شهلا خزایی: بازار خودرو ایران در آغاز اسفند 1404، در یکی از پیچیده ترین شرایط خود طی سالهای اخیر قرار دارد. معاملات کمرمق، نوسانات نرخ ارز و وابستگی مستقیم رفتار بازار به تحولات سیاسی، فضایی از رکود همراه با انتظار را رقم زده است. خریداران مردد مانده اند و فروشندگان نیز از بیم افت قیمتها، تمایلی به عرضه ندارند. نتیجه مجموعه ای از عوامل – از مذاکرات سیاسی تا سیاستهای ارزی – بازاری را پدید آورده که به تعبیر کارشناسان «در حالت تعلیق» است. در چنین شرایطی که نه رشد پرشتاب قیمتها ادامه دارد و نه کاهش محسوسی رخ داده، پرسش اصلی این است که آینده این بازار به کدام سو میرود؟ گفتگوی
«نقش اقتصاد» با دو کارشناس برجسته صنعت خودرو، بابک صدرایی و عماد جعفری، نمایی از دو بُعد متفاوت ماجرا را ترسیم میکند: یکی از دریچه اقتصاد کلان و سیگنالهای سیاسی، دیگری از منظر ساختاری و تاریخی ناکارآمدی صنعت خودروسازی ایران.
رکود شب عید و سایه سنگین متغیرهای سیاسی
به گفته بابک صدرایی، کارشناس صنعت خودرو، رفتار این روزهای بازار نتیجه مستقیم انتظار فعالان نسبت به نتایج مذاکرات و ثبات سیاسی است. او معتقد است بازار اکنون «در حالت مشاهده و تعلیق» است؛ همه در انتظارند ببینند نتیجه گفتگوهای سیاسی چه خواهد شد و بر اساس آن تصمیم بگیرند. به گزارش نقش اقتصاد، به باور وی اگر مذاکرات به نتیجه برسد، احتمالاً بازار تا حدی کاهش قیمت را تجربه میکند ولی در صورت شکست گفتگوها، قیمتها دوباره رو به بالا حرکت خواهند کرد. او این افزایش را در ابتدا «احساسی و روانی» میداند که سپس با رشد نرخ دلار، شدت بیشتری میگیرد: «بازار خودرو همواره از دو متغیر اصلی فرمان میگیرد: اقتصاد و سیاست. کوچکترین تغییر در این دو حوزه میتواند جهت حرکت قیمتها را عوض کند.» صدرایی اضافه میکند که در شرایط فعلی جهش شدید قیمتی در کوتاهمدت بعید است، زیرا بازار در سطوح کنونی قفل شده است. صدرایی در ادامه تأکید میکند که احتمال شکلگیری بازار پررونق شب عید در سال 1404 پایین است. فضای عمومی جامعه و تهدیدهای سیاسی موجب شده بخشی از خریداران عطای خرید را به لقایش ببخشند. به گفته او، بازار پس از هر موج افزایشی تند، معمولاً دچار رکود میشود تا دوباره با تغییر نرخ دلار یا سیاستهای عرضه، جهت تازهای بگیرد: «افزایش عرضه یا واردات میتواند ترمز رشد قیمتها باشد، اما فعلاً نشانهای از ورود گسترده خودروهای جدید به بازار دیده نمیشود.» صدرایی در جمعبندی دیدگاهش تأکید دارد که مسیر آینده بازار در هفتههای آتی، بسته به نتیجه مذاکرات و نرخ دلار رقم میخورد. به اعتقاد او، هر دو عامل در حال حاضر در وضعیت نامعلوم قرار دارند و همین نامعلومی، بزرگترین دشمن تصمیمگیری اقتصادی است.
