نعیم نوربخش: ایران در برههای حساس از نظر جمعیتی قرار دارد؛ دورانی که دولت و مجلس با شعارهای پرطم طراق بر اهمیت افزایش نرخ فرزندآوری تأکید میکنند اما در عمل، خانوادههای ایرانی برای نگهداری از همین کودکان نیز با یک بحران اقتصادی کمرشکن دست و پنجه نرم میکنند.
اکنون «نقش اقتصاد» در این گزارش تحلیلی با ادغام دادههای میدانی منتشر شده در رسانهها و یافتههای جدید سیاستگذاری دولتی، به بررسی دو جبهه نبرد اقتصادی خانوارها میپردازد: بحران سرسام آور هزینه های پوشک و شیرخشک و مقایسه آن با تلاطم های ساختاری بازار، تا عمق تضاد میان وعده های حمایتی و واقعیت معیشتی نمایان شود.
به گزارش «نقش اقتصاد»، حقیقت تلخ اقتصاد خانوار امروز ایران این است که نگهداری از یک نوزاد، از یک نعمت بزرگ خانوادگی به یک پروژه اقتصادی پرهزینه تبدیل شده است. بر اساس گزارشهای معتبر، هزینه ماهیانه حداقلی یک نوزاد اکنون به راحتی بین 4 تا 7 میلیون تومان در نوسان است و این رقم در کلانشهرها به مرز 10 میلیون تومان نزدیک میشود. این هزینهها عمدتاً متوجه دو قلم کالای اساسی است: پوشک و شیرخشک.
قفسههای نیمهخالی، قیمتهای سر به فلک کشیده
مشاهدات میدانی بهویژه در بازار پوشک، تصویری نگرانکننده ترسیم میکند. قیمت بسته های پوشک با رشد چند برابری، در برخی موارد – بسته های کوچکتر- از مرز یک میلیون تومان نیز گذشته است. والدین با اعلام نگرانی خود از افزایش ناگهانی قیمتها، از کاهش کیفیت محصولات داخلی و حتی ظهور عوارض پوستی جدید در نوزادان به دلیل استفاده از پوشکهای ارزانتر یا بیکیفیت گلایه دارند. در کنار گرانی پوشک، بازار شیرخشک نیز دچار چالش مضاعفی شده است. گزارشها حاکی از کمبود شدید شیرخشک در برخی مقاطع است. این کمبود که ریشه در محدودیتهای ارزی برای واردات مواد اولیه، تولید داخلی ناکافی و مشکلاتی نظیر تأخیر در پرداخت معوقات بیمهای به داروخانهها دارد، اضطراب والدین را دوچندان میکند. وقتی کالایی حیاتی برای بقا و سلامت نوزاد کمیاب میشود، بازار سیاه و سفتهبازی اجتنابناپذیر است.
ریشهیابی بحران: از وابستگی 80 درصدی تا نظارت گمشده
این بحران زنجیرهای ریشه در ساختارهای اقتصادی و نظارتی مختل دارد. تحلیلها نشان میدهد که بازار پوشک به شدت به واردات مواد اولیه وابسته است؛ وابستگیای که حدود 70 تا 80 درصد برآورد میشود. این اتکای بالا به ارز، نوسانات نرخ ارز و مشکلات تخصیص ارز را مستقیماً به قیمت نهایی محصول پیوند میزند. در کنار آن، افزایش هزینه حملونقل و اختلالات در زنجیره توزیع، حلقه را تنگتر کرده است. از منظر نظارتی، انتقادات فراوانی متوجه نهادهای مسئول است. وزارتخانههای صمت، بهداشت، رفاه و سازمانهای حمایت از مصرفکننده و تعزیرات حکومتی به دلیل نظارت ناکافی و رها کردن بازار به حال خود، مورد سرزنش قرار گرفتهاند. عدم قیمتگذاری هوشمند و نظارت مستمر، عملاً اجازه داده است تا افزایش هزینههای تولید به شکلی افسارگسیخته به مصرفکننده نهایی منتقل شود.
تضاد ساختاری: خودرو در برابر پوشک
برای درک بهتر عمق بحران، باید این وضعیت را در کنار یک بازار مهم دیگر یعنی بازار خودرو قرار داد. بازار خودرو که نمادی از کالای سرمایهای و لوکس قلمداد میشود، همواره تحت تأثیر سیاستهای قیمتگذاری دستوری یا مداخله مستقیم دولت بوده است. در مقابل، پوشک و شیرخشک کالاهای مصرفی و حیاتی هستند که تأثیر مستقیم بر سلامت جامعه دارند اما سیاستگذاریها در این دو حوزه کاملاً متضاد است: در بازار خودرو، تلاش برای کنترل شدید قیمتها از طریق قیمتگذاری کارخانهای، که منجر به ایجاد رانت عظیم و بازار ثانویه پرنوسان شده است. در بازار ملزومات نوزاد، رها کردن بازار بهبهانه حمایت از تولید داخلی، که نتیجه آن تبدیل شدن کالای مصرفی ضروری به کالایی با قیمت سرمایهای (پوشک میلیونی) است. این تضاد نشان میدهد که نگاه سیاستگذار به «کالای ضروری» و «کالای سرمایهای» دچار یک سوءتفاهم ساختاری است. خانوادهای که باید حداقل 10 میلیون تومان در ماه برای نوزادش هزینه کند، از نظر دولت در دهکهای بالای درآمدی قرار نمیگیرد اما آن کسی که خودروی لوکس میخرد، به دلیل معیارهای اعلامی، همچنان ممکن است یارانه دریافت کند.
