عباس کشاورز: استان تهران امروز در نقطهای حساس و شکننده قرار دارد. تهران به عنوان پایتخت اقتصادی، سیاسی و صنعتی کشور، با تمرکز شدید فعالیتها و خدمات، مهاجرتهای گستردهای را از دیگر استانها جذب کرده و همین امر موجب بارگذاری جمعیتی و اقتصادی فراتر از ظرفیت اکولوژیک این منطقه شده است. آلودگیهای زیستمحیطی ناشی از محدودیت منابع آب، رشد جمعیت، صنعتیشدن بیضابطه و نادیدهگرفتن شاخصهای توسعه پایدار، پسماند و منابع انرژی را به چالشی جدی تبدیل کرده است. مهاجرت و سیاستهای ناهماهنگ افزایش جمعیت، مدیریت منابع را دشوار کرده و نیاز به تأمین آب و استراتژیهای مدیریتی پیچیدهتر را افزایش داده است، همزمان با افزایش جمعیت و توسعه بیرویه، سیاست انتقال آب از دیگر مناطق برای تأمین آب تهران از اواخر دهه ۴۰ آغاز شد که درواقع به چالشها دامن زد. از ابتدای گسترش تهران، وزارت نیرو توجه خود را بر اجرای پروژههای پرهزینه انتقال آب متمرکز کرد و دیگر دستگاههای ذیربط نیز بدون توجه به ظرفیتهای آبی و اکولوژیک، روند توسعه بیرویه را تشدید کردند. افت سطح آبهای زیرزمینی، بروز پدیده فرونشست به میزان حدود ۳۷ سانتیمتر در سال، آلودگی منابع آبی، فرسایش خاک، بیابانزایی و مهاجرت اجباری تنها بخشی از مشکلات مرتبط با تأمین آب تهران است. گرچه بحران کنونی به تغییر اقلیم و خشکسالی ربط داده میشود اما مشکل اصلی به خشکسالی اجتماعی-اقتصادی برمیگردد زیرا ایران در اقلیم خشک و نیمهخشک قرار دارد و موضوع اصلی نبود برنامههای توسعه پایدار ملی و منطقهای و مهاجرتهای گسترده، گسترش شهرهای پرجمعیت و توسعه فارغ از ظرفیت اکولوژیک و ظرفیت آمایشی هزینههای بلندمدت فراورانی را کشور تحمیل کرده است. آبهای کمیاب با کیفیت مطلوب و گرانقیمت، پس از یک بار مصرف، بدون بازچرخانی و استفاده مجدد به پسابهای غیربهداشتی تبدیل میشوند و در مناطق جنوبی شهر انباشته میشوند؛ پسابهایی که در تولید محصولات کشاورزی آلوده استفاده میشوند و آلودگی محیط زیست را تشدید میکنند. ادامه مسیر کنونی، تهران را با بحرانهای جبرانناپذیری مواجه خواهد کرد که نهتنها آینده این کلانشهر، بلکه تعادل اجتماعی و اقتصادی کشور را تهدید میکند. راهحل اساسی نه در پروژههای پرهزینه انتقال، بلکه در بهبود و ارتقای مدیریت مصرف، بازچرخانی و حمایت از فناوریهای نوین در همه بخشهای مصرف است.




