تحولات نامطلوب برای ایران در قراباغ

0

بیش از سه دهه است که ارمنستان و جمهوری آذربایجان با منازعه‌ای دست و پنجه نرم می‌کنند که ریشه آن تعیین سرنوشت منطقه کوهستانی قرا باغ، با اکثریت جمعیت ارمنی بوده است. اگرچه جنگ 2020 میلادی بین اذربایجان و ارمنستان، زمین بازی را به نفع باکو که مدت‌ها به دنبال بازپس گیری کنترل منطقه بود، تغییر داد اما حالا منازعه بین دو کشور، بر سر کریدور لاچین، پای ایران را هم به این منازعه باز کرده است.

کریدور لاچین همان جاده اصلی به قرا باغ است که بیش از هشت ماه، جمهوری آذربایجان مسیر ارسال تدارکات حیاتی برای حدود 120 هزار ارمنی به منطقه قرا باغ را در آن قطع کرده بود. آن زمان غیرنظامیان، از جمله حدود 30 هزار کودک، برای غذای تازه، سوخت و کالاهای پزشکی ناامید بودند. همان زمان کمیته بین المللی صلیب سرخ در گزارشات رسمی خود، کمبود شدید نیازهای اساسی را توصیف کرده بود. موضوعی که در نهایت با مداخله روسیه و تشویق امریکا و اروپا، مذاکراتی بین الهام علی اف رئیس جمهور اذربایجان و نیکول پاشینیان نخست وزیر ارمنستان سر گرفت و به حل و فصل موقتی منازعه ختم شد.

آن زمان، اگرچه پیشرفت‌هایی در مذاکرات صلح اذربایجان و ارمنستان در مورد به رسمیت شناختن متقابل تمامیت ارضی و حتی مسئله دشوار تعیین مرز انجام شده بود اما مشکلات مربوط به کریدور زنگزور، که یک مسیر حمل و نقل مهم برای کل منطقه است، همچنان به محل منازعه آذربایجان و ارمنستان باقی ماند.

دالان زنگزور یک دالان حمل و نقل است که در صورت اجرا، به آذربایجان دسترسی بلامانع به جمهوری خودمختار نخجوان از طریق استان سیونیک ارمنستان را بدون پست‌های بازرسی این کشور می‌دهد. خلعید شدن ارمنستان نسبت به این کریدور به معنی انتزع این بخش از خاک ارمنستان و الحاق عملی آن به خاک آذربایجان تفسیر می‌شود و بالبتع به معنی قطع دائم مرزهای ایران و ارمنستان است، موضوعی که ایران بارها اعلام کرده است که پذیرای آن نخواهد بود. از این رو، به معنای واقعی کلمه، زنگزور، دالانی ژئوپلیتیکی است که مرزهای شمالی ایران را تغییر داده و استان آذربایجان شرقی ایران را از مسیر ترانزیت ترکیه به باکو حذف می‌کند.

به همین دلیل، اعتراض اصلی به کریدور از سوی ایران است که باعث تنش این روزهای جمهوری آذربایجان و ایران شده است. پیش‌تر، مکالمه تلفنی بین حسین امیرعبداللهیان و جیحون بایراموف وزیر امور خارجه اذربایجان، که در آن تمایل به ادامه دیپلماسی و گفتگو ابراز شد و پس از ان سفر عبداللهیان به باکو را رقم زد، نویدبخش تحولات روابط بین دو کشور بود. ایران در ادامه تلاش کرد با تأسیس زیرساخت‌های پل بر رودخانه ارس، زمینه لازم برای حفظ مسیر حمل و نقل را با حفظ ویژگی‌های ژئوپلیتیکی منطقه حفظ کند. اما در ادامه آذربایجان تمایلی برای پیروی از پیشنهاد ایران نشان نداد و بر راه اندازی مسیر زنگزور پافشاری کرد.

در همین حال با تشدید تخاصم بین ارمنستان و جمهوری آذربایجان، ابراهیم رئیسی با اشاره به پیوند جدایی ناپذیر بین آذربایجانی‌های ایران و جمهوری اذربایجان، تلاش کرد از شعله ور شدن آتش میان دو کشور بکاهد. موضعی که بعداً و با افزایش تحرکات ماشین نظامی جمهوی آذربایجان در مرز ارمنستان، اظهارات علی اکبر احمدیان، دبیر شورای عالی امنیت ملی را به دنبال داشت. احمدیان با اشاره به اینکه ایران به تمامیت ارضی و حاکمیت همه کشورهای همسایه احترام می‌گذارد، تاکید کرده بود از مذاکرات صلح بین ارمنستان و اذربایجان حمایت می‌کند.

این در حالی است که ایران، فرمول مذاکرات 3 + 3 را روی میز قرار داده تا یک طرف گفتگوها ایران، ترکیه و روسیه قرار گیرند و در سوی دیگر، سه طرف دیگر مرتبط یعنی اذربایجان، ارمنستان و گرجستان، دیپلماسی را با هدف صلح و ثبات پایدار دنبال کنند.

اما ایران به دو دلیل، تغییر ژئوپلیتیک در مرزهای خود را تهدیدی برای امنیت ملی تلقی می‌کند:

اولین دلیل در مخالفت ایران با کریدور زنگزور، نگرانی ایران از شکل گیری وضعیتی جدید در جغرافیای منطقه قفقاز به نفع جریان پان ترکیستی با محوریت ترکیه و آذربایجان است که کنترل ایران بر این جریان سیاسی جدایی طلب را تضعیف می‌کند. جمهوری آذربایجان با تغییر مرزهای جنوبی خود، بر توازن قدرت منطقه‌ای خود اثر خواهد گذاشت و افتتاح کریدور زنگزور این اثر را چندین برابر خواهد کرد.

دومین موضوعی که باعث می‌شود ایران وضعیت جدید قفقاز را به عنوان یک تهدید امنیت ملی در نظر بگیرد، توسعه روابط جمهوری آذربایجان و اسرائیل است که شامل همکاری‌های نظامی، فنی و امنیتی است. نفت آذربایجان 40 درصد از کل مصرف اسرائیل را تشکیل می‌دهد. اسرائیل همچنین یک تأمین کننده عمده سلاح به آذربایجان است. از این رو جمهوری آذربایجان یک کشور مهم در استراتژی سیاست خارجی اسرائیل به شمار می‌رود که در نزدیکی ایران به مثابه منبع اصلی تهدید برای امنیت اسرائیل قرار دارد.

این مجاورت جغرافیایی، تصور سیاستمداران ایرانی را برای درک آذربایجان به عنوان همراهی کننده منافع اسرائیل تقویت می‌کند. چه آنکه گفته می‌شود اسرائیل به تاسیساتی نظامی در فاصله 7 کیلومتری ایران دسترسی پیدا کرده و از این رو همکاری‌های نظامی جمهوری آذربایجان و اسرائیل، حساسیت ایران بر روابط راهبردی دو کشور را که احتمال تضعیف منافع ایران را به دنبال دارد، افزایش می‌دهد.

این در شرایطی است که با افزایش همکاری‌های عربستان سعودی، چین و امریکا برای تأسیس راه آهن مشترک، ایران، خود را در وضعیتی می‌بیند که شبکه روابط و توازن قدرت در خاورمیانه به ضرر او در حال تغییر است.

این تغییرات در جنوب و تحرک نظامی جمهوری آذربایجان در شمال، راه اندازی کریدور زنگزور در شمال را برای ایران، به مثابه تکمیل جزئیات کوچک در تصویر بزرگ‌تری که مهار ایران در خاورمیانه است، نزدیک می‌کند.

ارسال دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید