محمد جواد خلیلی: تورم در ایران بهسادگی قابل توضیح نیست و حاصل تنها افزایش نقدینگی یا نوسانات نرخ ارز نیست. این پدیده اقتصادی، محصول ترکیبی از سیاستهای نادرست، کسری بودجه، رفتارهای سوداگرانه و انتظارات تورمی است که هم از سوی نهادهای دولتی و هم جامعه شکل گرفته و باعث افزایش پرشتاب قیمتها شده است. سرمایهگذاری در داراییها یا ارز برای کسب سود کوتاهمدت، نهتنها راهکاری برای مقابله با تورم نیست، بلکه خود به تشدید فشارهای اقتصادی دامن میزند. همزمان، ساختار بودجه و پروژههای ناکارآمد، نقدینگی را در بخشهای غیرمولد رسوب میدهد و این چرخه معیوب تورم را پایدار میکند. این روند نشان میدهد که تورم مسئلهای چندوجهی و پیچیده است که مدیریت آن نیازمند نگاه جامع و همزمان به عوامل متعدد است.
به گزارش «نقش اقتصاد»، نقش نرخ ارز و محدودیت عرضه در بازارهایی مانند مسکن، بهوضوح اثرات تورم ساختاری را نشان میدهد. تقاضای سرمایهای برای ارز و کمبود مصنوعی زمین باعث افزایش قیمتها و انتقال فشار تورمی به سایر کالاها و خدمات میشود. علاوه بر این، انتظارات تورمی ناشی از اخبار و تحولات بینالمللی، توان مدیریت بازار را کاهش داده و رفتار اقتصادی مردم و تولیدکنندگان را تحت تأثیر قرار میدهد. نبود اعتماد به ثبات قیمتها و تجربه مداوم افزایش سطح عمومی قیمتها، مهار تورم را دشوارتر کرده است. در چنین شرایطی، اعتمادسازی و ایجاد اطمینان در بازار برای کاهش انتظارات تورمی و کنترل پایدار قیمتها به یک ضرورت تبدیل شده است.
مجید گودرزی، کارشناس اقتصادی، در گفتگو با «نقش اقتصاد» با اشاره به عوامل متعدد شکلگیری تورم، تأکید میکند که تورم در ایران صرفاً حاصل نقدینگی یا نرخ ارز نیست، بلکه ترکیبی از سیاستهای نادرست، کسری بودجه، رفتارهای سوداگرانه و انتظارات تورمی است که بهصورت دستساز و در برخی موارد عمدی، اقتصاد کشور را با رشد پرشتاب قیمتها مواجه کرده است.
تورم؛ بیماری اقتصادی با منشأهای متعدد
گودرزی با بیان اینکه تورم منشأهای متعددی دارد، یکی از مهمترین عوامل آن را نقدینگی میداند. به گفته او، تورم یک بیماری اقتصادی است که متأسفانه در ایران نهتنها با آن مقابله نمیشود، بلکه در دل این بیماری سرمایهگذاری نیز صورت میگیرد. بسیاری از افراد اقدام به خرید و نگهداری کالا، ارز یا دارایی میکنند تا در آینده با افزایش قیمت آن سود ببرند، در حالی که همزمان از تورم گلایه دارند.
او تأکید میکند که بخش قابل توجهی از تورم، نتیجه اقدامات هم دولت و هم مردم است. از منظر دولت، مسئله نقدینگی بهشدت بغرنج شده و بانکهای خصوصی سهم بزرگی در ایجاد نقدینگی کشور دارند. این بانکها با برداشت از داراییهای مردم و خلق پول، زمینه را برای افزایش پایه پولی و رشد نقدینگی فراهم میکنند. افزایش ضریب گردش پول نیز به تشدید این روند دامن زده و در نهایت، فشار تورمی را افزایش میدهد.
نقش نرخ ارز و رفتار سرمایهای مردم
این کارشناس اقتصادی در ادامه به نقش نرخ ارز در تشدید تورم اشاره میکند و میگوید: بخشی از جامعه، ارز را بهعنوان مبنای قیمتگذاری و محل سرمایهگذاری انتخاب کرده و اقدام به نگهداری آن میکند. این رفتار، نهتنها سرمایهگذاری مولد محسوب نمیشود، بلکه باعث میشود تقاضا نسبت به عرضه در بازار ارز افزایش پیدا کند و کمبود مصنوعی در بازار شکل بگیرد.
