مرضیه خوشکار-روزنامه نگار: گروه سیاسی: مذاکرات ایران و آمریکا وارد مرحله ای حساس شده و میانجیگران در تلاش هستند تا مذاکرات به نتیجه برسد و سایه جنگ از سر خاورمیانه دور شود.
به گزارش «نقش اقتصاد»، تلاش ها برای ادامه مذاکرات ایران و آمریکا ادامه دارد بطوریکه یک منبع مطلع روز گذشته به رویترز گفت که یک تیم مذاکرهکننده قطری روز جمعه با هماهنگی ایالات متحده وارد تهران شده تا به حصول توافقی برای پایان جنگ با ایران و حل مسائل باقیمانده کمک کند.
همچنین تسنیم در خبری نوشت که پیش از این یک منبع دیپلماتیک در اسلامآباد گفت که فیلد مارشال «سید عاصم منیر» فرمانده ارتش پاکستان عازم جمهوری اسلامی ایران شد.
مهار بحران در جنوب غرب آسیا، ماموریتی است که پاکستان از اواخر فروردین سال جاری و همزمان با توقف حملات آمریکا و رژیم اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران، برای خود تعریف کرده است. ماموریتی که در پی آن، اسلامآباد شاهد یکی از مهمترین گفتگوهای مستقیم و سطح بالا میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا در چهار دهه گذشته بود.
در پی این ماموریت «عاصم منیر» فرمانده ارتش و ژنرال ارشد پاکستانی به تهران سفر و با مقامات ایران گفتگو و تبادلنظر کرد و طی یک هفته گذشته هم «محسن نقوی» وزیر کشور پاکستان در دو سفر، مهمان مقامات ایران بود تا آخرین تبادلنظرها درباره روند مذاکرات تهران و واشنگتن مورد بررسی قرار گیرد.«چرا پروندهای به پیچیدگی مذاکرات ایران و آمریکا، در این مقطع زمانی مورد توجه و اقبال مقامات پاکستانی قرار گرفته» پرسشی است که در پاسخ به آن باید معادلات بسیاری از تاریخ روابط پاکستان با ایران و آمریکا تا الزامات منطقهای و بینالمللی در نظر گرفته شوند.نگرانی اولیه و قطعا اصلی اسلامآباد که انگیزه بنیادین حضور در روند میانجیگری میان ایران و آمریکا است؛ تداوم و گسترش جنگ است. تجاوز نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران و پاسخ تهران به آن در جنگ چهل روزه ثابت کرد که نه فقط ایران که همه منطقه غرب آسیا در آتش این جنگ خواهد سوخت و این تجربه نه فقط برای اسلامآباد که برای بسیاری از پایتختهای منطقه، زنگ هشداری جدی را درباره گسترش دامنه جنگ و بیثباتی به فراتر از مرزهای ایران به صدا درآورده است. کشیده شدن جنگ از خلیج فارس به جنوب آسیا و مرزهای غربی پاکستان، آخرین چیزی است که دولت شهباز شریف با توجه به مجموع درگیریهای خود در شرق با هند، میخواهد.میان ایران و پاکستان، وجود مرزهای طولانی و ناامنیهای موجود در آن، همواره یکی از مسائل چالش برانگیز بوده و اسلامآباد ناامنی بیشتر در این مناطق را خط قرمز خود میداند و در این زمینه نگرانی مشترکی با تهران دارد؛ خطر فعال شدن گروههای تروریستی مسلح در این مناطق. این مرزها، از دیدگاه پاکستان میتواند در صورت گسترش و شدت یافتن جنگ در ایران، سیلی از پناهجویان را به این کشور روانه کند؛ گرچه تجربه دو جنگ اخیر نشان داد که ایرانیان چندان به این گزینه تمایلی نشان نمیدهند اما بسیاری از تحلیلگران معتقدند ارتش پاکستان نگران برهم خوردن توازن نظامی و امنیتی در مرزهای غربی خود با ایران هستند.
جنگ برای پاکستان و دیگر کشورهای منطقه و جهان، تنها در موضوع ناامنی خلاصه نمیشود؛ تاثیرات اقتصادی غیرقابل انکار ناشی از این درگیری در ماههای اخیر به ملموسترین شکل ممکن خود را نشان داده و تقریبا همه کشورهای جهان به شمول پاکستان با این پدیده دست به گریبان هستند. عدم تردد در تنگه هرمز برای پاکستان که نیازمند انرژی خاورمیانه است، شرایط سختی را به وجود آورده است و جهش قیمت نفت اقتصاد پاکستان را که بهشدت وابسته به واردات انرژی است، تحت تاثیر قرار داده و تداوم این ناامنی پروژههای اقتصادی و ترانزیتی اسلامآباد را با کندی محسوسی روبرو کرده است. از این رو حل و فصل بحران برای پاکستان هم اولویت و اهمیت ویژه دارد.
میانجیگری و ارتقا سطح بازی در اسلامآباد
تماشای بازی بازیگران اصلی نظام بینالملل، نشان میدهد که توان نظامی تنها ابزار قدرت نیست و اساسا در تعریف این مفهوم در کنار قدرتی که داشتن سلاح اتمی به یک سرزمین میبخشد، نوع دیگری از قدرت هم در حال ظهور و بروز است که به نظر میرسد پاکستان با درک این مهم در مسیر دستیابی به آن هم قرار دارد؛ قدرت نرم که محصول دیپلماسی و صلحآفرینی است. برای پاکستان به عنوان کشوری که سالها درگیر جنگها و کودتاهای داخلی بوده؛ ارسال تصویری متفاوت از این روند به جهان اهمیتی بسیار دارد.پایگاه تحلیلی Newarab در یادداشتی درباره اهمیت این میانجیگری برای پاکستان مینویسد: «همپوشانی میان دو منطقه خاورمیانه و جنوب آسیا، بهویژه در حوزههای امنیتی و دفاعی، رو به افزایش است و بازآرایی مداوم نقشهای منطقهای را برجسته میکند. در عین حال، این فرآیند نوعی سیالیت راهبردی ایجاد کرده و درباره شکل آینده ساختارهای امنیتی در غرب و جنوب آسیا ابهامهایی به وجود آورده است. در این فضای در حال تحول، میانجیگری پاکستان را میتوان بخشی از تلاش گستردهتر این کشور برای بازتعریف جایگاه خود در شبکه تعاملات منطقهای دانست. نقش میانجی، سازوکاری برای افزایش مشروعیت دیپلماتیک و همزمان گسترش نفوذ بر شکلگیری موازنههای منطقهای فراهم میکند. این رویکرد بهویژه در پی نگرانیهای اسلامآباد از احتمال بازآرایی قدرت به سود اسرائیل فوریت بیشتری یافته؛ تحولی که پیامدهای آن فراتر از خاورمیانه رفته و محیط راهبردی خود پاکستان را نیز دربر میگیرد».پروژهای که به تعبیر بسیاری از تحلیلگران منطقهای از سوی ژنرال عاصم منیر برای پاکستان تعریف شده؛ تلاش خواهد کرد تا نگاهی متفاوت به این کشور را هم در منطقه و هم در جهان ایجاد و اسلامآباد را آرامآرام از زیر سایه نقشهای پیشین خارج سازد و ضمن ارتقای سطح بازی پاکستان در نظام بینالملل او را به کشوری کلیدی در منطقه هم تبدیل کند. بخشی از انگیزه این سناریو را میتوان در اهمیت تداوم رقابت با هند هم دانست؛ جایی که اسلامآباد برای رسیدن به سطح اقتصادی دهلینو با تنگناهای بسیاری ربروست اما میتواند در میدان دیپلماتیک و با پذیرش نقش صلحساز، اعتبار خود را حفظ کرده و ارتقا دهد.از سوی دیگر اسلامآباد در سالهای اخیر تلاش کرده است تا در راهبردی ترکیبی، روابط خود را همزمان با چین، آمریکا، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و ایران گسترش داده و سمت و سوی اقتصادی آن را تقویت کند؛ تلاشی پیچیده که دستیابی به اهداف تعریف شده در آن نیازمند بازنگری در نقشی است که پاکستان پیش از این آن را ایفا میکرده و اکنون نیازمند راهی متفاوتتر از گذشته است.
