حامد قناعی: بازار سرمایه در حال حاضر به لحاظ ارزش در نقطهای قرار دارد که جاماندگی خود را نسبت به تورم و قیمت ارز پر کرده است. از طرف دیگر نااطمینانی به آینده باعث توقف و ریزش شاخص بازار سرمایه از کانال ۴.۵ میلیون واحد به ۳.۹ میلیون واحد شد. در واقع با توجه به اشباع ارزش و همچنین ناآرامیها بورس درجا زد. در چنین شرایطی باید اخبار بنیادین کمک کند بازار به رشد خود ادامه دهد. از سوی دیگر اقدام دولت برای حذف ارز ترجیحی برای یک سری صنایع مطلوب و برای برخی دیگر نامطلوب بود. به طور مثال این اتفاق میتوانست به رشد قیمت خودرو و اقبال سهامداران به سهام خودرویی منجر شود. شاهد این بحث افزایش قیمتهایی بود که در بهمن ماه توسط یک خودروساز صورت گرفت. اما سازمان حمایت، مجوز افزایش قیمت را نداد و نمایندگان مجلس نیز با این موضوع مخالفت کردند. در واقع علاوه بر ریسکهای سیاسی و کلان، برخی ریسکهای سیاستگذاری در داخل نیز وجود دارد که نشان میدهد سیاستگذار و قانونگذار نمیخواهند آزادسازی قیمتها را بپذیرند. زیرا در یک سری حوزهها مثل نهادهها و نرخ بهره ذینفع هستند اما در بعضی حوزها که نفع چندانی ندارند در برابر آزادسازی قیمت مقاومت میکنند. ادامه این شرایط برای بازار سرمایه مناسب نیست. وقتی سایه بیثباتی سیاسی افزایش مییابد ریسک نقدشوندگی برای سرمایهگذار نیز بالا میرود. بنابراین سمت داراییهایی میرود که نقدشوندگی بیشتری داشته باشد. مصداق این موضوع افزایش اقبال به صندوقهای درآمد ثابت و صندوقهای طلا در بازار سهام طی هفتههای اخیر بود. معمولاً در همه جای دنیا در وضعیت جنگی یا التهابات پیش از جنگ، بیثباتی سیاسی و اقتصادی ایجاد میشود؛ بنابراین کسی افق طولانی مدتی را پیش روی خودش متصور نیست. در چنین شرایطی سرمایه گذاری بیمعنی میشود. زیرا سرمایهگذار آینده را ارزیابی میکند. طبیعتاً وقتی چنین شرایط نه جنگ نه صلح به وجود میآید نه تنها بازار سرمایه بلکه همه جا تحت تأثیر قرار میگیرد و همه فقط به امورات روزمره خود فکر میکنند. علت آنکه بورس در هفتههای اخیر سطوح مختلف را شکست و به سمت پایین حرکت کرد همین است.




