مِهردخت میرزایی-روزنامه نگار: در هفتهها و ماههای اخیر، بازار سرمایه ایران یکی از خاصترین و پُرنوسانترین دورههای خود را پشت سر گذاشته است. از یک سو، تنشهای سیاسی و احتمال وقوع درگیریهای نظامی مستقیم میان ایران و ایالات متحده، فضای روانی بازار را تحت تأثیر قرار داد و منجر به خروج بخشی از نقدینگی و افت قابل توجه قیمت بسیاری از سهامها شد؛ افتهایی که در برخی موارد، ارزشگذاری شرکتها را به سطوحی از ارزندگی رساند که شاید بیسابقه یا کمسابقه بود. از سوی دیگر، همزمان با این جوّ انقباضی ناشی از ریسکهای سیستماتیک، عوامل بنیادی مهمی نیز در حال شکلگیری و تقویت بودند و تغییر مبنای نرخ تسعیر ارز شرکتها اثر مثبت قابل توجهی بر سودآوری پیشبینی شده بسیاری از بنگاههای بورسی داشت و نرخ تورم بالای اقتصاد ایران نیز موقعیت بازار سهام را به یکی از ارزانترین و جذابترین داراییهای دلاری کشور تبدیل کرد.
با فروکش کردن بخشی از تنشهای سیاسی و کاهش ریسکهای سیستماتیک در فضای پس از آتشبس میان ایران و آمریکا، یک پدیده مهم در بازار رخ داد و سرمایهگذاران بهتدریج متوجه شدند که با وجود تمام نگرانیها و فشارهای سیاسی، فرآیندهای عملیاتی و سودآوری بسیاری از شرکتها دچار تغییر بنیادین و معناداری نشدهاند. این شکاف میان قیمت و ارزش ذاتی که در دوره اوج نااطمینانی ایجاد شده بود، حالا به محرک اصلی بازگشت تقاضا به بازار تبدیل شد. به عبارت دیگر، رشد اخیر بورس را نمیتوان صرفاً ناشی از حمایتهای دولتی یا سیاستهای دستوری دانست، بلکه بخش عمده آن حاصل بازگشت طبیعی سرمایهگذاران به سهامی است که پیش از آن تحت تأثیر جوّ روانیِ منفیِ اغراقآمیز، با کاهش قیمتی فراتر از واقعیتهای بنیادی مواجه شده بود.
این بازگشت تقاضا بهتدریج جریان نقدینگی را از صندوقهای درآمد ثابت و سایر بازارهای امن به سمت سهام هدایت کرد و چرخه مثبت بهبود فضا، ورود پول، رشد قیمتها و جذابیت بیشتر را شکل داد.
از منظر چشمانداز، اگرچه بازار سرمایه ایران همچنان نسبت به ریسکهای سیستماتیک و سیاسی حساس است، امّا تجربه اخیر نشان داده است که این حساسیت نسبت به گذشته کاهش یافته و بازار در حال عادیسازی انتظارات خود در مواجهه با بحرانهای احتمالی است و نشانه این تغییر رفتار را میتوان در توقفناپذیری معاملات و حتی شکلگیری صفهای خرید در برخی گروههای بورسی در روزهایی مشاهده کرد که خبرها حاکی از تشدید تنشها بودند. با این حال، نمیتوان از ریسکهای ساختاری غافل شد: ناترازی تجاری، کسری بودجه دولت، تداوم فشارهای تحریمی و احتمال بازگشت جذابیت به بازارهای رقیب؛ به ویژه صندوقهای طلا که با توجه به چشمانداز مثبت نرخ ارز و اونس جهانی، میتوانند در نیمه دوم سال رقیب جدیتری برای بورس شوند همگی از عواملی هستند که میتوانند مسیر بازار را تحت تأثیر قرار دهند.
