مرضیه خوشکار- روزنامه نگار: امارات متحده عربی در 19 اوت 2026 اعلام کرد که تجارت، مبادلات تجاری و تراکنشهای مالی با ایران را تا اطلاع ثانوی متوقف میکند. این تصمیم پس از آن اعلام شد که مقامهای اماراتی ایران را به شلیک دو موشک بالستیک به سمت مناطق دریایی مرتبط با این کشور متهم کردند؛ تهران این اتهام را «بیاساس» دانسته است.به گزارش «نقش اقتصاد»، اهمیت این تصمیم برای ایران فقط به ارزش تجارت مستقیم دو کشور محدود نمیشود. امارات، بهویژه دبی، طی سالهای گذشته به یکی از مهمترین هابهای تجاری، بازصادراتی، لجستیکی و مالی مورد استفاده فعالان اقتصادی ایران تبدیل شده است.از این رو، توقف تجارت با امارات میتواند یکی از مهمترین شوکهای تجاری اخیر اقتصاد ایران باشد.
چرا امارات برای اقتصاد ایران اهمیت دارد؟
امارات پیش از تشدید بحران منطقهای، یکی از مهمترین شرکای تجاری ایران بود.بر اساس دادههای منتشرشده درباره تجارت خارجی ایران، در 10 ماه نخست سال مالی منتهی به مارس 2026، ایران حدود 6.5 میلیارد دلار صادرات غیرنفتی به امارات داشته است. در مقابل، واردات ایران از امارات به حدود 14.8 میلیارد دلار رسیده که معادل حدود 30.2 درصد کل واردات ایران بوده است.این ارقام نشان میدهد امارات فقط یک مقصد صادراتی برای ایران نیست، بلکه در سمت واردات نقشی بسیار مهمتر دارد.از سوی دیگر، بخش مهمی از کالاهایی که از امارات وارد ایران میشوند، الزاماً ساخت این کشور نیستند. دبی برای سالها نقش یک مرکز بازصادرات کالاهای اروپایی، آسیایی و آمریکایی به ایران را ایفا کرده است.بنابراین با بسته شدن این مسیر، ایران ممکن است بخشی از دسترسی خود به شبکه گسترده تأمینکنندگان بینالمللی را نیز از دست بدهد.
اولین پیامد؛ اختلال در واردات
مهمترین اثر کوتاهمدت تصمیم امارات احتمالاً در بازار واردات ظاهر خواهد شد.
بخشی از کالاهای وارداتی ایران از مسیر امارات شامل ماشینآلات، قطعات، تجهیزات صنعتی، کالاهای واسطهای، تجهیزات الکترونیکی و برخی کالاهای مصرفی است.
در شرایط عادی، بازرگان ایرانی میتواند از طریق شبکه تجاری دبی کالا را خریداری، تأمین مالی و به ایران منتقل کند. توقف این مسیر، واردکنندگان را مجبور میکند به دنبال مسیرهای جایگزین باشند.کشورهایی مانند چین، عمان، ترکیه و هند میتوانند بخشی از این تجارت را جذب کنند، اما ایجاد یک مسیر جایگزین برای شبکهای که طی سالها شکل گرفته، زمان و هزینه دارد.نتیجه اولیه میتواند افزایش مدت زمان واردات، هزینه حمل، هزینه بیمه و هزینه تأمین مالی باشد.
دومین پیامد؛ افزایش هزینه تجارت خارجی
مهمترین خسارت اقتصادی توقف تجارت با امارات ممکن است نه کاهش مستقیم حجم تجارت، بلکه افزایش هزینه مبادله باشد.
یک واردکننده که قبلاً کالا را از دبی تأمین میکرد، اکنون باید تأمینکننده دیگری پیدا کند، مسیر حمل را تغییر دهد و برای پرداخت پول نیز راهکار جدیدی بیابد. این فرآیند در نهایت قیمت تمامشده کالا را افزایش میدهد.در شرایطی که اقتصاد ایران از قبل با تحریم، محدودیتهای مالی و اختلال در حملونقل منطقهای مواجه است، چنین شوکی میتواند آثار قابل توجهی داشته باشد.صندوق بینالمللی پول نیز در بررسی آثار جنگ منطقهای بر اقتصادها، زنجیرههای تأمین، انرژی و بازارهای مالی را از مهمترین کانالهای انتقال شوک اقتصادی معرفی کرده است.
سومین پیامد؛ فشار بر بازار ارز
توقف مبادلات مالی با امارات از اهمیت ویژهای برخوردار است.
اقتصاد ایران سالهاست به دلیل تحریمها با محدودیت دسترسی به شبکه بانکی بینالمللی مواجه است. در چنین شرایطی، هر مسیر مالی که برای تسویه حسابهای تجاری مورد استفاده قرار میگیرد اهمیت پیدا میکند. حذف یک مسیر مهم میتواند هزینه انتقال پول و تسویه حساب را افزایش دهد. از طرف دیگر، واردکنندگان برای پیدا کردن مسیرهای جدید ممکن است با هزینههای بالاتر مواجه شوند. افزایش هزینه تجارت میتواند تقاضا برای ارز را نیز تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل، بازار ارز ممکن است پیش از آنکه کاهش واقعی تجارت در آمارهای رسمی دیده شود، به خبر توقف تجارت واکنش نشان دهد.
چهارمین پیامد؛ افزایش قیمت کالاها
اگر واردات از مسیر جدید گرانتر شود، بخشی از هزینه اضافی در نهایت به مصرفکننده منتقل خواهد شد. این مسئله در مورد کالاهایی که سهم واردات یا قطعات خارجی در قیمت نهایی آنها بالاست، اهمیت بیشتری دارد. در نتیجه، توقف تجارت با امارات میتواند از مسیر افزایش هزینه واردات، فشار بیشتری بر تورم وارد کند.این مسئله زمانی مهمتر میشود که بدانیم اقتصاد منطقه در سال 2026 همزمان با افزایش هزینه حملونقل و اختلال در مسیرهای دریایی مواجه است. بانک جهانی نیز در گزارش منطقهای خود هشدار داده است که جنگ و اختلال در مسیرهای تجاری میتواند رشد اقتصادی منطقه را بهشدت کاهش دهد.
پنجمین پیامد؛ آسیب به صادرات غیرنفتی ایران
این تصمیم فقط واردکنندگان ایرانی را تحت تأثیر قرار نمیدهد.ایران در 10 ماه نخست سال مالی 1404 حدود 6.5 میلیارد دلار صادرات غیرنفتی به امارات داشته است. بنابراین توقف تجارت میتواند برای صادرکنندگان ایرانی نیز مشکل ایجاد کند. کاهش صادرات به معنای کاهش درآمد ارزی، افزایش موجودی کالا در داخل و فشار بر برخی تولیدکنندگان صادراتمحور است. البته شدت این اثر به مدت زمان توقف تجارت بستگی دارد. اگر محدودیتها کوتاهمدت باشند، احتمالاً بخشی از صادرات با تأخیر یا از مسیرهای دیگر انجام خواهد شد.
اما اگر توقف تجارت برای چند ماه ادامه پیدا کند، احتمال تغییر ساختاری مسیر صادرات افزایش خواهد یافت.
آیا چین میتواند جای امارات را بگیرد؟
چین یکی از مهمترین شرکای تجاری ایران است و احتمالاً بخشی از خلأ ایجادشده توسط امارات را پر خواهد کرد.
بر اساس گزارش رویترز، چین در سال 2025 حدود 1.38 میلیون بشکه نفت در روز از ایران وارد کرده و همچنان مهمترین خریدار نفت ایران محسوب میشود. اما چین و امارات نقش یکسانی در اقتصاد ایران ندارند. چین بیشتر یک بازار بزرگ و مبدأ تولید است، در حالی که امارات علاوه بر تجارت مستقیم، نقش یک هاب بازصادرات، خدمات تجاری، لجستیک و مالی را ایفا میکند.
بنابراین انتقال تجارت از دبی به چین امکانپذیر است، اما به معنای جایگزینی کامل نقش امارات نیست.
عمان؛ یکی از مسیرهای احتمالی جایگزین
عمان نیز میتواند بخشی از تجارت ایران را جذب کند. موقعیت جغرافیایی، روابط سیاسی سنتی با ایران و دسترسی به دریای عمان، این کشور را به یکی از گزینههای مهم برای ایجاد مسیرهای جایگزین تبدیل کرده است. با این حال، ظرفیت تجاری و مالی عمان با امارات قابل مقایسه نیست. به همین دلیل احتمالاً در صورت ادامه محدودیتها، تجارت ایران میان چند مسیر مختلف تقسیم خواهد شد؛ از جمله چین، عمان، ترکیه و برخی کشورهای منطقه.
