختلاف و صلح، اگر مذاکرهکنندگان و سیاستمداران، بهجای توسل به تحقیر، برچسبزنی یا تهدید، بتوانند زبان احترام و احترام متقابل را انتخاب کنند، آنگاه است که میتوان امید داشت اختلافات به راهحلهای پایدار و مشروع منجر شوند. حل منازعات، باید بر محور احترام انسانی و حفظ شأن همه طرفها باشد. بهعبارتی، در هر مذاکره و گفتگو، باید این اصل رعایت شود که هیچ کس بدون احترام به کرامت انسانی، حقی ندارد که مورد نادیدهگرفته یا تهدید قرار گیرد. هرجا زبان تهدید، تحقیر و حذف جایگزین احترام و گفتگوی انسانی شود، نهتنها کرامت انسانی حفظ نخواهد شد، بلکه پایههای یک جامعه انسانی سالم و صلاحدوست سست میشود. بنابراین، در شرایطی که اهانتهای صریح در عرصه عمومی، سیاسی یا بینالمللی از طرف آمریکامطرح میشود، نقش مهمی بر عهده کنشگران، و بهخصوص، مذاکرهکنندگان صلح است که کرامت انسانی ملت ایران را بهعنوان یک معیار عملی برای داوری و تصمیمگیری در نظر بگیرند؛ معیاری که در نبود آن، هر نظام حقوقی و اجتماعی نمیتواند ادعای حمایت واقعی از شخصیت و هویت ملتها را داشته باشد.