روابط حسنه همزمان؛ برگ برنده پاکستان
پاکستان با ایران و آمریکا روابطی حسنه اما از دو جنس مختلف دارد؛ با تهران روابطی از نوع تاریخ، فرهنگ و مذهب و با واشنگتن از نوع اقتصاد و امنیت. پاکستان که پس از ایران، بزرگترین جمعیت شیعه جهان را دارد و جامعه شیعیان حدود 20 درصد جمعیت پاکستان را تشکیل میدهد؛ جمعیتی که یکی از مهمترین پارامترهای تاثیرگذار بر انگیزههای دولت اسلامآباد برای حضور و نقشآفرینی در پایان دادن به جنگ میان ایران و آمریکا است. نزدیکی جغرافیایی با ایران، نزدیکی فرهنگی را هم شده و برای ایرانیان و پاکستانیها قرابت زیادی احساس میکنند. این همسایگی برای دو کشور به نوعی از همکاریهای نظامی و امنیتی هم منجر شده و گرچه تهران و اسلامآباد در سطح ظرفیتهای خود همکاری اقتصادی ندارند اما میتوان دو کشور را شریک اقتصادی یکدیگر هم دانست.روابط نزدیک پاکستان با آمریکا که در دوران دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ؛ نزدیکتر شدن آن را شواهد بیشتری گواهی میدهد، عامل مهم دیگری است که توانسته میانجیگری پاکستان را برای هر سه طرف منطقی جلوه دهد. روابط نظامی و امنیتی با آمریکا با نظر ژنرال منیر طی اکنون، رگههای پررنگی از اقتصاد هم در خود میبیند و از این رو برای پاکستان، میانجیگری بین ایران و آمریکا میتواند اعتبار اقتصادی هم به دنبال داشته باشد. تحلیلگران آمریکایی یکی از دلایل موفقیت نسبی پاکستان در تداوم آتشبس میان ایران و آمریکا را اعتماد شخص ترامپ به ژنرال منیر فرمانده ارتش پاکستان ارزیابی میکنند. رابطه نزدیک پاکستان با چین و همزمانی این نزدیکی میان تهران و پکن هم از دیگر برگ برندههای اسلامآباد در این دور از گفتگوها بوده است.موفقیت پاکستان در پروسه میانجیگری پرونده مذاکراتی ایران و آمریکا، به عوامل بسیاری وابسته است که شاید مهمترین آن تثبیت اعتمادی باشد که تهران تاکنون نسبت به همسایه شرقی خود داشته است. این اعتماد را نگاه خصمانه رژیم اسرائیل و نیز روابط نزدیک پاکستان با شماری از همسایگان ایران تهدید می کند که در جنگ اخیر خاک خود را در اختیار آمریکا قرار دادند. با این وجود به نظر میرسد تداوم رایزنیها و روند میانجیگرانه پاکستان با طرفین، حکایت از آن دارد که تهران تاکنون نشانههای واضحی از ضرورت تداوم اعتماد به همسایه شرقی خود، مشاهده کرده و از این روست که منابعی از احتمال سفر مجدد عاصم منیر به تهران را در روزهای آینده مطرح میکنند.پرونده جنگ ایران و آمریکا اگر با مساعی جمیله پاکستان پایان گیرد؛ دورانی تازه هم برای این کشور و هم بسیاری دیگر از دولتهای آسیایی آغاز خواهد شد؛ دورانی که در آن حل و فصل چالشها میتواند با مدیریت هریک از آنها صورت گیرد و نقطه ثقل دیپلماسی برای صلح و ثبات در آسیا نه در اروپا و آمریکا که در خود این منطقه تعریف شود. موفقیت پاکستان در این عرصه ظرفیت کشورهای دیگر را هم به جهان نشان خواهد داد تا امکان بهرهبرداری از آنها برای درگیریهای آینده لحاظ شود و در نهایت بازیگری صادقانه اسلامآباد میتواند جایگاه این کشور را در فردای ایران بدون تحریم ارتقا داده و به شریکی مهم تبدیل کند.
توافق تهران – مسقط برای اداره هرمز؟
از طرفی در شرایطی که تهران و مسقط در حال مذاکره برای ایجاد ساز و کار حقوقی مشخص برای نظارت بر عبور و مرور امن و بیضرر از تنگه هرمز هستند، تعدادی از کشورهای عربی جنوب خلیج فارس به این تلاشها اعتراض کردهاند. در میان نام کشورهای صادرکننده این بیانیه، نام عمان دیدهنمیشود. عمان به عنوان کشور ساحلی تنگه هرمز، در حال مذاکره با ایران برای ایجاد ساز و کار نظارت بر تنگه هرمز است.