به گفته گودرزی، همین عدم تعادل میان عرضه و تقاضا، به افزایش قیمت ارز منجر میشود و اثر آن به سرعت به سایر کالاها و خدمات سرایت میکند. در چنین شرایطی، تورم تشدید شده و فشار آن مستقیماً بر معیشت مردم وارد میشود.
بودجه، کسری مزمن و رسوب نقدینگی
گودرزی یکی دیگر از عوامل اساسی تورم را ساختار بودجه کشور میداند. به گفته او، در بودجه سالانه، دهها هزار میلیارد تومان طرح و تعهد وجود دارد که نیازمند تأمین اعتبار هستند، اما بسیاری از این طرحها به نتیجه نمیرسند. در چنین شرایطی، دولت برای جبران کسری بودجه ناچار به افزایش نقدینگی میشود.او تصریح میکند که این نقدینگی اغلب در پروژههایی رسوب میکند که هیچ بازدهی اقتصادی برای کشور ندارند. در نتیجه، نهتنها مشکلی حل نمیشود، بلکه حجم پول در گردش افزایش یافته و تورم تشدید میشود. به اعتقاد این کارشناس، این چرخه معیوب یکی از دلایل اصلی ماندگاری تورم در اقتصاد ایران است.
تصور غلط سود بردن از تورم
گودرزی با رد این تصور که مردم میتوانند از تورم سود ببرند، میگوید: اگر فردی با خرید دلار، طلا یا کالاهای دیگر در یک بخش سود کند، در مقابل مجبور است همان سود را برای خرید هزاران کالای دیگر با قیمت بالاتر پرداخت کند. به بیان دیگر، سود ظاهری در یک دارایی، با افزایش عمومی قیمتها خنثی میشود.
او تأکید میکند که تصور سود بردن از تورم، یک برداشت اشتباه است و در نهایت، کل جامعه از افزایش سطح عمومی قیمتها متضرر میشود. از همین رو، بخشی از تورم را میتوان «دستساز» و حتی در مواردی «عمدی» دانست.
زمین، مسکن و تورم ساختاری
این کارشناس اقتصادی به سیاستهای دولتها در حوزه زمین و مسکن نیز اشاره میکند و آن را یکی از عوامل مهم تورم میداند. به گفته او، در سالهای گذشته و حتی در دولت کنونی، عرضه زمین بهشدت محدود شده و همین موضوع باعث افزایش شدید قیمت مسکن شده است، در حالی که ایران از نظر منابع زمین، با کمبود مواجه نیست.
گودرزی یادآور میشود که حدود ۶۰ درصد بهای تمامشده مسکن مربوط به زمین است و افزایش چند ده درصدی قیمت مسکن در مدت کوتاه، طبیعی نیست. محدود کردن عرضه زمین، بهنوعی تحمیل کمبود به بازار مسکن بوده و به تشدید تورم در این بخش انجامیده است.
تحریمها و نقش انتظارات تورمی
گودرزی در بخش دیگری از گفتگو، به تحریمها و انتظارات تورمی اشاره میکند و میگوید: حتی در شرایطی که نرخ ارز ثبات نسبی دارد، انتظارات تورمی باعث میشود تولیدکنندگان و فروشندگان همچنان قیمتها را افزایش دهند. این انتظارات گاهی به بهانه یک توییت یا اظهارنظر مقامات آمریکایی یا صهیونیستی شکل میگیرد و به سرعت به بازارها منتقل میشود.
او با اشاره به تجربه سالهای گذشته میگوید: در مواردی دیدهایم که حتی پیش از اعمال رسمی تحریمها، بازارها دچار نوسان شدهاند. این نشان میدهد که انتظارات تورمی نقش بسیار پررنگی در اقتصاد ایران دارد و مدیریت بازار عملاً در اختیار کسانی است که از تورم سود میبرند.
اعتمادسازی؛ حلقه مفقوده مهار تورم
گودرزی در پایان تأکید میکند که یکی از دلایل تداوم انتظارات تورمی، نبود روندهای کاهشی در سالهای گذشته است. وقتی مردم کاهش پایدار قیمتها را تجربه نمیکنند، این تصور شکل میگیرد که افزایش قیمتها دائمی و همیشگی است.
به اعتقاد او، دولت باید با تمرکز بر تأمین مایحتاج عمومی و ایجاد اطمینان در بازار، اعتمادسازی کند تا فعالان اقتصادی و مردم به ثبات قیمتها امیدوار شوند. بدون این اعتمادسازی، مهار انتظارات تورمی و کنترل تورم امکانپذیر نخواهد بود.




