بهاالدین حسینیهاشمی-کارشناس پولی و بانکی: ما در یک برهه زمانی با تورم و ابرتورم مواجه هستیم و سیاستهای پولی و مالی در چنین شرایطی الزاماً آن نتیجهای را که انتظار داریم، ایجاد نمیکنند. تورم ما درست است که منشأ پولی دارد. به هر حال نقدینگیهایی که بدون پشتوانه و بدون حاصل شدن از رشد اقتصادی وارد اقتصاد شده، قیمتها را افزایش داده و باعث ایجاد تورم شده است، اما بخشی از تورم موجود ناشی از فشار هزینه است، نه تقاضا. یک زمان هزینهها افزایش پیدا میکند و قیمت کالا بالا میرود و یک زمان تقاضا افزایش پیدا میکند. در شرایط فعلی، تورمی که داریم، پس از اصلاحات ارزی و با توجه به نرخ دلار و سایر نرخها، بیشتر تورم ناشی از فشار هزینه است. مهمترین عوامل ایجاد کننده فشار هزینه، قیمت مواد اولیه، حقوق و دستمزد، انرژی و هزینههای دیگر است. هزینههای ریسک کشور نیز به این عوامل اضافه شده و مشکلاتی در واردات و صادرات و تسویه پولی بینالمللی ایجاد کرده است. سیاستهای پولی زمانی میتوانند اثرگذاری بیشتری داشته باشند که در شرایط اضطراری نباشیم؛ یعنی شرایط نرمال و طبیعی باشد. در چنین شرایطی، سیاستهای پولی، کنترل حجم پول و کنترل عرضه پول از طریق افزایش نرخ سپرده قانونی و همچنین سیاستهای مربوط به نرخ تسهیلات و سایر ابزارها میتواند به کنترل رشد تورم کمک کند. اما در شرایطی که الان هستیم، درست مثل این است که یک بیماری بسیار شدید وجود داشته باشد و این داروها چندان شفابخش نباشند.
درآمدهای ارزی ما که به ریال تبدیل و توزیع میشد و از طریق افزایش عرضه باعث افزایش عرضه کالا میشد، اکنون کاهش پیدا کرده است. در یک شرایط اضطراری هستیم و در عین حال بودجه دولت کماکان به قوت خودش باقی است، چون هزینه جاری دولت بسیار زیاد است. هزینههای آماده باش، احتیاط، جنگ و مبارزه نیز به آن اضافه میشود که ناگزیر باید انجام شود. به هر حال، این ابزارها هم یک راه هستند. میگویند وقتی آبی که هنوز در مسیر خودش است و منحرف نشده، میشود با یک بیل خاک جلوی آن را گرفت؛ ولی وقتی منحرف شد، دیگر با بیل هم نمیشود مسیر آن را تغییر داد. این سیاستها بیاثر نیستند، اما اینکه بتوانند خیلی مؤثر باشند، محل تردید است. وقتی ما به یک شرایط اقتصادی نرمال برگردیم، تهدیدهای خارجی از بین برود، روابط بینالملل درست شود و ارتباطات ما از نظر مالی، بانکی و همچنین از نظر کالا بهتر شود، این سیاستها تأثیر بسیار بیشتری خواهند داشت.
در شرایط فعلی افزایش هزینه عوامل تشکیل دهنده قیمت، نقش مهمی در تورم دارد، وقتی قیمتها ناشی از فشار هزینه افزایش پیدا میکنند و هزینه عوامل تشکیل دهنده قیمت بیشتر شده است، شرایط متفاوت خواهد بود. ما به دلیل حملونقل دریایی و مشکلات موجود، به سمت حملونقل زمینی، ریلی و هوایی رفتهایم؛ البته حملونقل هوایی برای کالاهای خاصی استفاده میشود، اما بیشتر حملونقل ما زمینی و ریلی است. این روشها چند برابر حملونقل دریایی هزینه دارند، تأخیر بیشتری دارند و از نظر اقتصادی نیز امنیت کمتری دارند و نمیتوانند آن تقاضاها را به طور کامل تأمین کنند. یک کشتی مثلاً ۶۰ هزار تن نهادههای دامی با خود میآورد. اگر بخواهید همین مقدار کالا را از مسیرهای دیگر منتقل کنید، هزینه افزایش پیدا میکند و در نتیجه گوشت گران میشود، پروتئین گران میشود و این مسائل روی یکدیگر اثر میگذارند.
یک برنامهای وجود دارد که انرژی را اصلاح کند، ولی با اینکه این اصلاح یکی از ضروریترین اصلاحات است، به تأخیر افتاده و با این تأخیر، اثرگذاری آن نیز کاهش پیدا میکند. از طرفی اینکه نرخ سپرده قانونی را یک درصد بالا ببرند، در شرایطی که ما مثلاً سال گذشته ۶۶ تا ۷۰ درصد رشد نقدینگی داشتیم که در کشور ما بیسابقه است، نمیتواند به تنهایی مسئله را حل کند. تورم نقطه به نقطه ما نیز بالای ۸۰ درصد شده و الان شاید در بخش خوراکیها، کالاهای اساسی و کالاهای مورد نیاز مردم، تورم بالای ۱۰۰ درصد باشد. باید به سمت راهحل برویم، ولی اینها به هر حال ابزارهایی هستند که رشد تورم را کند میکنند، نه اینکه باعث شوند تورم نداشته باشیم. این سیاستها میتوانند شتاب رشد تورم را کاهش دهند، اما الزاماً به معنای توقف افزایش قیمتها نیست.
در شرایط فعلی تورم سینوسی است؛ یعنی یک مقطع کاهش پیدا میکند و بعد دوباره افزایش مییابد و این روند ادامه پیدا میکند. ممکن است رشد تورم کاهش پیدا کرده باشد، ولی خود تورم همچنان بالا باشد. فرض بفرمایید تورم مثلاً ۶۰ درصد باشد و نسبت به ماه قبل دو صدم درصد کمتر رشد کرده باشد؛ این به معنای کاهش سطح تورم نیست و ممکن است ماه بعد دوباره روند افزایشی پیدا کند.
بنابراین کاهش تورم ماهانه در یک ماه به تنهایی نمیتواند به معنای تغییر پایدار مسیر تورم تلقی شود و برای ارزیابی روند، باید مجموعهای از عوامل و چند ماه متوالی را بررسی کرد. بنده معتقدم اگر همین تأثیراتی که در شرایط فعلی وجود دارد ادامه پیدا کند، ارز تأمین نشود یا محاصره دریایی باعث شود کالاها نتوانند وارد کشور شوند، طبیعتاً فشار تورمی افزایش پیدا خواهد کرد. باید تلاش کرد و امیدوار بود، اما به نظر من برنامههای کلاسیک در این شرایط بعید است بتواند پاسخ لازم را بدهد. در شرایط فعلی، تنها سیاست پولی نمیتواند همه عوامل مؤثر بر تورم را کنترل کند، زیرا بخشی از تورم از مسیر هزینهها و محدودیتهای موجود در تجارت خارجی و تأمین کالا شکل میگیرد. بنابراین برای کنترل پایدار تورم، علاوه بر سیاستهای پولی، باید عوامل ایجادکننده فشار هزینه نیز مورد توجه قرار گیرد.