در همینباره یورونیوز نوشت: پنج کشور عربی حوزه خلیج فارس با انتشار نامهای رسمی با اقدام ایران برای ایجاد «نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس» یا PGSA مخالفت کردند؛ نهادی که ایران برای مدیریت و کنترل عبور کشتیها از تنگه هرمز معرفی کرده است. بحرین، کویت، قطر، عربستان سعودی و امارات عربی متحده در نامهای به آیاماو، سازمان بینالمللی دریانوردی که نهاد وابسته به سازمان ملل در امور کشتیرانی است، اعلام کردند که کشتیهای تجاری و بازرگانی نباید با این نهاد ایرانی همکاری کنند و نباید از مسیر دریایی که ایران برای عبور از تنگه هرمز تعیین کرده استفاده کنند. به گزارش خبرگزاری بلومبرگ، این نامه اوایل این هفته نوشته و از سوی سازمان بینالمللی دریانوردی میان کشورهای مرتبط توزیع شده است.ایران در اواسط اردیبهشت، مقررات تازهای برای عبور از تنگه هرمز اعلام کرد. بر اساس این مقررات، صاحبان کشتیها باید پیش از عبور، از طریق ایمیل با نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس تماس بگیرند و هماهنگی لازم را انجام دهند. در نامه پنج کشور آمده است: «مسیر پیشنهادی ایران باید همانگونه که هست دیده شود؛ تلاشی برای کنترل رفتوآمد در تنگه از طریق واداشتن کشتیها به استفاده از مسیری در داخل آبهای سرزمینی خود، که میتواند از راه دریافت عوارض عبور به منافع مالی منجر شود.» نامه همچنین هشدار میدهد: «هرگونه پذیرش یا بهرسمیتشناختن مسیر پیشنهادی ایران و سازمان PGSA بهعنوان یک گزینه جایگزین، میتواند رویهای خطرناک ایجاد کند.» سازمان بینالمللی دریانوردی، که نهاد وابسته به سازمان ملل در حوزه کشتیرانی است، پیشتر اعلام کرده بود که دریافت عوارض برای عبور از تنگه هرمز پذیرفتنی نیست. مقامهای ایرانی رسما اعلام کردهاند که قصد اخذ عوارض از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز ندارند و ایجاد ساز و کار نظارتی صرفا جهت حفظ ایمنی کشتیرانی، حفاظت از امنیت ملی کشورهای ساحلی و محافظت از محیط زیست دریایی منطقه است و اگر قرار باشد هزینهای از کشتیهای عبوری دریافت شود، صرفا مرتبط با خدمات دریایی ارائه شده توسط کشورهای ساحلی بر اساس قوانین بینالملل حاکم بر تنگهها است که رویهای رایج در جهان به شمار میرود.
طرح هایی که روی میز است
همچنین العربیه مدعی شده است که پیشنویس توافق ایران و آمریکا شامل تعهد به عدم هدف قرار دادن زیرساختهای نظامی، غیرنظامی و اقتصادی است.یک منبع پاکستانی اصرار آمریکا و ایران بر بالا بردن سقف خواستههایشان را علت به بن بست رسیدن مذاکرات می داند. بنا بر روایت سایت انتخاب، یک منبع پاکستانی به الجزیره گفت: اصرار آمریکا و ایران بر بالا بردن سقف خواستههایشان درباره اورانیوم و تنگه هرمز، به بنبست در مذاکرات انجامیده است.
اسلامآباد همچنان نسبت به امکان دستیابی به یک توافق موقت بین واشنگتن و تهران خوشبین است.
از سوی دیگر درحالیکه العربیه خبر جزئیات ادعایی پیشنویس توافق ایران و آمریکا را تکذیب کرد، اکنون بار دیگر آن را منتشر کرد.
روایت العربیه از جزئیات این پیشنویس توافق به شرح زیر است:
پیشنویس توافق شامل توقف عملیات نظامی و توقف جنگ رسانهای است.
پیشنویس شامل تعهد به عدم هدف قرار دادن زیرساختهای نظامی، غیرنظامی و اقتصادی است.
پیشنویس شامل احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی و عدم دخالت در امور داخلی است.
پیشنویس توافق شامل ایجاد سازوکار مشترک برای نظارت و حل اختلافات است.
پیشنویس شامل آغاز مذاکرات درباره مسائل حلنشده ظرف 7 روز است.
پیشنویس شامل لغو تدریجی تحریمهای آمریکا در مقابل تعهد ایران به مفاد توافق است.
توافق آمریکا و ایران بلافاصله پس از اعلام رسمی از سوی دو طرف اجرایی میشود.
هیچ جایگزینی برای توافق موقت بین واشنگتن و تهران وجود ندارد
همچنین الحدث به نقل از یک منبع پاکستانی نوشت:
هیچ جایگزینی برای توافق موقت بین واشنگتن و تهران وجود ندارد.
کاهش فاصلهها آسان نیست زیرا هر طرف سقف بالایی از خواستهها دارد.
مسائل بزرگ در توافق به بازه زمانی طولانی در مذاکره نیاز دارند. آمریکا و ایران بر مواضع خود درباره اورانیوم پایبند هستند.
طرح پنج مادهای پاکستان و چین برای پایان دادن به جنگ علیه ایران
همچنین بنا به روایت تسنیم، سخنگوی وزارت خارجه پاکستان از طرح ابتکاری پنج مادهای پکن و اسلام آباد برای پایان جنگ در منطقه خبر داد.