در مجموع، به نظر میرسد بازار سرمایه در نقطهای ایستاده است که همزمان دو نیروی متضاد بر آن اثر میگذارند: از یک سو، ارزندگی نسبی سهام و بازگشت اطمینان سرمایهگذاران میتواند روند صعودی را تقویت کند؛ از سوی دیگر، هرگونه بازگشت تنشهای سیاسی یا افزایش جذابیت رقبا، بازار را در معرض اصلاحات کوتاهمدت قرار خواهد داد. درک این تعادل ظریف و توجه به نشانههای تغییر جهت جریان نقدینگی، کلید تحلیل روند آتی بازار سرمایه در ماههای پیشرو خواهد بود.اردلان عزیززاده، تحلیلگر بازارهای مالی در گفتگو با «نقش اقتصاد»، درمورد روند بازار سرمایه میگوید:«بازار سرمایه پیش از وقوع جنگ، تا حد زیادی خود را برای سناریوی تشدید تنشها آماده کرده بود و در هفتهها و ماههای منتهی به این رویداد، افزایش ریسکهای سیستماتیک باعث شد فعالان بازار وزن قابل توجهی به احتمال وقوع درگیری نظامی بدهند و در نتیجه، شاهد افت قیمت بسیاری از سهامها تا سطوحی بودیم که در برخی موارد از منظر ارزندگی کمسابقه محسوب میشد. این در حالی بود که در ماههای پایانی سال گذشته، تغییر مبنای نرخ تسعیر ارز شرکتها اثر مثبتی بر سودآوری بسیاری از بنگاههای بورسی گذاشته بود و از سوی دیگر، شرایط تورمی اقتصاد ایران نیز موجب شده بود بازار سهام به یکی از ارزانترین داراییهای دلاری کشور تبدیل شود.»عزیززاده ادامه میدهد:«پس از بازگشایی بازار و با کاهش بخشی از ریسکهای سیستماتیک، سرمایهگذاران مشاهده کردند که در بسیاری از شرکتها، بهرغم فضای پرتنش سیاسی، تغییر معناداری در فرآیندهای عملیاتی و سودآوری رخ نداده است. همین موضوع باعث بازگشت تدریجی تقاضا به بازار شد؛ بنابراین رشد اخیر بورس را نمیتوان ناشی از حمایتهای دولتی دانست.» این تحلیلگر بازارهای مالی میگوید:«اگرچه سیاستهای حمایتی در کاهش نگرانیها بیتأثیر نبودهاند، امّا بخش عمده رشد اخیر را باید حاصل بازگشت سرمایهگذاران به سهامی دانست که پیش از آن تحت تأثیر ریسکهای سیاسی، با افتی فراتر از واقعیتهای بنیادی مواجه شده بودند.»
عزیززاده درمورد روند صندوقهای درآمد ثابت ادامه میدهد: «در خصوص صندوقهای درآمد ثابت نیز باید توجه داشت که در دوره افزایش نااطمینانی، بخشی از نقدینگی به سمت این صندوقها حرکت کرد، امّا با بهبود فضای روانی بازار و افزایش جذابیت سهام، بخشی از این منابع به طور مجدد، به سمت بازار سرمایه بازگشت.» این تحلیلگر بازارهای مالی میگوید:«در مورد صندوقهای طلا نیز به نظر میرسد پس از آرامش نسبی چند هفته اخیر، این بازار بتواند در ادامه سال مورد توجه بیشتری قرار گیرد. ناترازی تجاری، کسری بودجه دولت و تداوم فشارهای تحریمی از عواملی هستند که در میانمدت و بلندمدت میتوانند به رشد نرخ ارز منجر شوند. از سوی دیگر، چشمانداز اونس جهانی طلا نیز همچنان مثبت ارزیابی میشود. به همین دلیل، انتظار میرود بهویژه در نیمه دوم سال، اقبال به صندوقهای طلا به تدریج افزایش یابد.»
عزیززاده درمورد چشمانداز بازار سرمایه میافزاید:«در خصوص چشمانداز بازار سرمایه نیز به نظر میرسد بورس همچنان نسبت به ریسکهای سیستماتیک حساس باشد، اما این حساسیت نسبت به سالهای گذشته کاهش یافته است. در روزهای اخیر، مشاهده شد که حتی با شکلگیری برخی تنشها، معاملات بازار متوقف نشد و در برخی گروهها شاهد شکلگیری صفهای خرید نیز بودیم.
این موضوع نشان میدهد که فعالان بازار به مرور در حال تطبیق دادن انتظارات خود با شرایط جدید هستند. با این حال، در صورت وقوع مجدد درگیری یا تشدید قابل توجه تنشهای سیاسی، طبیعی است که بازار واکنش منفی نشان دهد و وارد فاز اصلاحی شود، امّا به نظر میرسد شدت این واکنشها نسبت به گذشته کمتر باشد؛ زیرا اکنون، بخش مهمی از این ریسکها در ذهن فعالان بازار شناختهشدهتر از قبل است.»