بزرگترین خطر؛ از دست دادن یک هاب تجاری
نکته کلیدی در تحلیل این تصمیم آن است که امارات فقط یک شریک تجاری نیست. دبی طی سالها به بخشی از زیرساخت تجارت خارجی ایران تبدیل شده است. بسیاری از شرکتهای ایرانی، واردکنندگان و صادرکنندگان، شبکه تأمینکنندگان، واسطهها، شرکتهای حملونقل و خدمات مالی خود را در ارتباط با این هاب ایجاد کردهاند. به همین دلیل، قطع تجارت با امارات میتواند حتی بر تجارت ایران با کشورهای ثالث نیز اثر بگذارد. این همان دلیلی است که باعث میشود اثر اقتصادی تصمیم امارات احتمالاً بزرگتر از ارزش تجارت مستقیم دو کشور باشد.
سه سناریو برای آینده اقتصاد ایران
– سناریوی اول: توقف کوتاهمدت
اگر تجارت طی چند هفته از سر گرفته شود، اثر اصلی احتمالاً شامل افزایش موقت هزینه واردات، تأخیر در تحویل کالا و فشار کوتاهمدت بر بازار ارز خواهد بود.
در این حالت، اقتصاد ایران میتواند بخش بزرگی از تجارت ازدسترفته را بازیابی کند.
– سناریوی دوم: توقف چندماهه
در صورت ادامه محدودیتها برای چند ماه، مسیرهای جایگزین شکل میگیرند، اما هزینه تجارت افزایش خواهد یافت.
در این حالت احتمال افزایش قیمت کالا، کاهش صادرات، فشار بر بازار ارز و تشدید رکود بیشتر است.
– سناریوی سوم: قطع طولانیمدت
این سناریو برای اقتصاد ایران خطرناکتر است.
اگر توقف تجارت دائمی یا بلندمدت شود، ایران مجبور خواهد شد شبکه تجارت خارجی خود را بهصورت ساختاری تغییر دهد.
چنین فرآیندی زمانبر و پرهزینه خواهد بود و ممکن است وابستگی تجارت ایران به چند مسیر دیگر را افزایش دهد.
آیا امارات هم از توقف تجارت ضرر میکند؟
توقف تجارت با ایران برای امارات نیز بدون هزینه نیست. اقتصاد امارات به تجارت، حملونقل، خدمات مالی، گردشگری و بازصادرات وابستگی بالایی دارد. گزارشهای اقتصادی اخیر نیز نشان میدهند جنگ منطقهای و کاهش تردد دریایی، اقتصادهای خلیج فارس را تحت فشار قرار داده است. بانک جهانی در آوریل 2026 پیشبینی رشد اقتصاد کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را به 1.3 درصد کاهش داده بود. با این حال، از نظر اقتصادی، ایران به دلیل وابستگی بیشتر به تجارت منطقهای و محدودیتهای ناشی از تحریم، آسیبپذیری بیشتری در برابر حذف یک مسیر مهم تجاری دارد.
جمعبندی؛ شوک امارات تا چه اندازه جدی است؟
توقف تجارت و مبادلات مالی امارات با ایران را نمیتوان یک محدودیت تجاری معمولی دانست.
امارات یکی از مهمترین منابع واردات ایران است و در کنار تجارت مستقیم، نقش یک دروازه تجاری و بازصادراتی را برای اقتصاد ایران ایفا کرده است.
در 10 ماه نخست سال مالی 1404، واردات ایران از امارات حدود 14.8 میلیارد دلار و صادرات غیرنفتی ایران به این کشور حدود 6.5 میلیارد دلار بوده است.
بنابراین، اگر توقف تجارت کوتاهمدت باشد، اقتصاد ایران با یک شوک قابل مدیریت مواجه خواهد شد.
اما اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، پیامدهای آن میتواند به شکل زنجیرهای ظاهر شود:
اختلال در واردات → افزایش هزینه تجارت → فشار بر بازار ارز → افزایش قیمت کالا → فشار بر تولید → کاهش صادرات → تشدید رکود و تورم
در نهایت، مسئله اصلی فقط از دست دادن یک شریک تجاری نیست؛ بلکه از دست دادن یکی از مهمترین گرههای شبکه تجارت خارجی ایران است. این اتفاق بار دیگر ضرورت تنوعبخشی به مسیرهای تجاری ایران، توسعه کریدورهای زمینی و دریایی، تقویت روابط با کشورهای همسایه و کاهش وابستگی به یک هاب تجاری را نشان میدهد.
برای اقتصاد ایران، مدت زمان توقف تجارت تعیینکننده خواهد بود: توقف چند هفتهای یک شوک کوتاهمدت است؛ توقف چندماهه میتواند به یک بحران تجاری و ارزی تبدیل شود؛ و توقف بلندمدت ممکن است ساختار تجارت خارجی کشور را تغییر دهد.




