افزایش نجومی امید به زندگی در ایران

0
87

وحید حاج سعیدی طنز نویس: چند سال قبل بود که سونامی دهه شصتی‌ها خاطر خطیر برخی مسئولان را مکدر ساخت و در صدد چاره اندیشی برای این معضل گل درشت برآمدند. هر چند ما دهه شصتی نیستیم که عزیزان همه مشکلات مملکت را گردن ما بیندازند ولی خدا وکیلی اوضاع ما دهه پنجاهی‌ها هم چندان روبراه نیست. چرا که با سی سال سابقه معلمی و برخورداری از طرح مشعشع رتبه بندی هنوز حقوقمان به خط فقر نرسیده و هر وقت هم نزدیک می‌شود سکه و دلار رم می‌کنند و با یک جفتک تمام معادلات و حساب کتاب‌های اقتصادی ما را به هم می‌ریزند! اوضاع دارایی‌ها و اموال منقول و غیر منقول ما هم کشمشی است تا جایی که رئیس پلیس استان فارس پراید اطلسی رنگ مدل 86 با دو ماه بیمه شخص ثالث ما را «ارابه مرگ» صدا می‌کند و سایر دوستان هم منزل مسکونی پر از مهرمان را (که صدقه سری مردی است که می‌خواست همه کارها را یک تنه انجام دهد،) «قوطی کبریت» می‌نامند و باقی داستان!

با این احوال بنده شخصاً اعتقاد دارم که نباید همیشه به نیمه خالی آفتابه نگاه کرد چرا با همین شرایط موجود دوستان امید به زندگی در کشور را تا مرز 75 سالگی هل داده‌اند و در تلاش هستند باز هم این رکورد را جابجا کنند. به هر حال در مملکتی که با یک دم و باز دم یا یک وعده غذایی غیر ارگانیک، چند قاشق سرب و گوگرد و آرسنیک و به عبارت فصیح‌تر نیمی از عناصر جدول تناوبی خدا بیامرز مندلیف، وارد امعاء و احشاء بدنمان می‌شود؛ در کنار آمار تصادف و طلاق که از روند ساعتی میل به دقیقه پیدا کرده‌اند و سایر آمارها و رکوردهای دست نیافتنی نظیر عصبانی‌ترین مردم دنیا، سرانه بالای مصرف نمک و نوشابه و فست فود و کم تحرکی، ریز گردها، طوفان نمک، آبگرفتگی معابر و … رسیدن به متوسط 75 سال عمر با برکت، جای دست مریزاد و خدا قوت دارد! دم همه شما گرم … اما اصل خبر به روایت جراید که فکر نکیند که سر صبحی با کسی شوخی داریم!

گزارش توسعه انسانی سازمان ملل نشان می‌دهد، شاخص «امید به زندگی» در مردم ایران طی 4 دهه اخیر رشد خیره کننده داشته و ایران 82 کشور را پشت سر گذاشت. رشد «امید به زندگی» هم در ایران طی 40 سال اخیر از 180 کشور دنیا بیشتر شد. میزان امید به زندگی ایرانی هادر چهل سال گذشته 54 سال بوده که این رقم در آخرین گزارش به بیش از 75 سال رسیده است که رشد حدود 22 سال را نشان می‌دهد.حقیقتاً دست مَمَلی… خیر از جوانی‌تان ببینید… در واقع این آمار نشان می‌دهد که رعایت حقوق شهروندی که یکی از شاخص‌های توسعه در کشورهای پیشرفته است در کشور ما به اعلی درجه مورد اهتمام و توجه است که ماحصل آن افزایش خیره کننده و نجومی امید به زندگی در ایران است!

هر چند نوع نگاه مردم و توجه به فرموده سهراب که «چشم‌ها باید شست جور دیگر باید دید»، هم در این داستان بی تأثیر نبوده است. در گذشته بیشتر نیمه خالی آفتابه توجه مردم را به خود جلب می‌کرد. شاهد مثال «من از بی نوایی نیم روی زرد… رخ بینوایان رخ زرد کرد!» خوب مرد حسابی چرا باید از صبح تا غروب رخ بینوایان را آچارکشی کنی تا زردی رخ آنها را به خودت جذب صورتت بشه؟! در عوض ما اینجا به جای نالیدن از حقوق بخور و نمیر خودمان، به حقوق نجومی و بالای پنجاه میلیون برخی دوستان که اتفاقاً شرعی و قانونی هم دریافت می‌کنند، نگاه می‌کنیم و از کائنات برای نامنبردگان طلب عشق و برای خودمان افزایش حقوقی متناسب متناسب با میزان تورم جامعه طلب می‌کنیم! یعنی همین قدر که حقوقمان با تورم تاتی تاتی کند و زیاد عقب نیفتد کفایت است و ذوق مرگ می‌شویم. ملاحظه فرمودید؟! یک نفر دیگر حقوق نجومی می‌گیرد ما امید به زندگی‌مان تا حوالی 80 سال یورتمه می‌رود، فکر کنم اگر به ما مثل کارکنان بانک‌ها از این وام‌های قرض الحسنه با کارمزد یک درصد بدهند، شیرین دویست سال عمر کنیم! (دوستان ظاهراً بانکداری بدون ربا را از خودشان شروع کردند تا اگر جواب داد، برای سایرین هم کلید بزنند!) علی‌ای حال از آن جا که توسعه حقوق شهروندی با افزایش امید به زندگی رابطه مستقیمی دارد، دوستان عنایت داشته باشند زیاد هم پر گاز و به تاخت جلو نروند که مردم خوش به حالشان شود و چند صباح دیگر سونامی دهه شصتی‌ها جای خود را به سونامی سالمندان بالای صد سال بدهد! از ما گفتن بود.

 

ارسال دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید