احمد اشتیاقی تحلیلگر بازار سرمایه: اتفاق مهمی که سه شنبه در بازار موثر واقع شد و روند افزایشی به آن داد تعدیل نرخ اوراق بدهی دولت بود. نرخ اخزا از نرخ بازدهی 36 درصدی به یکباره با کاهش 2.5 درصدی به 33.5 درصد رسید. به نظر من شاید طی دو سه روز آینده بازدهیشان حتی به 30 درصد هم کاهش پیدا کند، یعنی به همان نقطهای که قبلا بودند برگردد. در نتیجه بازار بتواند نفسی بکشد و به نوعی این کاهش P/E که از ناحیه افزایش بی محابای نرخ بازدهی این اوراق ایجاد شده بود متوقف شود. در این مسیر نامه روز دوشنبه بانک مرکزی به بانکها نیز که سقف ارائه سود سپرده را به آنها 20.5 درصد برای یکسالهها اعلام کرد بود موثر واقع شد. در این نامه همچنین قید شده بود که اگر بانکها تخطی کنند مشمول جریمه میشوند.
دلیل دومی که به حرکت مثبت بازار انجامید به جلسه سران قوا در خصوص تجدید ارزیابی خودروییها برمیگردد. تجدید ارزیابی این گروه قرار شده از پنج سال به سه سال کاهش پیدا کند. در سمت دیگر آقای مخبر قول مساعدی داده مبنی بر اینکه در نرخ خوراک پتروشیمیها تجدیدنظر شود و همچنین نحوه خرید بنزین به همان روال قبل برگردد و گریدبندی که صورت پذیرفته بود هم برطرف بشود. این اخبار خوشی بوده که بورس از آن متاثر شد.
علاوه بر همه اینها اگر بانک مرکزی اجازه دهد دلار نیمایی حداقل به 45 هزار تومان افزایش پیدا بکند، میتوانیم امیدوار باشیم که روند بازار سرمایه برای روزهای آتی روند مثبتی باشد. در مجموع علاوه بر این مورد برای ادامه رشد، نیازمند متعهد ماندن بانک مرکزی به دو موردی که پیشتر عرض کردم هستیم. یک این که برای جریمه بانکهایی از کاهش نرخ سود خودداری میکنند جدیت داشته باشد و دو خودش هم متعهد باشد که برای این اوراق بدهی که در بازار سرمایه دارد خرید و فروش میشود یک سقفی را لحاظ کرده و متعهد به آن سقف باشد. چرا که طبق قانون، بانک مرکزی به عنوان خریدار در اوراق بدهی میتواند ورود کند.
البته نگارنده درباره انتخابات و تاثیر آن بر بازار سرمایه بر این باور هستم که با توجه اتفاقاتی که در حال حاضر روی داده است هر دولت دیگری با هر تفکری مجبور به اجرای این موضوعات است. چون واقعا مشکلاتی که مطرح شد به صورت مستقیم ارتباطی به بازار سرمایه ندارد. مشکلاتی که گفته شد همه به موضوع تولید و سرمایهگذاری برمیگردد.
با توجه به افرادی که در حال حاضر در بدنه دولت هستند، اگر هر نوع دولت دیگری هم انتخاب شود، از این بدتر نمیشود. در این مدت نارضایتی تولید در سقف خود بوده است به همین خاطر بازار سرمایه آینده خوشبینانهتری را متصور است و هر فرد دیگری که رئیس جمهور بشود این سیاستها را ادامه میدهد. در این میان اگر یک مقداری رئیس جمهور بعدی به اقتصاد بازار قائل باشد و به نوعی از مدل قیمت گذاری دستوری و تثبیتی بخواهد عبور کند، فضا بسیار بهتر هم میتواند شود، چون الان همه این مباحث در یک دایره تصمیماتی گرفته میشود که در آن مدل قیمتگذاری دستوری کماکان جاری است.
اصلاحات نرخ سود اوراق بدهی به تازگی در دستور کار قرار گرفته است، اما در سمت دیگر دولت هم نسبت به افزایش دلار نیمایی بسیار دارد سختگیری میکند؛ بنابراین شاخص به نظر من با توجه به نبود نقدینگی در بازار سرمایه، خیلی نمیتواند روند افزایشی بگیرد. ما فقط باید امیدوار باشیم که مثلا شاخص با فضای کنونی بتواند در همین حول و حوش دو میلیون و 100 بازی کند. شاید یک مقدار بالا و یک مقدار پایین؛ بنابراین فقط میتوانیم امیدوار باشیم که چون بازار در همین نقاط ارزنده است و p/e بر محور 4 تا 5 است، قاعدتا بازار از فروش اشباع شده باشد و بتواند در همین نقاط خودش را نگه دارد.
دلار نیمایی هم قاعدتا محکوم به رشد است. این فاصله 17-18 هزار تومانی با دلار آزاد بالغ بر 47-48 درصد است. حداکثر فاصله بین دلار نیمایی و آزاد حداکثر با فضای کنونی باید مثلا 20 تا 25 باشد؛ بنابراین ما این انتظار را داریم که دلار نیمایی به تدریج در طی سال 1403 به 50 هزار تومان افزایش پیدا کند و پتانسیل رشد بازار آنجاست