رمزگشایی از “طوفان اقصی”

0

سامان سفالگر روزنامه نگار: مدت زمان کمی از عملیات “طوفان اقصی” می گذرد با این حال هنوز هم جریان های رسانه ای و خبری منطقه ای و بین المللی، به نحوی ویژه معطوف به این عملیات و دستاوردهای قالب توجه آن برای مقاومت فلسطین هستند. عملیاتی که بر اساس آمارهای منابع اسرائیلی، موجب کشته شدن چیزی در حدود هزار صهیونیست و زخمی شدن حدود 2500 تن دیگر شده است. البته که ده ها اسرائیلی نیز توسط حماس اسیر شده‌اند و هنوز آمار دقیقی در مورد تعداد آنها منتشر نشده است. شاید فصل مشترکِ اغلب تحلیل و تفسیرها در مورد عملیات طوفان اقصی یک چیز باشد: اسرائیل به هیچ عنوان انتظار یکچنین عملیات پیچیده و گسترده ای را نداشت و اساسا اسرائیل پس از این عملیات، دیگر اسرائیلِ سابق نخواهد شد و نمی تواند ادعاهای دور و درازی را با محوریت قدرت خود مطرح سازد. به گزارش «نقش اقتصاد» از این رو، عملیات طوفان اقصی، جدای از اینکه در قالب معالات جاری، با محوریت منازعات و درگیریهای ملت فسلطین با اشغالگران اسرائیلی از اهمیت زیادی برخوردار است، در عین حال، با 2 پیامد مهم منطقه ای و بین المللی نیز همراه است که این مساله خود حاکی از اهمیت بالای عملیات مذکور است. اولا، بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم اسرائیل اخیرا در جریان سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، از ایجاد و تشکیل یک خاورمیانه جدید صحبت کرده بود که مهندسی آن همراه با نقش محوری اسرائیل و کشورهای عربی خواهد بود که اقدام به عادی سازی روابط خود با صهیونیست ها کرده اند. وی حتی در این زمینه یک نقشه را که تصویری کلی از این خاورمیانه جدید، با حضور اسرائیل و متحدانش شان می داد را هم برای همگان به نمایش گذاشت. با این همه، پس از عملیات طوفان اقصی، تا حد زیادی ایده ایجاد یک خاورمیانه جدید نیز به مجموعه رویاها و توهمات صهیونیست ها پیوسته است. زیرا عملیات طوفان اقصی عملا اعتبار و ادعاهای دور و دراز امنیتی و اطلاعاتی و نظامی صهیونیست ها را مخدوش کرده و البته که هرگونه همکاری و تعامل میان دولت های عربی با اسرائیل را نیز به امری پرهزینه تبدیل کرده است. بحران در این رابطه به قدری جدی است که برخی از تحلیلگران مسائل خاورمیانه بر این باورند که اساسا در شرایط کنونی، آن دسته از دولت‌های عربی که به دنبال عادی سازی روابط با رژیم اشغالگر قدس بودند، تا حد زیادی در پیشبرد این ایده به تردید افتاده‌اند و در این میان، آن دولت های عربی که روابط خود را با اسرائیل عادی سازی کرده اند نیز بیش از همه به ساده لوح هایی شبیه شده اند که خیلی ارزان خود را به اسرائیل فروخته اند. در این شرایط، با توجه به این گزاره که تا حد زیادی هیمنه و قدرت ادعایی اسرائیلی ها در حوزه های نظامی واطلاعاتی فروریخته و بیش از پیش، بنیان های سست قدرت آن ها پیش چشم افکار عمومی منطقه و جهان قرار گرفته، باید این سوال را مطرح کرد که رهبران اسرائیل به چه پشتوانه ای خود را مُحق می دانند که از راهبری منطقه خاورمیانه در قالب ایده تشکیل یک خاورمیانه جدید سخن می گویند؟ به بیان ساده‌تر، وقتی بنیان‌های وجودی خودِ صهیونیست ها با عملیات طوفان اقصی تا حد زیادی به فروپاشی نزدیک شده، این رژیم با اتکا به چه پشتوانه ای خود را در موقعیت مهندسیِ یک نظم منطقه ای جدید در خاورمیانه می بیند؟ دوم اینکه عملیات طوفان اقصی و اوج گیری جنگ و  تنش میان جریان مقاومت فلسطین با رژیم اشغالگر قدس، در سطح بین المللی نیز تاثیرگذاری قابل توجهی داشته است. در این میان شاید یکی از عینی‌ترین آثار این مساله را بتوان در قالب جنگ اوکراین و یا درگیری های راهبردی چین و آمریکا دید. جهان غرب در ماه های اخیر به نحوی جدی معطوف به جنگک اوکراین و البته تشدید تقابل با چین در منطقه آسیا-پاسیفیک بوده است. با این حال، در شرایط کنونی که رژیم اسرائیل به عنوان عنصر نیابتیِ غربی ها در منطقه غرب آسیا، درگیر یک بحران جدی امنیتی شده، به احتمال فراوان مسائلی نظیر جنگ اوکراین و درگیریهای قدرت های غربی با چین در شرق آسیا نیز از اولویت فوری خود خارج می شوند و برای مدتی توجهات بین المللی از آن ها منحرف می گردد. تردیدی نیست که این مساله تا حد زیادی تحت تاثیر این گزاره مهم است که اساسا قدرت های غربی نمی‌توانند نسبت به تحولات منطقه خاورمیانه بی تفاوت باشند. مساله ای که به ویژه با توجه به گرم شدن تنور رقابت های مرتبط با انتخابات ریاست جمهوری 2024 آمریکا و اهمیت خاورمیانه برای دولت آمریکا و به طور خاص دولت کنونی این کشور از حزب دموکرات، ابعاد و ماهیت جدی تری را نیز به خود می گیرد. کما اینکه در مدت اخیر نیز به وضوح شاهد بوده ایم که جمهوریخواهان آمریکایی به نحوی گسترده به دولت بایدن حمله کرده و آن را به انفعال در برابر جریان مقاومت و مخصوصا ایران متهم کرده اند. مساله ای که به زعم آن ها سبب شده تا اسرائیل و البته منافع آمریکا در منطقه غرب آسیا با یک بحران جدی رو به رو شوند. از این منظر، انتظار می رود که معادله جنگ و درگیری میان جریان مقاومت فلسطین و رژیم اسرائیل که به زعم برخی ناظران و تحلیلگران، امکان دارد تا چندین ماه نیز طول بکشد، تا حد زیادی جایگزین مانور گسترده رسانه ای و خبری بین‌المللی شود که در ماه های اخیر معطوف به جنگ اوکراین و یا تشدید تقابلات راهبردی چین و آمریکا در حوزه‌های مختلف بوده است.

 

 

ارسال دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید