یارانه‌های پنهان و آسیب به اقتصاد ایران

0
71

جعفر خیرخواهان کارشناس اقتصادی: از دیرباز در اقتصاد یارانه وجود داشته و عمدتاً منظور از یارانه همان یارانه آشکاری است که مردم هم می‌بینند. مثلاً دولت به این نتیجه رسیده که باید مصرف شیر در میان مردم افزایش یابد و ارزان کردن آن را اقدامی در این راستا می‌بیند. پس در حالی که از تولیدکنندگان شیر را لیتری ۳۰ هزار تومان می‌خرد، به مصرف کنندگان آن را ۲۰ هزار تومان می‌فروشد.

دانش‌آموزانی که به مدارس دولتی می‌روند هم هزینه‌ای نمی‌پردازند اما پرواضح است که تحصیل هر کدام چیزی در حدود ۲۰ میلیون تومان است که دولت آن را پرداخته است ولی در راستای حمایت از آموزش همگانی چنین هزینه‌ای می‌دهد. یا مثلاً چند ماه پیش آقای پزشکیان گفته بود که هر لیتر بنزین هشت هزار تومان هزینه تولید دارد ولی دولت آن را هر لیتر به ۱۵۰۰ یا سه هزار تومان به جامعه می‌دهد.

این‌ها که گفته شد شکلی آشکار از یارانه است که در کشورهای مختلف قابل مشاهده است. در اینجا به طور مشخص دولت منابعی را برای اقداماتی در نظر می‌گیرد که به نفع عموم مردم می‌داند. آموزش همگانی ظرفیت بالاتری از دانش به جامعه می‌دهد که از هر زاویه که به آن بنگریم به سود جامعه است. در رابطه با بنزین اما این پرسش وجود دارد که واقعاً بنزین ارزان نیاز اولیه جامعه است؟ جز این نیست که این بنزین ارزان تهران را به چهارمین شهر آلوده جهان با ترافیکی بی پایان تبدیل کرده است.به همین دلیل در بیشتر کشورهای جهان آموزش یا بهداشت یارانه می‌گیرند اما در کشورهای توسعه یافته از بنزین مالیات می‌گیرند چون مصرف زیاد آن خسارتهایی در پی دارد و نیاز اولیه جامعه هم به حساب نمی‌آید. درواقع اروپایی‌ها خصوصاً بنزین را گران‌تر می‌فروشند که بتوانند آموزش همگانی داشته باشند. در ایران اما بودجه آموزش و پرورش تخصیص نمی‌یابد ولی بنزین ارزان‌تر از هر جای دیگری است.در اینجا عملاً منابعی به جایی پرداخت نمی‌شود بلکه بیشتر به درآمدی که می‌توانست محقق شود اما نشده اشاره می‌شود. یعنی دولت در حالی که هزینه تولید هر لیتر بنزین (بدون احتساب پول نفت) آنطور که دکتر پزشکیان گفته معادل هشت هزار تومان است و آنها آن را به پمپ بنزین‌ها می‌رسانند و نهایتاً با نرخ لیتری سه هزار تومان به فروش می‌رسانند. چنانچه این اقدام نمی‌شد و این بنزین صادر می‌شد (فرض می‌کنیم که چنین چیزی ممکن بود) می‌شد لیتری ۴۰ هزار تومان آن را فروخت. مابه‌التفاوت این دو نرخ را یارانه پنهان می‌گویند.منابع کشور محدود است و باید بر مبنای اولویتها اختصاص یابند. نیاز اولیه جامعه این نیست که بنزین را ارزان‌تر از آب معدنی بخرد. نیاز اولیه مردم آموزش همگانی، غذای کافی و سالم، بهداشت عمومی، خدمات سلامت کافی، حمل و نقل عمومی و … است. متاسفانه امروز در کشور ما این خدمات یا پولی شده‌اند یا با نازل‌ترین کیفیت ارائه می‌شوند. حال آنکه در جهان امروز این نیازها تأمین شده‌اند.این اقدامات زمانی می‌تواند به شکل موفقی انجام شود که مردم به دولت اعتماد کنند. امروزه بسیاری فکر می‌کنند منابع را اگر از دولت نگیرند، این منابع در کشورهای دیگر هزینه می‌شود. در این شرایط طبیعی است که جامعه خلاف میل دولت عمل کند. درواقع دولت باید بداند برای موفقیت در اصلاح قیمت حامل‌های انرژی در گروی کنترل تورم و ثبات اقتصادی و همچنین جلب نظر مردم است. بدون همکاری و همدلی مردم افزایش قیمت بنزین تنها هزینه‌های بیشتری به دولت تحمیل خواهد کرد. دولت در یک روند تدریجی باید به مردم نشان دهد که گرچه بنزین گران می‌شود و این به تورم دامن خواهد زد ولی در مقابل مردم هزینه کمتری برای بهداشت و آموزش خواهند داد. مردم باید ببینند بیمه‌ها سهم بیشتری از هزینه‌های درمان را می‌دهند. باید ببینند که بنزین گران ترافیک و آلودگی هوا را کاهش می‌دهد. در این صورت می‌توان سرمایه اجتماعی را بالا برد.

ارسال دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید