فریدون برکشلی-تحلیلگر بازارانرژی: عبور و انتقال روزانه 20 میلیون بشکه نفت خام و حجم عظیمی ال. پی. جی، انواع فرآوردههای نفتی و پتروشیمیایی از مسیر تنگه هرمز متوقف مانده و گاه به طور قطرهچکانی محمولههایی به سوی بازارهای جهانی حرکت میکنند.تا پیش از انسداد عملی تنگه هرمز، هیچ تحلیلگری را ندیدم که عددی کمتر از 150 دلار در بشکه را برای قیمت جهانی نفت در پی بسته شدن تنگه هرمز ذکر کرده باشد. اما قیمت برنت، فقط برای مدت کوتاهی در سطح 120 دلار در بشکه و یا اندکی بالاتر، دوام آورد. البته این رقم برای بشکههای کاغذی و بازارهای آتی است. نفت خام آماده تحویل، ارقام بالاتری را نشان میدهند، اما نه هنوز آنچنان بالا که چنین بحرانی را انعکاس دهند.در آستانه حمله آمریکا و اسرائیل به ایران و حتی پیش از اولین تهدید ایران مبنی بر انسداد تنگه هرمز، سطح ذخایر استراتژیک نفتی و همچنین ذخایر تجاری در بالاترین میزان در 10 سال اخیر قرار داشت. کشورهای عمده مصرفکننده با تمام توان و از سهماهه آخر 2025 در حال افزایش ذخایر خود بودند. شتاب در ذخیرهسازیها، یکی از نشانههای احتمال یک بحران و انقطاع ناگهانی در چرخه تولید و عرضه نفت است.البته مخازن نفتی اعم از استراتژیک یا تجاری، محدودیت دارند و امکان ساخت فوری مخازن وجود ندارد. باید در نظر داشت که از نیمه دوم 2025 قیمتهای جهانی نفت به طور نسبی در سطح پایینی قرار داشتند و لذا انگیزه خرید توسط مصرفکنندگان عمده به ویژه چین و هندوستان هم زیاد بود. اتحادیه اروپا هم واردات ال. ان. جی و فرآوردههای نفتی را افزایش داد. بنابراین در آستانه جنگ بیشتر کشورهای مصرفکننده از سطح بالایی از ذخیرهسازی برخوردار بودند.حجم ذخیرهسازی در برخی از کشورها در بالاترین سطح در تاریخ ذخیرهسازیهای استراتژیک که از سال 1975 و پس از جنگ اعراب و اسرائیل ایجاد شده بود قرار داشت. دولت چین اغلب ارقام رسمی از میزان ذخایر استراتژیک و ذخایر تجاری خود را منعکس نمیکند. برآوردهای مؤسسات رصد جابهجایی نفت، میزان ذخایر استراتژیک چین را 1.45 میلیارد بشکه تخمین زدهاند. پالایشگاهها هم ذخیرهسازیهای زیاد نفت و انواع فرآوردههای پرمصرف ایجاد کرده بودند.حالا نزدیک به سه ماه پس از شروع حملات اسرائیل و آمریکا علیه ایران و به دنبال آن کنترل تنگه هرمز توسط جمهوری اسلامی، کشورها بخش مهمی از ذخایر استراتژیک خود را مصرف کردهاند. بر پایه برآوردهای آژانس بینالمللی انرژی، ژاپن، 260 میلیون از 470 میلیون بشکه ذخایر استراتژیک خود را در هفته آخر ماه مه مصرف کرده است.نباید از خاطر برد که براساس مقررات آژانس بینالمللی انرژی، اعضا موظفند تا برای 90 روز ذخایر استراتژیک داشته باشند. ژاپن سطح ذخایر استراتژیک خود را در فوریه به 146 روز رسانیده بود. کره جنوبی هم محافظهکارانه ذخیرهسازی کرده و برای 110 روز ذخیرهسازی کرده بود که به گزارش آژانس بینالمللی انرژی حالا برای حدود 70 روز دیگر ذخیره نفتی در اختیار دارد. چین که بالاترین میزان ذخیرهسازی جهان را در اختیار دارد، در حقیقت بخشی از ذخایر خود را در قیمتهای روز صادر میکند. این ذخایر در قیمتهای نزدیک به نصف حالا خریداری و ذخیرهسازی شده بودند. آمریکا هم در هفته پایانی ماه مه 360 میلیون بشکه از ذخایر خود برداشت کرد. البته آمریکا، صادرکننده و در عین حال واردکننده نفت خام و فرآورده به شمار می آید.با توجه به آماری که در دسترس قرار دارد، کشورهای عضو باشگاه کشورهای صنعتی، OECD، برای نزدیک به 2 ماه آینده نفت و فرآوردههای نفتی و ال. ان. جی در اختیار دارند. این منوط به واردات صفر است. این کشورها در حال خرید از آمریکا، کانادا، ونزوئلا و برزیل هستند. ارقام صادرات لیبی، الجزایر و نیجریه از اعضای اوپک هم بالا رفته است. حجم محدودی نفت خام عربستان و امارات متحده عربی از طریق خطوط لوله و بدون عبور از مسیر تنگه هرمز به بنادر و بازارهای جهانی عرضه میشوند.این که بازارها عکسالعملی متناسب با ابعاد کمبود عرضه از خود نشان ندادهاند، تا حد زیادی به سطح بالای آمادگی و ضربهگیرها از طریق ذخیرهسازیهاست. در مورد اتحادیه اروپا، چنانچه بحران کنونی با همین شدت ادامه داشته باشد و به اواخر تابستان کشیده شود، احتمالاً کشورهای اتحادیه باید خط لوله نورداستریم-1 را بازگشایی کنند. تحقق این امر منوط به موافقت روسیه است. من فکر میکنم که اروپاییها در مقطعی ناچار باشند تا به فکر بازسازی خط لوله نورداستریم-2 که در اوایل جنگ روسیه در اوکراین منفجر شد هم باشند. اروپا حالا حدود سه برابر پولی را که پیش از این برای واردات گاز از روسیه میپرداخت را به آمریکا میپردازد. ضمن اینکه با توجه به شرایط موجود، آمریکا هم دست چندان بازی برای عرضه ال. ان. جی به اروپا ندارد. البته کشورهای درحال توسعه و تازه صنعتیشده هم با مشکلات جدی و لاینحل برای تأمین انرژی خود مواجه هستند. بازارها بیشتر بر اساس علائم روانی عمل کردهاند پیامهایی که از سوی بازیگران عمده ارسال میشود، روایتی را تداعی میکند که بازگشایی تنگه هرمز و بازگشت شرایط کنونی به حالت نرمال گذشته قریبالوقوع است. به عبارتی بازار جهانی نفت، در حال قیمتگذاری و معامله روایتهاست. بازار تمایلی برای رویارویی با واقعیات روی زمین و بحران درازمدت را ندارد. اما باید دید که بازار تا چه مدتی، خریدار روایتهای پرفشار غالب است. فکر میکنم که تا اواخر ژوئیه یعنی تا حدود 2 ماه دیگر، خریداران، دیگر نفتی در اختیار نخواهند داشت. ذخایر نفتی تخلیه شدهاند. تا اواخر ژوئیه، بازار نزدیک 2 میلیارد بشکه کسری تولید خواهد داشت. این کسری همان ذخایر نفتی استراتژیک و ذخایر تجاری است که مصرف شدهاند و باید جبران شوند. یعنی بازار یک وقفه طولانی در بازار جهانی نفت را باید تأمین کند. بازار هم این خطر بزرگ را میفهمد، اما تحت تأثیر پیامها و علائم قرار دارد. گاهی بازار تحت تأثیر یک توئیت تا 10 درصد افت قیمت نفت را تجربه میکند. بازار جهانی نفت در طول حیات اوپک تا این حد متاثر از علائم روانی نبوده است. به عبارتی بازار نفت هرگز این چنین غیرمسئولانه رفتار نکرده است. وقتی قیمت بالا میرود، دنیا مطلع میشود که مسیر نادرستی در پیش گرفته شده و باید اصلاح شود. وقتی که بورسهای نفتی به درستی کشف قیمت نمیکنند، دنیا متوجه عمق فاجعهای که در بخش انرژی با آن مواجه است را به درستی درک نمیکند.




