هیوا زارعی- در حالی که فعالسازی اسنپبک در مهرماه ۱۴۰۴ بهطور جدی روی میز قدرتهای جهانی قرار گرفته، مقامات کشور همچنان اعلام میکنند که این مکانیسم تأثیر چندانی بر اقتصاد کشور نخواهد داشت. اما شواهد تاریخی و دادههای کنونی اقتصاد ایران نشان میدهد که این خوشبینی بیش از حد است و نمیتوان از پیامدهای واقعی آن چشمپوشی کرد. اقتصاد ایران امروز شکنندهتر از هر زمان دیگری است و بازگشت تحریمها میتواند پیامدهای عمیقی بر نفت، ارز، تورم، بورس، بودجه و سرمایهگذاری داشته باشد.
به گزارش «نقش اقتصاد»، در حالی که تقویم به مهرماه ۱۴۰۴ نزدیک میشود، بازگشت اسنپ بک در توافق هستهای، همچون شمشیری بر فراز سر اقتصاد ایران آویخته شده است. مسئولان کشور، از رئیسجمهور تا مقامات اقتصادی، تأکید دارند که این مکانیسم، که تحریمهای سازمان ملل را بازمیگرداند، تأثیری “کم و محدود” خواهد داشت و بیشتر جنبه روانی دارد.
اما آیا این ادعاها با واقعیتهای میدانی همخوانی دارد؟ وقتی نرخ دلار در بازارهای غیررسمی نوسان میکند و فعالان اقتصادی از انزوای بیشتر بانکی هراس دارند، سؤال این است: آیا این مکانیسم واقعاً بیتأثیر است یا زنگ خطری برای تشدید بحرانهای موجود؟ در این گزارش، به بررسی ابعاد مختلف این مسئله میپردازیم، بدون آنکه به قضاوت نهایی برسیم.
نفت؛ ستون شکننده اقتصاد
مقامهای رسمی بر این نکته تأکید میکنند که نفت ایران مشتری خود را دارد و تحریم جدید تأثیر مهمی بر فروش آن نخواهد گذاشت. واقعیت اما متفاوت است. صادرات نفت ایران امروز به حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز رسیده که ۹۰ درصد آن به چین میرود. حتی اگر جریان فروش ادامه پیدا کند، بازگشت تحریمها هزینههای انتقال را بین ۲۰ تا ۳۰ درصد افزایش خواهد داد و فشار بر بیمه و خدمات مالی حملونقل به شدت بالاتر خواهد رفت. این یعنی درآمد نفتی ایران نهتنها کاهش مییابد، بلکه هزینههای مرتبط با انتقال و وصول پول، سود واقعی دولت را محدود میکند.
تجربه تاریخی نشان میدهد که محدود شدن صادرات نفت در سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲ درآمد ارزی کشور را ۳۰ تا ۴۰ میلیارد دلار کاهش داد و تولید ناخالص داخلی را دو تا سه درصد کوچک کرد. حتی امروز که صادرات نفت کمتر است، کاهش هر ۲۰ تا ۳۰ درصدی میتواند آسیب مشابهی به بودجه و منابع ارزی وارد کند. مسئولان وقتی میگویند «تأثیر چندانی ندارد»، نادیده گرفتن همین هزینههای پنهان و اثر تجمعی بر اقتصاد است.
دلار؛ بازار بیوقفه و واکنش سریع
بازار ارز در ایران همیشه جلوتر از سیاست عمل کرده است. فعال شدن اسنپبک، حتی پیش از اعمال واقعی، انتظارات را تغییر میدهد و باعث میشود تقاضا برای دلار افزایش یابد. نرخ ارز در بازار آزاد هماکنون در کانال ۱۰۵ هزار تومان است و پیشبینی میشود با کاهش درآمدهای نفتی، فشار تقاضا برای دلار افزایش یابد و نرخ تا ۱۴۰ هزار تومان هم بالا رود. این جهش نهتنها تورم کالاهای وارداتی را افزایش میدهد، بلکه اثر روانی قابل توجهی بر بازار دارد که به افزایش قیمت کالاهای داخلی نیز منجر میشود.
تجربه تحریمهای ۲۰۱۸ نشان داد که بازار ارز به سرعت به کوچکترین نشانههای محدودیت واکنش نشان میدهد. وقتی مردم و فعالان اقتصادی باور کنند که درآمد ارزی کشور کاهش مییابد، حتی تزریق ارز توسط بانک مرکزی هم نمیتواند جلوی جهش بازار آزاد را بگیرد. این نشان میدهد که ادعای مسئولان درباره اثر «اندک» اسنپبک، واقعیت روانی و اقتصادی بازار را نادیده گرفته است.
تورم؛ دشمنی که همیشه بازمیگردد
رابطه تورم و تحریم در اقتصاد ایران یک اصل است و هر فشار خارجی بر درآمدهای ارزی به سرعت در افزایش قیمتها منعکس میشود. امروز تورم رسمی بیش از ۴۲ درصد است و در برخی اقلام به بالای ۶۰ درصد رسیده است. بازگشت تحریمها باعث کاهش عرضه ارز و بالا رفتن هزینه واردات مواد اولیه خواهد شد که به نوبه خود تورم عمومی را تشدید میکند.
این وضعیت خطرناکتر از همیشه است زیرا سطح قیمتها از قبل بالا رفته و جامعه کمتر توان تحمل موج تازه گرانی را دارد. سیاستهای گذشته مانند چاپ پول یا استقراض برای جبران کسری بودجه چرخه تورمی را تقویت کردهاند. بنابراین اثر واقعی اسنپبک بر تورم ممکن است به مراتب بیشتر از آن چیزی باشد که مقامات اعلام میکنند.
بورس؛ آینهی بیاعتمادی سرمایه
بازار سرمایه سریعترین پاسخدهنده به تحولات بینالمللی است. با نزدیک شدن موعد فعالسازی اسنپبک، شاخص کل بورس تهران سقوطهای شدیدی را تجربه کرده است. سرمایهگذاران خرد که شاهد نوسانات دلار و تورم هستند، ترجیح میدهند منابع خود را به سمت داراییهای امنتری مانند ارز، طلا یا ملک منتقل کنند.
این خروج سرمایه از بورس، تولید داخلی و سرمایه در گردش شرکتها را تحت فشار قرار میدهد. با کاهش منابع مالی، صنایع توانایی اجرای پروژهها را از دست میدهند و رکود اقتصادی عمیقتر میشود. بنابراین ادعای مسئولان که «اسنپبک تأثیر زیادی ندارد» با واکنش بازار و رفتار واقعی سرمایهگذاران همخوانی ندارد
بودجه؛ پایهای روی آب
دولت ایران هنوز بخش عمدهای از منابع خود را از فروش نفت تأمین میکند. بازگشت تحریمها، کاهش صادرات و افزایش هزینههای انتقال درآمد، فشار مضاعفی بر بودجه وارد خواهد کرد. در چنین شرایطی دولت با دو گزینه روبهروست؛ کاهش هزینهها یا چاپ پول برای جبران کسری و هر دو گزینه پیامدهای تورمی و محدودیت در توان مالی بخشهای مختلف اقتصادی را به همراه دارد.
وابستگی به نفت، ضعف نظام بانکی و فساد اداری مشکلات داخلی هستند که اثر تحریمها را تشدید میکنند. حتی اگر درآمد نفتی حفظ شود، کاهش حاشیه سود و هزینههای جانبی باعث محدود شدن منابع واقعی دولت خواهد شد.
سرمایهگذاری خارجی؛ امیدی که محو شد
یکی از پیامهای اسنپبک به جهان، افزایش ریسک سرمایهگذاری در ایران است. حتی در سالهای برجام، سرمایهگذاری خارجی کمتر از یک میلیارد دلار بود و بازگشت تحریمها عملاً این رقم را به صفر نزدیک میکند. بدون سرمایه خارجی، پروژههای صنعتی و نفتی متوقف میشوند و فناوری و ظرفیت تولیدی جدید وارد کشور نمیشود. این وضعیت اقتصاد را به سمت رکود و افزایش هزینهها هدایت میکند همان چیزی که مسئولان کمتر به آن اشاره میکنند.
چرا ادعای مسئولان درست نیست
مسئولان میگویند فعال شدن اسنپبک تأثیر زیادی روی اقتصاد ندارد، اما واقعیت چیز دیگری است. اقتصاد ایران امروز شکننده است و تحمل فشارهای تازه را ندارد. هزینههای پنهانی مثل بیمه نفتکشها، حملونقل و مشکلات بانکی باعث میشود درآمد واقعی نفت کمتر شود. بازارها به خبرها و انتظارات واکنش سریع نشان میدهند و حتی اگر تحریمها قبلاً هم بوده باشند، مردم و شرکتها ممکن است سرمایه و پول خود را جابهجا کنند. مشکلات داخلی مانند وابستگی زیاد بودجه به نفت و ضعف بانکها اثر تحریمها را شدیدتر میکند. به عبارت ساده، حتی اگر اسنپبک مشابه تحریمهای قبلی باشد، فشار تازهای به قیمتها، بودجه و سرمایهگذاری وارد میکند و اقتصاد نمیتواند بدون مشکل از آن عبور کند.
پرسشی که بیپاسخ مانده
اگر اسنپبک اثر چندانی ندارد، پس چرا دلار بالا میرود، بورس سقوط میکند و هزینه واردات مواد اولیه افزایش مییابد؟ پاسخ ساده است؛ اقتصاد ایران حساسیت بالایی به اخبار و تحولات بینالمللی پیدا کرده و هر تصمیم تازهای، حتی تکراری، توان تخریب قابل توجهی دارد. سادهنمایی واقعیت و کاهش آن به «تأثیر کم» تنها باعث میشود جامعه و فعالان اقتصادی آمادگی لازم برای مدیریت بحران را نداشته باشند.




