محمد غفوری: بازار سرمایه در آستانه از دست دادن آخرین سنگرهای حمایتی خود قرار گرفته است. بورس تهران اسفندماه را با ریزشهای سنگین آغاز کرده و هر روز با خروج جدی پول حقیقی روبروست. این محدوده را باید آخرین خط دفاعی شاخص کل دانست و از این منظر بایستی هشدار داد که اگر متولیان بازار دیر عمل کنند و این کف از دست برود، خروج نقدینگی دومینووار شدت میگیرد و شرایط، بحرانیتر خواهد شد. بنابراین بازار سرمایه ایران این روزها یکی از حساسترین و پرچالشترین دورههای خود را تجربه میکند. اسفندماه برای بورس تهران نه با رونق که با تداوم ریزشهای سنگین آغاز شده و حالا همه چشمها به محدودهای دوخته شده که شکست آن میتواند فصلی تازه از بحران را رقم بزند. در هفتههای اخیر، خروج بیسابقه نقدینگی، کاهش شدید تقاضا و تداوم جو منفی ناشی از ابهامات سیاسی، بازار را به نقطه حساسی رسانده است. در چنین شرایطی، تأخیر در تصمیمگیریهای حمایتی میتواند هزینههای جبرانناپذیری به همراه داشته باشد و بازار را وارد مرحله تازهای از سقوط کند. محدوده سه میلیون و 300 تا سه میلیون و 400 هزار واحد، یک محدوده بسیار مهم و حمایتی برای بورس تلقی میشود که میتواند نقطه توقف و ثبات نسبی بازار باشد. باید دید در این محدوده، سطح حمایتهای متولیان بازار سرمایه از جمله صندوق تثبیت و صندوق توسعه بازار سرمایه چگونه ارزیابی میشود. اما در پاسخ به این پرسش که اگر این خط حمایت شکسته شود، وضعیت بورس چگونه خواهد شد، باید گفت اگر این محدوده از دست برود، شرایط به شدت چالشی و بحرانی خواهد شد. هرچه متولیان بورس دیرتر عمل کنند، هزینه حمایت برایشان گرانتر تمام میشود، زیرا خروج نقدینگی میتواند دومینووار شدت بگیرد و آثار مخرب بیشتری برای بازار سرمایه رقم بزند. از منظر بنیادی به جرات میشود گفت که بازار سرمایه در محدودههای ارزندهای قرار گرفته است. هرچه هم درباره ارزندگی و بنیادی بودن بازار سرمایه صحبت کنیم، یکی از دلایل مهمی که میتواند باعث جبران سریع زیانها شود، رسیدن ریسک سیستماتیک به سطح ثبات است. در سنوات گذشته هم این را دیدیم؛ بازار سرمایهای که در شرایط فعلی است، با فروکش کردن ریسک سیستماتیک به راحتی میتواند دوباره بالای چهار میلیون واحد برگردد و اعداد بالاتری را هم ببیند. در شرایط فعلی، راه ورود نقدینگی به بازار سرمایه عملاً بسته شده و از طرفی خروج نقدینگی در یکی دو هفته اخیر به شدت ادامه داشته است. قطعاً روند نزولی بورس تا پایان سال، ادامهدار خواهد بود. شرکتها در روزهای پایانی سال برای تأمین نقدینگی و پرداخت پاداش و حقوق پایان سال نیروهای خود، نیاز به منابع دارند. در سنوات گذشته هم اسفندماه معمولاً فصل فروش شرکتهای تولیدی بوده و همین میتواند فشار فروش را در بازار سرمایه ایجاد کند. مادامی که شرایط ثبات ریسک سیستماتیک را نداشته باشیم، وضعیت بورس همچنان منفی خواهد بود. سناریوی صعود بورس فعلاً مطرح نیست. تنها درخواستی که از متولیان داریم این است که بتوانند از طریق ابزارهایی که در اختیار دارند، اعتماد را به بازار بازگردانند. ابزارهایی مانند تزریق منابع و انتشار اوراق اختیار فروش تبعی که روزهای گذشته خبر آن منتشر شد، میتواند در شرایط فعلی بازار سرمایه مؤثر باشد. باید دید امسال چقدر از این ابزار استقبال میشود. تجربه دورههای بحرانی گذشته نشان داده بیمه سهام یا همان اوراق اختیار فروش تبعی توانسته بورس را به ثبات برساند. امیدواریم این بار هم با استفاده از این ابزار، کف بازار حفظ شود تا شاهد منفیهای سنگین نباشیم. اگر بازارساز و دولت به عنوان بزرگترین متولی بازار سرمایه برنامهریزیهای مناسبی داشته باشند، میتوانیم شاهد رشدهای خوبی در بازار باشیم؛ در فصل بودجه، باید دید که سیاست سال آینده، سیاست پولی خواهد بود یا مالی. اگر بازار به سمت انتشار بیشتر اوراق برود، شاهد افزایش نرخ بهره خواهیم بود که میتواند یکی از رقبای مهم بازار سرمایه باشد و اجازه رشد بیشتر بازار را ندهد. اگر اعتمادسازی دوباره به بازار سرمایه بازگردد، میتوانیم شاهد رشدهای خوبی در بازار باشیم. باید اشاره کنیم که بازار با توجه به جا ماندگیاش نسبت به بازارهای موازی مانند طلا، دلار و ملک، در ۵ سال اخیر جزء جا ماندهترین بازارها محسوب میشود.