چهار دهه حمایت بینتیجه؛ مصرفکننده بازنده نهایی
در سوی دیگر ماجرا، عماد جعفری، کارشناس صنعت خودرو، مشکلات بازار را نه صرفاً در نوسانات کنونی، بلکه در ساختار تاریخی صنعت خودرو ایران جستوجو میکند. او صریح میگوید: «ما چهل سال با شعار حمایت از تولید داخل، در حق مردم اجحاف کردیم.» به باور جعفری، نظام حمایتیای که قرار بود موجب شکوفایی خودروسازی شود، عملاً انحصاری به سود دو غول خودروساز کشور – ایرانخودرو و سایپا – ایجاد کرده و کیفیت را به پایینترین سطح ممکن رسانده است. او معتقد است افزایش قیمت دلار تنها بخشی از مشکل است و مسئله اصلی در ساختار معیوب و انحصاری تولید نهفته است: «خودروهای داخلی در حد خودروهای رده چندم چینی هم نیستند. با این حال، قیمتشان میلیاردی است و اقشار کمدرآمد دیگر حتی رؤیای خرید ماشین را هم نمیبینند.» جعفری بر این باور است که دولت با سیاست انتقال ارز از تالار اول به دوم و افزایش 95 درصدی نرخ دلار، عملاً هزینه مواد اولیه و قطعات وارداتی را به شدت بالا برده است. این در حالی است که خودروسازان مدعیاند بیش از 80 درصد تولیدشان داخلی است، اما همچنان قیمت نهایی محصولات خود را متناسب با نرخ جدید دلار تنظیم میکنند. او با صراحت میگوید: «در این شرایط نمیتوان از تولیدکننده خواست قیمت را افزایش ندهد، ولی باید پرسید چرا دولت بستر سوءاستفاده را فراهم کرده است؟»
رانت، دیون و انحصار؛ زنجیرهای که شکسته نمیشود
جعفری ضمن اشاره به دیون دولتی و هزینههای غیرمستقیمی که بر قیمت خودرو تحمیل میشود، دولت را نیز شریک وضع موجود میداند. او میگوید بودجههای برخی دستگاهها از جیب مردم تأمین میشود و مردم نباید هزینه خرید خودروی سازمانی را بپردازند. از دیدگاه وی، جراحی اقتصادی دولت در عمل فشارش را کاملاً بر دوش مصرفکننده گذاشته است زیرا خودروساز افزایشی بیش از هزینه واقعی بر قیمت خودرو میافزاید. این کارشناس همچنین تأکید دارد که تداوم سیاستهای حمایت بیقید و شرط از خودروسازان، راه را بر واردات خودروهای باکیفیت بسته و رقابت را از بین برده است. او یادآوری میکند که از سال 1396 تاکنون، هیچیک از دو خودروساز اصلی کشور طرح فروش اقساطی مؤثری نداشتهاند، در حالی که کیفیت خودروها کاهش و قیمتها افزایش یافته است: «نتیجه چهار دهه دفاع از تولید داخلی، انحصاری است که هم به زیان مردم است و هم به زیان خود صنعت؛ نه نوآوری داریم، نه صادرات رقابتی، و نه رضایت مصرفکننده.»
دو نگاه، یک نتیجه: بازار در بنبست اعتماد
مقایسه دیدگاههای صدرایی و جعفری نشان میدهد که هر دو بر یک نکته تأکید دارند: بیاعتمادی عمومی به پایداری بازار. از نظر صدرایی، این بیاعتمادی ناشی از نوسانات سیاسی و ارزی است؛ از دید جعفری، محصول سالها انحصار و فقدان کیفیت. در هر دو صورت، پیامد برای مردم یکسان است: رکود، ناامیدی و فاصلهگرفتن از بازار. در وضعیتی که قیمتها میلیاردی است و محصول داخلی با استانداردهای بینالمللی فاصله دارد، خریدار ایرانی ناچار است میان «گرانِ بیکیفیت» و «محرومیت از خودرو» یکی را انتخاب کند؛ معادلهای که نه بازار را بهبود میدهد، نه صنعت را نجات میدهد. بازار خودرو ایران امروز در نقطهای ایستاده که هر تصمیم کوتاهمدتی صرفاً نقش مُسکن دارد. مذاکرات سیاسی شاید مسیر چند هفته آینده را تعیین کند، اما آینده صنعت تنها با اصلاح ساختار انحصار، شفافسازی هزینهها، و آزادسازی واقعی رقابت رقم خواهد خورد.