پیامدهای پنهان: از سلامت نوزاد تا فرسایش روانی خانواده
به گزارش «نقش اقتصاد»، پیامدهای این سونامی هزینهها فراتر از کسری بودجه ماهانه است. این فشار اقتصادی سه پیامد مهم دارد:
-فشار بر سلامت نوزاد: همانطور که ذکر شد، والدین مجبورند کیفیت را فدای کمیت کنند. کاهش دفعات تعویض پوشک یا استفاده از شیرخشکهای ارزانتر، مستقیماً بر سلامت و رشد نوزاد تأثیر میگذارد.
-حذف خانوادههای کمدرآمد: این وضعیت، فشار مضاعفی بر خانوادههای کمدرآمد وارد میکند و میتواند بهطور ناخواسته، یکی از عوامل بازدارنده در تصمیمگیری برای فرزندآوری در دهکهای پایین باشد.
-فرسایش روانی والدین: در شرایطی که والدین باید دغدغه تربیت و پرورش را داشته باشند، درگیر جنگ دائمی برای تأمین یک بسته پوشک یا قوطی شیرخشک میشوند؛ این امر به فرسایش روانی و کاهش کیفیت زندگی خانوادگی منجر میگردد.
راهحلهای روی میز: از یارانه ناکافی تا وعدههای جدید
دولت برای مقابله با این وضعیت، طرحهایی را مطرح کرده است که ارزیابی آنها در مقابل هزینههای واقعی، ضروری است.
- کالابرگ الکترونیکی و یارانههای نقدی: اگرچه طرح کالابرگ الکترونیکی برای حمایت از سبد خانوار تعریف شده و یارانه نقدی به دهکهای 1 تا 7 تعلق میگیرد، اما انتقاد اصلی این است که سقف یارانههای فعلی (مجموعاً حدود 600 هزار تومان در گزارشهای اولیه) حتی 10 درصد از هزینه ماهیانه نوزاد (4 تا 10 میلیون تومان) را پوشش نمیدهد. این کمکها بیشتر تسکینی موقت بر کل سبد خانوار است تا یک راهکار هدفمند برای بحران نوزاد.
- سهمیهبندی شیرخشک: در برههای، شاهد سهمیهبندی شیرخشک یارانهای (حداکثر 10 قوطی در ماه برای هر نوزاد) بودیم که خود نشاندهنده عمق مشکل در زنجیره تأمین است.
- امید جدید؛ کارت امید مادر: بر اساس آخرین تحولات، دولت از طرح «کارت امید مادر» خبر داده است که از ابتدای فروردین 1405 اجرا خواهد شد. این طرح برای مادران دارای فرزند متولد شده از 1405 به بعد، ماهانه 2 میلیون تومان اعتبار کالابرگ در نظر میگیرد که پوشک کودک را نیز شامل میشود.
تحلیل طرح امید مادر: دو میلیون در برابر ده میلیون
اجرای این طرح، هرچند گامی رو به جلو در هدفگذاری حمایتی است، اما فاصلهاش با واقعیت همچنان قابل تأمل است. اگر هزینه واقعی نگهداری یک نوزاد تا 10 میلیون تومان برسد، 2 میلیون تومان اعتبار تنها 20 درصد از نیاز این گروه خاص را پوشش میدهد. این امر نشان میدهد که سیاستگذاری هنوز در حوزه حمایتهای هدفمند و متناسب با تورم با چالش اساسی روبروست. دولت باید در تعیین معیار حذف یارانه (بالاتر از 30 میلیون تومان درآمد ماهانه) با دقت بیشتری عمل کند تا اطمینان حاصل شود که خانوادههای تحت فشار، به ویژه آنهایی که با چندین نوزاد دست و پنجه نرم میکنند، از شمول حمایتها خارج نشوند.
نیاز به یک بازنگری جامع
به گزارش «نقش اقتصاد»، بحران قیمت اقلام ضروری نوزادان صرفاً یک مسئله اقتصادی نیست، بلکه یک بحران اجتماعی و سیاستی است که اولویتهای دولت را زیر سؤال میبرد. تا زمانی که نظارت بر زنجیره تولید و توزیع کالا بهویژه کالاهای وارداتی تقویت نشود و سقف حمایتهای دولتی متناسب با تورم واقعی اقلام اساسی خانوادهها (و نه صرفاً سبد عمومی خانوار) تنظیم نگردد، شعار فرزندآوری در تقابل با واقعیت «پوشک میلیونی» شکست خواهد خورد. سیاستگذاران باید بین کنترل دستوری بازار خودرو و رهاسازی بازار نوزاد، یک نقطه تعادل بیابند؛ نقطهای که در آن سلامت و رفاه نوزادان، به قیمت عدم مداخله در اقتصاد، فدای سودجویی نشود.




